اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

محال بودن اعاده معدوم و تکرار در تجلی

تبیین نسبت اراده الهی با سلسله علل و اختیار انسان

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین برهان محال بودن اعاده معدوم و عدم تکرار در تجلیات الهی می‌پردازند. بحث با تفکیک دقیق میان ماهیت و هویت آغاز می‌شود؛ ماهیت به تنهایی اقتضای وجود یا عدم ندارد، اما وقتی ماهیت با اراده و مشیت پروردگار و سلسله علل پیوند می‌خورد، تبدیل به هویت خارجی می‌شود که دیگر تعددبردار نیست. در ادامه، استاد با استفاده از مثال‌های ملموس، نقش سلسله علل در تحقق موجودات و تأثیر ملکات و شرایط بر صورت‌بندی نهایی آن‌ها را بررسی می‌کنند. این مباحث نشان می‌دهد که هر موجودی در ظرف زمانی و مکانی خاص خود، تجلی اراده الهی است و فرض عدم یا تغییر در آن، ناشی از عدم درک صحیح حقیقت علیت است. در نهایت، استاد با تأکید بر لزوم تسلیم در برابر ولایت، مسیر صحیح سالک را در صراط مستقیم و پرهیز از دخالت‌های نفسانی در امور الهی تبیین می‌نمایند.

محال بودن اعاده معدوم و تکرار در تجلی

8
  • وَ أمّا ما یُقالُ مِن أنَّ ذَواتَ الممکنات لا یَأبىٰ عَنِ العَدمِ و لَو حینَ الوجود فَمعناهُ أنّ مَعَ قَطعِ النَّظرِ عَن الأمورِ الخارجیةِ و أنحاءِ تَجلیاتِ الحَقِّ الأول و کونِ الحَقائقِ الوجودیةِ مِن مَظاهرِ أسمائهِ الحُسنى و رَشحاتِ صِفاتِهِ العُلیا إذا نُظِرَ إلى نفسِ ماهیةِ کُلٍّ مِن الطَبائعِ الإمکانیة و المَفهوماتِ العقلیة لا یَأبىٰ مَفهومها و مَعناها عَن لُحوقِ شَی‌ءٍ إلیها و زَوالهِ عَنها مِمّا هوَ غَیرُ ذاتِها و ذاتیاتِها مِن الوجود ِوَ العَدم و غَیرهما.1

  • اینکه می‌گویند که ذوات ممکنات خود ماهیات آبی از عدم نیستند وَ لَو حینَ الوجود و لَو بَعدَ الوجود، معنایش این است که قطع ‌نظر از امور وجودات خارجیه و انحاء تجلیات حق اول و اینکه حقایق وجودیه از مظاهر اسماء حسنیٰ هستند و همان اسماء حسنای پروردگار هستند که به این صورت‌های جزئیه و اسماء جزئیه درآمده‌اند و رشحات صفات پروردگار هستند تا وقتی به نفس ماهیت هرکدام از طبایع امکانیه و مفهومات عقلیه نظر بشود مفهوم این ماهیات امکانیه و طبایع امکانیه و مفهومات عقلیه آبی نیست از اینکه شیئی به‌سوی او از وجود ملحق بشود و زوالش از او ـ مِنَ الوجودِ و العَدم و غیرهُما به این برمی‌گردد ـ از آن چیزهایی که نه ذاتش است و نه ذاتیاتش است. ذات و ذاتیات از ماهیات جدا نمی‌شوند اما وجود، آثار، زمان، مکان و خصوصیات اینها جدا می‌شوند. آبی نیست از اینکه داشته باشد. اما اربعه آیا در خارج تحقق پیدا می‌کند یا نمی‌کند؟ شما چهارتا کتاب درنظر بگیرید وقتی می‌گویید که چهار، زوجیت با این چهار هست این از ذاتیاتش است یااینکه حیوانیت و ناطقیت از انسان جدا نمی‌شود اما وجود خارجی‌اش، سیاه بودنش، سفید بودنش، زرد ‌پوست بودنش، در کجا باشد و در چه زمانی باشد هیچ‌کدام از اینها جزو ذات نیست و ممکن است از اینها سلب شود.

  • وَ ذلکَ لِعدمِ قیامِ الوجودِ بِذواتِها الناقصةِ فی الواقعِ فَلا یَأبَى العَدمُ و لَو فی زمانِ انصِباغِها بِصبغِ الوجودِ و ظهورِها بِنورهِ و أمّا بِالنظرِ إلى إفاضةِ الحقِ و تَجلیهِ فی صورِ الأسماءِ و الصِّفاتِ وَ إبقائهِ لِلحقائقِ إلى غایةٍ مَعلومةٍ عِندَ عِلمهِ المُحیط بِکلِّ شی‌ءٍ عَلىٰ ما هیَ عَلیها فَهیَ مُمتنعةُ العَدم مُستحیلةُ الفَساد.2

    1. . الحکمة المتعالیة، ج 1، ص 355 و 356.
    2. . همان، ص 356.