اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

محال بودن اعاده معدوم و تکرار در تجلی

تبیین نسبت اراده الهی با سلسله علل و اختیار انسان

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین برهان محال بودن اعاده معدوم و عدم تکرار در تجلیات الهی می‌پردازند. بحث با تفکیک دقیق میان ماهیت و هویت آغاز می‌شود؛ ماهیت به تنهایی اقتضای وجود یا عدم ندارد، اما وقتی ماهیت با اراده و مشیت پروردگار و سلسله علل پیوند می‌خورد، تبدیل به هویت خارجی می‌شود که دیگر تعددبردار نیست. در ادامه، استاد با استفاده از مثال‌های ملموس، نقش سلسله علل در تحقق موجودات و تأثیر ملکات و شرایط بر صورت‌بندی نهایی آن‌ها را بررسی می‌کنند. این مباحث نشان می‌دهد که هر موجودی در ظرف زمانی و مکانی خاص خود، تجلی اراده الهی است و فرض عدم یا تغییر در آن، ناشی از عدم درک صحیح حقیقت علیت است. در نهایت، استاد با تأکید بر لزوم تسلیم در برابر ولایت، مسیر صحیح سالک را در صراط مستقیم و پرهیز از دخالت‌های نفسانی در امور الهی تبیین می‌نمایند.

محال بودن اعاده معدوم و تکرار در تجلی

6
  • تلمیذ: صدا را هم به کامپیوتر می‌دهند.

  • استاد: حتی صدا را هم می‌دهند و [کامپیوتر] آن صورت را می‌دهد و از صورت به خصوصیات فردی پی می‌برند! می‌گویند که این شخص باید دزد باشد و این شخص باید جانی باشد و این شخص باید آدم خوبی باشد.

  • تلمیذ: صورت را به کامپیوتر می‌دهد اسکن می‌کند و خصوصیات فردی را می‌گوید.

  • استاد: جالب است! این تازه یک مرتبه است. اما خیلی مرتبۀ دیگر دارد و خیلی ممکن است که قضیه به بالاتر از اینها کشیده شود. مثلاً یک سلول را به یک کامپیوتر بدهند و صورت آن بچه‌ای که از این سلول به‌وجود می‌آید را قشنگ می‌گوید که این به این شکل خواهد آمد. البته در تحت شرایطی یا مثلاً حداقل نزدیک [به آن را می‌گوید]. همۀ اینها نشان می‌دهد چطور عجیب و دقیق این سلسلۀ علل همه یکی پس از دیگری می‌آیند و یک مهره اضافه می‌کنند؛ او می‌آید [یک مهره] کم می‌کند، یکی دیگر اضافه می‌کند و آن یک شکل فلان می‌کند. مرض‌هایی که بعدها برای انسان در سن سی چهل پنجاه سالگی پیدا می‌شود می‌گویند که از هنگام جنین و رحم مادر است! همۀ این کارها و برنامه‌ها در همان موقعیت می‌آید. بعد یک علت می‌آید آن را می‌پوشاند و یک علت می‌آید آن را کنار می‌زند. انسان چه بخورد و چه‌کار کند. یک انفاق می‌کند می‌آید این قضایا را ازبین می‌برد، یک عمل خلاف انجام می‌دهد می‌آید یک‌سری مسائل را ازبین می‌برد، یک صله‌رحم می‌کند می‌آید مطلب را عوض می‌کند، دوباره یک قطع رحم می‌کند می‌آید قضیه را برمی‌گرداند و همین‌طور در این عالم، بی‌نهایت سلسلۀ علل دارد همین‌طور کار انجام می‌دهد و کم‌وزیاد می‌کند و بالا می‌کند و ما از هیچ چیز خبر نداریم انگارنه‌انگار!

  • رفع موانع و سوارق راه خدا با تسلیم در برابر ولیّ و قرار گرفتن تحت ولایت

  • یک وقت مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالی علیه ـ داشتند در جلسه راجع به این مسئله صحبت می‌کردند که وقتی یک شخص در تحت ولایت قرار بگیرد و خودش را تسلیم کند چطور خداوند آن موانع و سوارق راه را از کنار او برمی‌دارد که اصلاً او اطلاع ندارد! آیا ما می‌دانیم که هیچ مسئله‌ای برای ما وجود ندارد و هیچ توطئه‌ای چیده نمی‌شود و هیچ مطلبی وجود ندارد؟ یااینکه نه! اینها مربوط به یک جریاناتی است و خیلی‌ها خیلی کارها می‌خواهند بکنند اما [نمی‌توانند]! چه قضایا و چه دست‌های پنهان و غایبی پشت قضیه هست که اینها می‌آید مسائل را جمع می‌کند و می‌پیچاند و بسته به عمل انسان عوض‌وبدل می‌کند و انسان خبر ندارد؟! اینجایی که می‌خواهد برود از منزل بیرون آمد و رفت وارد خیابان شد و از خیابان به آنجا رسید آیا می‌داند در همین قضیه که می‌خواست برود چه قضایایی قرار بود اتفاق بیفتد؟ و این اصلاً هیچ اطلاعی ندارد. اینها از کجاست؟ و از چه جایی نشئت می‌گیرد و به‌وجود می‌آید؟ انسان که هیچ چیزی نمی‌داند. می‌بیند روز شد و شب شد و صبح شد قضیه‌ای اتفاق نیفتاد و رفت و هیچ مسئله‌ای به‌وجود نیامد!