اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

محال بودن اعاده معدوم و تکرار در تجلی

تحلیل فلسفی تفاوت وجودهای مشابه با حقیقت واحد

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین برهان فلسفی بر محال بودن «اعاده معدوم» می‌پردازند. بحث با نقد تصور عامیانه درباره تکرار حوادث و اشیاء آغاز می‌شود؛ تصوری که گمان می‌کند با بازگشت شرایط، همان موجود قبلی دوباره پدید می‌آید. استاد با تکیه بر مبانی توحیدی و فلسفی، توضیح می‌دهند که هر لحظه از هستی، تجلی خاصی از پروردگار است و هیچ‌گاه دو تجلی عیناً یکسان نخواهند بود. در ادامه، تفاوت میان «وجود مشابه» و «وجود واحد» تحلیل شده و با استفاده از مثال‌هایی همچون تغییرات طبیعت و احیای مردگان، روشن می‌شود که آنچه دوباره پدید می‌آید، مماثل با قبلی است نه عین آن. در نهایت، با اشاره به جایگاه نفس در عالم ملکوت و لازمان، این حقیقت تبیین می‌شود که وجودات در ظرف خود باقی‌اند و آنچه ما به عنوان زوال یا تکرار می‌بینیم، ناشی از محدودیت نگاه زمانی ماست.

محال بودن اعاده معدوم و تکرار در تجلی

7
  • یک دفعه می‌گفت که آقا همۀ میوه‌ها در همه‌جا کرم دارند ولیکن میوه‌های اصفهان اصلاً کرم ندارند. گفتم که علتش روشن است هرچه کرم هست در خود اصفهانی‌ها است چیزی دیگری به درخت‌هایش نمی‌ماند!! این‌هم جلوی آقا داشت می‌گفت این کرم... گفتم که خیلی معلوم است...

  • تلمیذ: شما اصفهانی‌ها را در زمان مرحوم آقا تجربه کردید!

  • استاد: آن‌وقت آنها از همدانی‌ها می‌گفتند ولی معلوم بود که نه، منطق آقای سبزواری غلبه دارد!! آنها نمی‌توانستند با این سند تاریخی [حرفی بزنند] و فقط درقبالش یک چیزهایی می‌پراندند که مثلاً همدانی‌ها این‌طور هستند ولی خلاصه [منطق آقای سبزواری] غالب بود!! غیر از آن‌هم داریم که اصلاً وقتی که خدا شیطان را چیز کرد وسط زاینده‌رود آمد و اصلاً اصفهان خلاصه چیز شد آن‌هم آمد می‌گویند که روایت داریم نمی‌دانم درست است یا نه!! ولی حالا صرف‌نظر از اینها این اصفهانی‌های اصیل‌ تدینشان خوب است. الآن دیگر خراب شده یعنی قدیمی‌هایشان [ازبین رفته‌اند] من شنیدم در این جنگ که خیلی از این جنوبی‌ها آمده بودند شهرها را خراب کردند، اصفهانی‌ها راه ندادند یعنی اینها نگذاشتند در شهر بیایند و زدند و همۀ اینها را بیرون کردند و بیرون شهر آنجا [اسکانشان دادند] و نمی‌گذاشتند که داخل شهر بیایند.

  • آن مراکز خود اصفهان، مرکز شهر، نه جاهای دیگر نورانیتش خوب است. نورانیت آن محله‌های قدیمش خوب است. علیٰ‌کلّ‌حال گفتید که بالأخره خوبی‌هایش را هم بگو. اگر نفعی از این اصفهانی‌ها به ما برسد آن‌وقت ما هم زیاد خوبی برایشان درست می‌کنیم!!

  • فَإذن المَعدومُ لا یُعاد بِعینهِ کَیفَ و إذا کانَتِ الهویةُ الشخصیةُ المُعادةُ بِعَینها هیَ الهویةُ المُبتدأةُ عَلىٰ ما هوَ المَفروض فَکانَ الوجودُ أیضاً واحداً فَإنَّ وَحدةَ الهویةِ عَینُ وَحدةِ الوجود و قَد فُرضَ [الوجودُ] مُتعدداً هذا خُلفٌ و یَلزمُ أیضاً أن یَکونَ حیثیةُ الابتداءِ عینَ حیثیةِ الإعادة.1

  • درصورتی‌که اگر هویت شخصیه که معاد باشد بعینه همان هویت مبتدئه باشد همان‌طوری‌که فرض شده پس وجود هم واحد است و چون واحد است باید آن‌هم تکرار پیدا کند. وحدت هویه عین وحدت وجود است درحالی‌که وجود متعدد فرض شده است. پس اگر وجود متعدد فرض بشود هویت هم باید متعدد فرض شود و اگر هویت واحد است پس باید ملتزم به وحدت وجود هم بشوید، نه تکرار در وجود. دلیل دیگر این است که حیثیت ابتدائی که قبلاً صحبتش شد، عین حیثیت اعاده است.

    1. . الحکمة المتعالیة، ج 1، ص 353.