اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

تحلیل فلسفی مفهوم عدم و نحوه حمل آن

بررسی تقابل عدم و ملکه در ظرف ذهن و خارج

14٬034
اسفار
جلسات

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به واکاوی دقیق مفهوم عدم و چگونگی عروض آن بر اشیاء می‌پردازند. بحث با تبیین این نکته آغاز می‌شود که عدم به معنای لا‌شیئیت، فاقد حد و رسم وجودی است و به همین دلیل ادراک آن تنها از طریق مضاف‌الیه و در تقابل با وجود میسر می‌شود. در ادامه، استاد با تفکیک میان سلب و ایجاب و تقابل عدم و ملکه، توضیح می‌دهند که چگونه ذهن انسان با فرضِ توقعِ وجود، بر عدمِ یک شیء حکم صادر می‌کند. در بخش پایانی، این پرسش بنیادین مطرح می‌شود که آیا حمل عدم بر خودش در گزاره «العدم معدوم» صحیح است یا خیر. آیت‌الله حسینی طهرانی با نقد دیدگاه‌های موجود، تبیین می‌کنند که این حمل تنها در ظرف ذهن و با تبدیل مفهوم عدم به یک صورت اشتقاقی ممکن است، چرا که در خارج، عدم مساوق با نفی مطلق است و قابلیت اتصاف به وجود یا معدومیت را ندارد.

تحلیل فلسفی مفهوم عدم و نحوه حمل آن

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به واکاوی دقیق مفهوم عدم و چگونگی عروض آن بر اشیاء می‌پردازند. بحث با تبیین این نکته آغاز می‌شود که عدم به معنای لا‌شیئیت، فاقد حد و رسم وجودی است و به همین دلیل ادراک آن تنها از طریق مضاف‌الیه و در تقابل با وجود میسر می‌شود. در ادامه، استاد با تفکیک میان سلب و ایجاب و تقابل عدم و ملکه، توضیح می‌دهند که چگونه ذهن انسان با فرضِ توقعِ وجود، بر عدمِ یک شیء حکم صادر می‌کند. در بخش پایانی، این پرسش بنیادین مطرح می‌شود که آیا حمل عدم بر خودش در گزاره «العدم معدوم» صحیح است یا خیر. آیت‌الله حسینی طهرانی با نقد دیدگاه‌های موجود، تبیین می‌کنند که این حمل تنها در ظرف ذهن و با تبدیل مفهوم عدم به یک صورت اشتقاقی ممکن است، چرا که در خارج، عدم مساوق با نفی مطلق است و قابلیت اتصاف به وجود یا معدومیت را ندارد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

تحلیل فلسفی مفهوم عدم و نحوه حمل آن

8
  • حالا همین عدم، معدوم شد یعنى الإنسانُ عدمٌ؟ لا الإنسانُ معدومٌ. زیدى که اینجا نیست عدمٌ؟ نه، زیدى که در اینجا نیست معدومٌ. کتابى که در اینجا نیست معدومٌ. فلان شخص معدومٌ، نه فلان شخص عدمٌ. چرا فلان شخص معدومٌ؟ چون نوع و مصداق است وقتى که مصداق شد باید به حمل اشتقاق بر او حمل بشود. لذا براى‌ الإنسان، معدومٌ مى‌آوریم. الإنسانُ مَعدومٌ مثلاً بعد از زلزلۀ بم! وقتى که زلزله آمد صبح الإنسانُ مَعدومٌ الفاتحه! مثلاً العقلُ مَعدومٌ چرا جاى دور برویم؟! در این زمان العقلُ موجودٌ؟ نه آقاجان معدومٌ! صاف بگو: معدومٌ! الجهلُ موجودٌ خیلى عجیب به‌نحو فراوان موجودٌ! الإنسانُ موجودٌ؟ نه‌خیر معدومٌ! فقط یکى دوتایی [وجود داشته باشند] بقیه همه... المَجانینُ موجودٌ؟ بله، آقا! مى‌خواهید نشانتان بدهم؟! الناطقُ موجودٌ؟ معدومٌ! الحِمارُ [موجودٌ]؟ إلى‌ماشاءالله موجودٌ! چرا مى‌گوییم: معدومٌ موجودٌ؟ چون در اینجا مصداق و نوع و ذات وجود دارد و بر ذات باید حمل اشتقاق بشود. اگر مى‌توانستیم بر این ذات همان عدم مفهومى را حمل بکنیم نیاز به معدومٌ نداشتیم. اما حالا سراغ عدم آمدیم، آیا خود مفهوم عدم در ذهن هست یا در خارج هست؟ هیچ‌کدام! نه در ذهن و نه در خارج هست. خود حقیقت عدم ها! حقیقت عدم که نیستى است... 

  • مى‌شود شَخصٌ و ذاتٌ و شیءٌ‌. همین‌که من الآن عدم گفتم همۀ ما براى خودمان یک معنایى را تصور کردیم گرچه نمى‌توانیم بیان کنیم اما هرکدام برای خودمان یک معنایى تصور کردیم همان معنایى را که تصور کردید را نگه دارید و نگذارید از ذهنتان بیرون بیاید، همان مى‌شود: شَخصٌ خاصٌ حَقیقةٌ وجودیةٌ فِى العقلِ و فِى الذهنِ. حالا که این‌طور شد مى‌گوییم: العدمُ معدومٌ، گرچه کلام مرحوم آخوند این را نمى‌خواهد برساند ولى با این بیانى که من عرض کردم این مسئله به این کیفیت خیلى روشن‌تر مى‌شود تا آنچه که ایشان در اینجا درصدد بیانش هستند که با آن تصویر صورت ذهنى خواستند [مسئله را حل کنند].

/ 260