اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تبیین مراتب خیریت و نسبیت شرور در عالم وجود

تحلیل نسبت خیر و شر در پرتو توحید افعالی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مراتب خیریت در حقیقت وجود و چگونگی پیدایش شرور در عالم ماده می‌پردازند. بحث با این اصل مبنایی آغاز می‌شود که وجود، خیر محض است و هرگونه شر، به جنبه‌های عدمی و نقصان‌های ذاتی یا کمالی بازمی‌گردد. در ادامه، سیر نزول حقیقت وجود از مراتب عالیه تا عالم ماده و هیولای اولی بررسی شده و تفاوت نگاه به حوادث دنیا از منظر اعتباری و حقیقت ملکوتی تبیین می‌گردد. استاد با استفاده از مثال‌های ملموس، توضیح می‌دهند که چگونه یک پدیده در عالم ماده، به دلیل نسبیت و تضاد، نسبت به امری خیر و نسبت به امر دیگر شر محسوب می‌شود. در نهایت، این نتیجه حاصل می‌شود که شرور، اموری عدمی هستند که به جاعل استناد ندارند و تنها به دلیل تضاد در عالم ماده، به عنوان لازمه‌ی خیرات حقیقی ظهور می‌کنند.

تبیین مراتب خیریت و نسبیت شرور در عالم وجود

6
  • تلمیذ: قبول هم خودش فعل است!

  • استاد: بله این‌هم خب یک کاری عام المنفعه است!!

  • وَ تَحصُّلُها إبهامُها و فَصلُها جِنسُها کَما سَیَرِدُ علیکَ بُرهانهُ فی مَوضعهِ فَهیَ مَنبعُ الشُّرورِ و الأعدامِ و مَعدِنُ النَّقائصِ و الآلام.1

  • و تحصلش همان جنبۀ ابهام و اجمالش است و اصلاً فصل او عبارت از جنسیت اوست. این معنایی است که یعنی اصلاً فصلی ندارد و همان خود آن جنسیت او نفس هویت اوست که بعداً این بحث در بحث هیولیٰ که بحث خیلی مهمی است می‌آید و بعداً مرحوم آخوند ذکر می‌کنند. این هیولیٰ منبع شرور و اعدام است و معدن نقائص و آلام است.

  • تلمیذ: قبول دارد که اشاره می‌کند.

  • استاد: ایشان خودش هم دارد اشاره می‌کند یعنی چیزی نیست تااینکه ما اصلاً اسمی بخواهیم روی آن بگذاریم.

  • تلمیذ: یک مفهوم ذهنی است.

  • استاد: بله! فقط یک جنبۀ اعتباری دارد که اگر انسان بخواهد به‌حساب بیاورد این قسم و با این عبارات باید تعبیر بیاورد.

  • علَى أنَّها شَبکةٌ بِها یصطادُ النُّفوسُ الناطِقةُ الّتی هیَ طیورٌ سماویةٌ لَها أقفاصٌ عُنصریَّة.

  • علاوه‌ بر اینکه این هیولیٰ شبکه‌ و دامی است که این نفوس ناطقۀ انسان که باید به عالم قدسی پرواز کند گرفتار این دام می‌شود و در عالم دنیا به هواها و به هوس‌ها مبتلا می‌شود. بله!

  • مرغ باغ ملکوتم نِیم از عالم خاک***دو سه روزى قفسى ساخته‌اند از بدنم2
  • این نفسی که می‌خواهد بیاید و باید عروج کند این نفس می‌آید به این هیولیٰ دل می‌بندد و به این مادة المواد که بدن عنصری او بعد از آن فصل لحمیت، صورت خارجی پیدا می‌کند، دل خوش می‌کند و خود را در منجلاب تن گرفتار می‌کند و این عجیب است و من این مسئله را می‌دیدم که بزرگان وقتی که به یک مراتبی می‌رسند که دیگر مرتبۀ قطع تعلق از ابدان است به زور مسائل مربوط به تدبیر بدن و جسم خود را إعمال می‌کنند، اصلاً می‌خواهند به‌طورکلی از بدن غافل بشوند و نمی‌خواهند راجع به آن فکر کنند و خیلی توجه نمی‌کنند. مرضی پیدا بشود توجه نمی‌کنند درحالی‌که باید توجه کند چون فردا این قضیه کار دست می‌دهد ولی این مسئله به این کیفیت است یعنی اصلاً به‌طورکلی نمی‌خواهد ذهن خود را پایین بیاورد و گرفتار مسائل و عوارض ظاهری بدن بکند! با فشار این مسئله إعمال می‌شود و این قضیه با یک إعمال ‌رویه إعمال می‌شود.

    1. . همان.
    2. مثنوی معنوی (میرخانی)، ص 420.