
تلبس مفاهیم ذهنی به لباس وجود
تحلیل ذهن در ساخت مابازاء برای مفاهیم عدمی و ممتنعات
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین کیفیت تلبس مفاهیم ذهنی به لباس وجود میپردازند. بحث اصلی پیرامون این پرسش است که چگونه ذهن انسان میتواند برای مفاهیم معدومه، ممتنعات و حتی عدم مطلق، مابازائی در ذهن خود بسازد و آنها را تصور کند. استاد با بررسی عملکرد قوه واهمه و خلاقیت ذهنی، توضیح میدهند که ذهن چگونه با استفاده از دادههای پیشین و سبق علمی، مفاهیمی را خلق میکند که در خارج مابازاء ندارند. در ادامه، تفاوت حمل ذاتی اولی و حمل شایع صناعی به عنوان کلید حل اشکالات مربوط به تصور مجهول مطلق و اجتماع نقیضین تبیین میشود. در نهایت، این نتیجه حاصل میگردد که هر آنچه در ذهن تمثل مییابد، به اعتبار وجود ذهنی، بهرهای از وجود دارد و احکام عدمی که بر آنها بار میشود، در قالب قضایای حملیه غیربتّیه و شرطیههای لزومی است که به تبیین دقیق جایگاه مفاهیم در عقل کمک میکند.
تلبس مفاهیم ذهنی به لباس وجود
4تلمیذ: نظر خودم در وجود ذهنی همین بود.
استاد: خب پس شما مؤید هستید.
تلمیذ: نه، در وجود ذهنی این اشکال برای من بود، یعنی آنجا یک مقداری حل نشد.
استاد: نه خب باید مسبوق به اطلاعاتی باشد بدون این که نمیشود. حتی در تصور عدم هم ذهن وقتی که عدم را تصور میکند ـ حالا به خارج کاری نداریم ـ حداقل وجود خودش را تصور میکند یا نه؟! این وجود را در یک مکانی تصور میکند، بعد نبود او در آن مکان، عدم میشود. یا نبود خودش را میشود تصور بکند که این در یک وقتی نبوده و الآن شده، بدون اینکه با چیزی ارتباط داشته باشد؟! بالأخره باید یک مایۀ وجودی در این میان باشد تا بعد تخیل خودش را بر این بنا بگذارد و از این نشئت بگیرد؛ آن تخیلی که میخواهد بکند باید از آن مایۀ وجودی باشد، چه صور خارجی باشد که در ذهنش هست یااینکه صور معنوی باشد؛ معانیای در ذهن باشد لازم نیست حتماً صور خارجی باشد.
تلمیذ: اجتماع نقیضین چه چیزی را در واقع داشته که الآن مابإزائش را دارد نفی میکند یا میخواهد اثبات کند که ما میگوییم که تصور میکند که شما فرمودید مفهومش در ذهن باشد؟
استاد: قیام را احساس میکند یا نه؟ زید را در حالت قیام احساس میکند بعد یک تصور دیگر هم در اینجا میکند؛ زید را در حالت عدم قیام تصور میکند حالا آن عدم قیام یا جلوس است یا غیر جلوس است بالأخره عدم قیام است. بعد میآید اینطور حساب میکند که اگر زید قائم است ـ این صغریٰ و کبریٰ را میچیند که ـ پس باید لا قائم باشد اگر زید لا قائم است فی حینِ أنَّه لا قائمَ پس باید قائم باشد و از این دو نتیجه اینطور میشود: نمیشود زید هم قائم و هم لا قائم باشد.
تلمیذ: پس این تصور و مفهوم اجتماع نقیضین نشد؟
