اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

کیفیت تلبس مفاهیم ذهنی به لباس وجود

تحلیل نسبت میان مفاهیم اعتباری و حقیقت وجود در ذهن

14٬025
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق نحوه تلبس مفاهیم ذهنی به لباس وجود می‌پردازند. بحث با بررسی چگونگی ارتسام صور ذهنی آغاز می‌شود و به این پرسش پاسخ می‌دهد که چگونه ذهن برای مفاهیمی که مابإزاء خارجی ندارند، مانند معدوم مطلق یا مجهول مطلق، نوعی لباس وجود می‌پوشاند. ایشان با تحلیل کلام مرحوم آخوند و محقق طوسی، تفاوت میان حمل اولی و شایع را در این مفاهیم بررسی کرده و توضیح می‌دهند که چگونه ذهن با انجام تعمّل عقلی و حذف قیود، مفاهیم را خالص‌سازی می‌کند. در ادامه، این نکته کلیدی مطرح می‌شود که هرگونه مابإزاسازی اعتباری در برابر حقیقت وجود، موجب دوری انسان از حقیقت می‌شود. در نهایت، جلسه با تبیین این قاعده که یک شیء می‌تواند به یک اعتبار قسیم و به اعتبار دیگر قسمِ حقیقت باشد، به پایان می‌رسد تا روشن شود چگونه می‌توان بر اموری که در خارج ثبوتی ندارند، در وعاء ذهن حکم کرد.

کیفیت تلبس مفاهیم ذهنی به لباس وجود

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق نحوه تلبس مفاهیم ذهنی به لباس وجود می‌پردازند. بحث با بررسی چگونگی ارتسام صور ذهنی آغاز می‌شود و به این پرسش پاسخ می‌دهد که چگونه ذهن برای مفاهیمی که مابإزاء خارجی ندارند، مانند معدوم مطلق یا مجهول مطلق، نوعی لباس وجود می‌پوشاند. ایشان با تحلیل کلام مرحوم آخوند و محقق طوسی، تفاوت میان حمل اولی و شایع را در این مفاهیم بررسی کرده و توضیح می‌دهند که چگونه ذهن با انجام تعمّل عقلی و حذف قیود، مفاهیم را خالص‌سازی می‌کند. در ادامه، این نکته کلیدی مطرح می‌شود که هرگونه مابإزاسازی اعتباری در برابر حقیقت وجود، موجب دوری انسان از حقیقت می‌شود. در نهایت، جلسه با تبیین این قاعده که یک شیء می‌تواند به یک اعتبار قسیم و به اعتبار دیگر قسمِ حقیقت باشد، به پایان می‌رسد تا روشن شود چگونه می‌توان بر اموری که در خارج ثبوتی ندارند، در وعاء ذهن حکم کرد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

کیفیت تلبس مفاهیم ذهنی به لباس وجود

5
  • خدا مرحوم حاج میرزا حبیب را رحمت کند می‌گوید:

  • بنده را پادشاهی نیاید***از عدم کبریائی نشاید
  • بندگی را خدائی نیاید***از گدا جز گدائی نیاید
  • من گدا من گدا من گدایم1

  • وقتی که من دارم خودم را پادشاه فرض می‌کنم، دارم مابإزاء می‌سازم و چیزی که نیست را می‌سازم! پادشاه فقط یکی است! ﴿مَٰلِكِ يَوۡمِ ٱلدِّينِ﴾،2 ﴿بِيَدِهِ ٱلۡمُلۡكُ وَهُوَ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ قَدِيرٌ﴾،3 ﴿قُلِ ٱللَهُمَّ مَٰلِكَ ٱلۡمُلۡكِ تُؤۡتِي ٱلۡمُلۡكَ مَن تَشَآءُ وَتَنزِعُ ٱلۡمُلۡكَ مِمَّن تَشَآءُ﴾4 حقیقت و مابإزاء واقعی سلطنت یکی است! مابإزاء حقیقی او یکی است. آن‌وقت ما برای حکومت خود مابإزاء خارجی درست می‌کنیم، چیزی که نیست! چیزی که نیست را درست می‌کنیم. پس آن چیزی که اعتباری است در مقابل آن چیزی که حقیقی است قرار می‌گیرد و دور می‌کند و حقیقت هم که با اعتبار باهم جمع نمی‌شوند، این عقب می‌آید و مدام فاصله می‌گیرد. مابإزاء غنی یکی است و ما خودمان را مابإزاء غناء قرار می‌دهیم درحالی‌که ﴿هُوَ ٱلۡغَنِيُّ ٱلۡحَمِيدُ﴾5 این اعتبار درمقابل این حقیقت قرار می‌گیرد و فاصله [می‌گیرد] ـ البته نه درمقابل شما، شما یک حقیقت هستی ـ کُلّنا اعتباراتٌ و أنتَ حَقیقةٌ!! ـ اعتبار با حقیقت جمع نمی‌شود ولی نمی‌دانیم چطور بعضی‌ها [این کار را می‌کنند]!! همین‌طور مابإزاء قادر یکی است و ما خود را مابإزاء درست می‌کنیم! مابإزاء باقی یکی است و ما خودمان را که فانی هستیم برای این مابإزا‌ درست می‌کنیم! مدام درمقابل این حقیقت و مابإزاء واقعی، مابإزاء درست می‌کنیم! همۀ اینها امور عدمی هستند و اگر امور وجودی باشند که با حقیقت متنافیان نیستند، پس معلوم است همۀ اینها امور عدمی هستند و امور عدمی با امور وجودی نمی‌سازد و وقتی نساخت مدام فاصله می‌گیرد. هرچه این مابإزاء را کم کردیم مدام به این حقیقت نزدیک می‌شویم و هرچه مابإزاء اضافه کردیم مدام از این حقیقت دور می‌شویم و دور می‌شویم تااینکه اصلاً تمام وجودمان مابإزاء می‌شود! همه مابإزاء‌های اعتباری! مدام من من من! به‌جای اینکه مدام بگوییم: او او او، مدام می‌گوییم: من من من! و مدام این دو مسئله و این فاصله‌ها از همدیگر زیاد می‌شود. خب به قول مرحوم آخوند وقتی که عدم باشد و عدم هم که لا یُخبرُ عَنه است و فایده‌ای ندارد. بله در تصورات ذهنی یُخبرُ عنه است. از آن خبر بدهید، من چه کسی هستم و من فلانم! من بهمانم! أنا الذی کذا! أنا الذی کذا! این أنا الذی ها که می‌گوییم، همه یُخبرُ عَنه است. چرا یُخبرُ عَنه است؟! چرا اینها ملاک و مناط برای إخبار است؟! چون همه تصورات ذهنی است و در تصورات ذهنی هم که می‌شود خبر داد، در معدوم مطلق هم می‌شود خبر داد، اینها که همه عدم و ملکه است. عدم و ملکه نیست، نه کجا عدم ملکه است؟! این سلب کلی است. پس این در این وجود متصف به اعتبار و متصف به وجود می‌شود و به‌حسب این وجود که وجود نفسی باشد.

    1. . دیوان اشعار میرزا حبیب الله خراسانى، ترکیب بند، شماره 30.
    2. . سوره حمد (1) آیه 4. معاد شناسى، ج ‌8، ص 194:
      «خداوند مالک روز پاداش است.»‌
    3. . سوره ملک (67) آیه 1. نور ملکوت قرآن، ج 4، ص 478:
      «پادشاهى فقط در دست اوست و او بر همه چیز تواناست.»
    4. . سوره آل عمران (3) آیه 26. نور ملکوت قرآن، ج 1، ص 198:
      «بگو (اى پیغمبر): بار پروردگارا! تو هستى که فقط صاحب قدرت و پادشاهى هستى و فرمان و امر و صاحب اختیارى و تسلط بر نفوس و سیطرۀ بر جمیع عالم، از آن توست. پادشاهى و قدرت را تو به هرکه خواهى مى‌دهى و از هرکه بخواهى این پادشاهى و قدرت را مى‌گیرى.»‌
    5. . سوره فاطر (35) آیه 15. امام شناسى، ج ‌1، ص 108:
      «اوست که سزاوار تحمید و ستایش است.»
/