اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

محال بودن اعاده معدوم و تکرار در تجلی

تبیین نسبت اراده الهی با سلسله علل و اختیار انسان

14٬089
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین برهان محال بودن اعاده معدوم و عدم تکرار در تجلیات الهی می‌پردازند. بحث با تفکیک دقیق میان ماهیت و هویت آغاز می‌شود؛ ماهیت به تنهایی اقتضای وجود یا عدم ندارد، اما وقتی ماهیت با اراده و مشیت پروردگار و سلسله علل پیوند می‌خورد، تبدیل به هویت خارجی می‌شود که دیگر تعددبردار نیست. در ادامه، استاد با استفاده از مثال‌های ملموس، نقش سلسله علل در تحقق موجودات و تأثیر ملکات و شرایط بر صورت‌بندی نهایی آن‌ها را بررسی می‌کنند. این مباحث نشان می‌دهد که هر موجودی در ظرف زمانی و مکانی خاص خود، تجلی اراده الهی است و فرض عدم یا تغییر در آن، ناشی از عدم درک صحیح حقیقت علیت است. در نهایت، استاد با تأکید بر لزوم تسلیم در برابر ولایت، مسیر صحیح سالک را در صراط مستقیم و پرهیز از دخالت‌های نفسانی در امور الهی تبیین می‌نمایند.

محال بودن اعاده معدوم و تکرار در تجلی

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین برهان محال بودن اعاده معدوم و عدم تکرار در تجلیات الهی می‌پردازند. بحث با تفکیک دقیق میان ماهیت و هویت آغاز می‌شود؛ ماهیت به تنهایی اقتضای وجود یا عدم ندارد، اما وقتی ماهیت با اراده و مشیت پروردگار و سلسله علل پیوند می‌خورد، تبدیل به هویت خارجی می‌شود که دیگر تعددبردار نیست. در ادامه، استاد با استفاده از مثال‌های ملموس، نقش سلسله علل در تحقق موجودات و تأثیر ملکات و شرایط بر صورت‌بندی نهایی آن‌ها را بررسی می‌کنند. این مباحث نشان می‌دهد که هر موجودی در ظرف زمانی و مکانی خاص خود، تجلی اراده الهی است و فرض عدم یا تغییر در آن، ناشی از عدم درک صحیح حقیقت علیت است. در نهایت، استاد با تأکید بر لزوم تسلیم در برابر ولایت، مسیر صحیح سالک را در صراط مستقیم و پرهیز از دخالت‌های نفسانی در امور الهی تبیین می‌نمایند.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

محال بودن اعاده معدوم و تکرار در تجلی

9
  • این به‌خاطر این است که وجود قائم به ذوات اینها نیست! بلکه اینها قائم به وجود هستند نه‌اینکه وجود قائم به اینها باشد. پس خود ذات آبی از عدم نیست و اقتضاء عدم می‌کند. مثل ماهیت زید که هنوز به‌وجود نیامده، آن ماهیت نیست. ولو در زمانی که این رنگ وجود را گرفته و به او ظاهر شده است خود ماهیت او را می‌توانیم بدون چیز تصور کنیم و اما [این] با هویت فرق می‌کند. اما اگر همین ماهیت را درنظر بگیریم که سلسلۀ علل به او تعلق گرفته است دیگر نمی‌شود فرض عدم در آن بشود و تجلی آن حق در صور اسماء و صفات خودش این حقایق را باقی می‌گذارد تا یک غایت معلومه‌ای و یک نهایتی که در علم خودش این غایت مشخص است که این وجود تا کجا بیایید و چه آثاری پیدا بکند و زمانش تا چه موقع باشد، علمش که به هر شیئی محیط است همان‌طوری‌که این حقایق بر همان کیفیت بر آن غایت معلومه باشند بنابراین این طبایع امکانیه و این ذوات اینهایی که مورد برای تجلی حق قرار گرفته‌اند دیگر عدم نمی‌شود بر آنها طاری بشود و مستحیلة الفساد هستند.

  • فَتجویزُ العدمِ عَلىٰ شَی‌ءٍ بِاعتبارِ مَرتبةٍ مِنَ التحققِ و دَرجةٍ مِنَ الوجودِ مِن أغالیطِ الوَهمِ و أکاذیبَ المُتِخیِّلة.

  • اینکه ما عدم را بر یک شیء تجویز می‌کنیم به اعتبار مرتبه‌ای از تحقق و درجه‌ای از وجود است و به اعتبار درجه‌ای از وجود، این از غلط‌هایی است که وهم می‌کند و اکاذیب متخیله است که ما این شیء را می‌توانیم تصور عدم بکنیم و شیئی که به‌وجود آمده را می‌توانیم بگوییم [که عدم است]. در اینجا کلام ایشان ناظر به همین کلام امروزی‌ها است همین‌هایی که دو کلمه خوانده‌اند و مثل خر نمی‌فهمند و می‌گویند که بله، می‌شود اینکه به‌وجود آمده نباشد! می‌شود آن، غیر دیگری بود، می‌شود این جنین صورت دیگری پیدا می‌کرد و می‌شود این شخص قیافه‌اش عوض می‌شد، تمام این حرف‌ها همه کشک است و کنار می‌رود. وقتی شما تمام اینها را مظهر برای اسماء و صفات خدا می‌دانید سلسلۀ علل خواهی‌نخواهی این را به اینجا می‌کشاند اینکه می‌شود غیر از این باشد یعنی چه؟ این آب می‌شود آب نباشد و می‌شود سنگ باشد! یعنی چه؟! این آب که حالا آب است دیگر نمی‌شود که این سنگ باشد، این الآن آب است. بله، اگر در این لیوانی که در دست من هست آب نبود می‌توانم بگویم که به‌جای آب مثلاً خاک باشد. اما وقتی که حالا در این لیوان آب هست می‌توانم بگویم که نه آقا، می‌شود این آب نباشد و به‌جایش سنگ باشد؟! اینکه اصلاً معنا ندارد! این به‌خاطر نفهمیدن حقیقت سلسلۀ علیت و حقیقت ظهور پروردگار است که این ظهور پروردگار وقتی تجلی می‌کند خواهی‌نخواهی و بایداً این سلسلۀ علل، معلول خود را به این کیفیت درخواهد آورد. در این شکی نیست و غیر از این محال می‌شود. واقعاً خدا مرحوم آخوند را رحمت کند چون حق مطلب را در اینجا ادا کرده است. البته توضیحات راجع به این قضیه بعد می‌آید.

/ 260