
حقیقت خیر و شر در هستی
تبیین جایگاه وجودی خیر و ماهیت عدمی شر
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین مبناییِ مسئله خیر و شر در نظام هستی میپردازند. بحث با بررسی مفهوم وجود و نقد دیدگاه اصالت ماهیت آغاز میشود تا روشن گردد که خیر، حقیقتی وجودی و مرتبط با ذات باریتعالی است. استاد با تفکیک میان معنای مصدری و حقیقتِ وجود، توضیح میدهند که چگونه اشیاء خارجی با افاضه نور وجود از مبدأ هستی، از ظلمات عدم خارج میشوند. در ادامه، با تحلیلِ ماهیتِ شر به عنوان یک امر عدمی و ناشی از قصور یا نقصان در مراتب وجود، نسبت میان اختیار انسان و فعلیتبخشی به استعدادهای الهی تبیین میگردد. این جلسه با هدف اصلاح جهانبینی مخاطب نسبت به حوادث و پدیدههای پیرامون، به این نتیجه میرسد که هرچه در خارج تحقق دارد، در اصلِ وجود خود خیر است و شر، تنها در مقامِ عدمِ کمال یا فقدانِ فعلیت معنا مییابد.
حقیقت خیر و شر در هستی
4معلوم است این شخص نفهمیده است، خب این نفهمیده است! حالا چقدر سن ایشان است؟! هفتاد سال هم سن اوست! هفتاد سال سن دارد و خود را هم اهل اطلاع میداند! تمام این اشخاص و این افراد وجود را یک امر مصدری میدانند یعنی همین بودن. اما اینکه مرحوم حاجی میگوید: و کنهه فی غایة الخفاء، شوخی که نمیکند! مرحوم حاجی با آن ظرفیتش از رسیدن به حقیقت وجود اظهار عجز میکند! البته ما اینها را نمیگوییم، آنها بزرگانی هستند و خب تا حدودی رسیدهاند ولی آن کسانی که فلسفه نخواندهاند و به مسائل فلسفی نرسیدهاند چه از وجود میفهمند؟! آنوقت همۀ مسائل در حیطۀ تخیلات و تصورات و اوهامشان قرار دارد.
عوض شدن جهانبینی انسان درصورت متصل دانستن حقایق اعیان خارجی به ذات و مبدأ
خیلی قضیه فرق میکند که ما حقایق اعیان خارجی را متصل به آن ذات و مبدأ بدانیم و از این دیدگاه و منظر به قضایا نگاه کنیم یااینکه نه، آن را یک وجودی بدانیم که در عالم هورقلیا پرت کردیم و بعد اشیاء خارجی را هم یک ماهیاتی جدای از او فرض بکنیم! آنوقت این مسئله در مسائل ولایت گسترش پیدا میکند، در مسائل شرع گسترش پیدا میکند، در مسائل حساب، کتاب، میزان، فلان و در همۀ اینها گسترش پیدا میکند، آن حقیقت و سرمایۀ علمی در همۀ اینها تسری پیدا میکند و بهطورکلی اصلاً جهانبینی انسان عوض میشود.
لذا مرحوم آخوند در اینجا میفرمایند که مقصود ما معنای مصدری نیست که متأخرین قائل هستند. بنده عرض میکنم که نهتنها متأخرین بلکه همه قائل هستند!
و أمّا مَن لَم یَضَع لِلمَفهومِ مِنَ الوجودِ عِندَ العَقلِ حَقیقةً و ذاتاً سِویٰ هذا المَفهومِ الانتزاعی البدیهی التّصور فَیَصعبُ عَلیه بَل لا یَجوزُ لَهُ دَعویٰ کونِ الوُجودِ خیراً محضاً.1
کسی که برای مفهومی از وجود، حقیقت و ذاتی را قرار نداده است و معتقد نشده است غیر از همین مفهوم انتزاعی بدیهی التصور که به معنای مصدری باشد، آنوقت این مسئله خیلی بر او مشکل است حتی اینکه نمیتواند ادعا کند اینکه وجود خیر محض است چون خیر آن معنای تأثیرگذار و آن حقیقت تأثیرگذار خارجی است. کسی که وجود را به خدا اختصاص داده است چطور اشیاء خارجی را خیر میبیند؟! آنها که وجود ندارند! اینکه وجود دارای خیر است چطور میتواند این مطلب را تصور کند؟!
- . همان.
