اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تبیین مراتب خیریت و نسبیت شرور در عالم وجود

تحلیل نسبت خیر و شر در پرتو توحید افعالی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مراتب خیریت در حقیقت وجود و چگونگی پیدایش شرور در عالم ماده می‌پردازند. بحث با این اصل مبنایی آغاز می‌شود که وجود، خیر محض است و هرگونه شر، به جنبه‌های عدمی و نقصان‌های ذاتی یا کمالی بازمی‌گردد. در ادامه، سیر نزول حقیقت وجود از مراتب عالیه تا عالم ماده و هیولای اولی بررسی شده و تفاوت نگاه به حوادث دنیا از منظر اعتباری و حقیقت ملکوتی تبیین می‌گردد. استاد با استفاده از مثال‌های ملموس، توضیح می‌دهند که چگونه یک پدیده در عالم ماده، به دلیل نسبیت و تضاد، نسبت به امری خیر و نسبت به امر دیگر شر محسوب می‌شود. در نهایت، این نتیجه حاصل می‌شود که شرور، اموری عدمی هستند که به جاعل استناد ندارند و تنها به دلیل تضاد در عالم ماده، به عنوان لازمه‌ی خیرات حقیقی ظهور می‌کنند.

تبیین مراتب خیریت و نسبیت شرور در عالم وجود

9
  • وَ قَد مَرَّ أنَّ لوازمَ الماهیاتِ غَیرُ مُستندَةٍ إلى الجاعلِ و الشُّرورُ مَنبعُها قُصوراتُ الإنّیاتِ و نُقصاناتُ الوجودِ عنِ الکمالِ الأتمِّ و الجمالِ الأعظمِ.

  • [گذشت که] لوازم ماهیات استناد به جاعل ندارد که عبارت از همان جنبه‌های عدمی اوست و منبع شرور، آن کمبودهای إنّیات است. کمبودی که یک شیء ماهوی خارجی در حال خودش از نقطه‌نظر إنّیت و هویت و آن تحقق خارجی خودش احساس می‌کند. نبود بعضی از کمالات عبارت از شرور است و نقصانات وجود از کمال اَتَم و جمال اعظم است.

  • بنابراین مسئلۀ شرور بنا بر کلام مرحوم آخوند به اینجا ختم شد که شر عبارت از یک امر عدمی است؛ عدم ذات یا عدم یک وصف کمالی که آن عدم وصف کمالی در یک امر خارجی موجود است. آن شیء خارجی در محدودۀ وجودی که هست خیر هست و نسبت به آنچه که ندارد شر است یعنی آن عدم کمالات، شروری حساب می‌شوند که حمل بر این می‌شوند اما این فی‌حدّنفسه خیر است.

  • تلمیذ: همیشه این‌طور نیست که نبود وجود شر باشد یعنی الآن نمی‌توانیم این را مطلق بگوییم که نبود وجود شر است و این‌ را هم باز باید نسبی بگوییم. الآن خود شما می‌گویید که هوا خیر است و نبود هوا شر است. اما همین نبود هوا در این آمپولی که می‌خواهند به بدن بزنند اینجا اصلاً نباید هوا باشد این نبودش خیر می‌شود بااینکه نبود وجود است.

  • استاد: نه! ببینید این عملی که دارد انجام می‌شود، ما بحثمان در این عمل است، این عمل یک وجود است یا نه؟ همین عملی که الآن دارد انجام می‌شود؟

  • تلمیذ: وجود است.

  • استاد: بنابراین این عمل الآن دارد آن کار را در خارج ایجاد می‌کند یعنی خود هوا فی‌حدّنفسه خیر است منتها اگر این هوا در این رگ قرار بگیرد این موجب شر است نه‌اینکه نبود هوا خیر است، نبود هوا شر است یعنی یک جنبۀ عدمی است و عدم است. شما در اینجا هوا نداشته باشید این یک جنبۀ عدمی شر است و ما می‌میریم ولی خود هوا فی‌حدّ‌نفسه در این عالم یک جنبۀ خیری دارد. می‌گوید که من را در این آمپول نزنید. چه کسی گفته که بیایید بزنید؟! مگر واجب کرده است؟! حالا چون من هستم باید من را بگیرید در رگ فروکنید؟! نه! من سر جایم هستم شما آمده‌اید من را آورده‌اید و داخل در این رگ می‌کنید و باعث هلاکت یک شخص دیگر می‌شوید، خب نکنید! هر چیزی در این دنیا همین‌طور است. این کتاب چیست؟ خیر محض است اما بنده این کتاب را بلند کنم و به سر یکی بزنم بمیرد، کتاب شر می‌شود؟! و باید بگوییم که نبود کتاب خیر است؟! نه! بالأخره نبود، خیر نیست بلکه آن عملی که انجام می‌شود و به‌واسطۀ آن عمل سلب صفت کمالی می‌شود آن علت برای شر است اما نه کتاب، کتاب خیر هست.