اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

بررسی امتناع اعاده معدوم و لوازم آن

تحلیل نسبت زمان و عوارض خارجی با هویت اشیاء

14٬062
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین ادله حکماء مشاء پیرامون امتناع اعاده معدوم می‌پردازند. محور اصلی بحث، بررسی این پرسش است که آیا بازگشت یک موجود پس از انعدام، با حفظ تمام خصوصیات و مقارنات آن امکان‌پذیر است یا خیر. در این مسیر، استاد با نقد دیدگاه‌هایی که زمان و عوارض خارجی را صرفاً اماراتی برای تشخص می‌دانند، به تحلیل دقیق رابطه میان هویت عینی اشیاء و ظرف زمانی آن‌ها می‌پردازند. ایشان با رد این تصور که زمان و عوارض، نقشی در قوام وجودی شیء ندارند، تبیین می‌کنند که چگونه هر موجود مادی در بستر شرایط و مقارنات خاص خود تحقق می‌یابد و جداسازی این عوارض از هویت شیء، منجر به محذوراتی همچون جمع بین متقابلین و ابطال مفهوم معاد می‌شود. در نهایت، این جلسه با نقد برخی نظریات فیزیکی معاصر در باب زمان و سرعت، بر اصالت نگاه فلسفی در تبیین حقیقت وجود و تشخص تأکید می‌ورزد.

بررسی امتناع اعاده معدوم و لوازم آن

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین ادله حکماء مشاء پیرامون امتناع اعاده معدوم می‌پردازند. محور اصلی بحث، بررسی این پرسش است که آیا بازگشت یک موجود پس از انعدام، با حفظ تمام خصوصیات و مقارنات آن امکان‌پذیر است یا خیر. در این مسیر، استاد با نقد دیدگاه‌هایی که زمان و عوارض خارجی را صرفاً اماراتی برای تشخص می‌دانند، به تحلیل دقیق رابطه میان هویت عینی اشیاء و ظرف زمانی آن‌ها می‌پردازند. ایشان با رد این تصور که زمان و عوارض، نقشی در قوام وجودی شیء ندارند، تبیین می‌کنند که چگونه هر موجود مادی در بستر شرایط و مقارنات خاص خود تحقق می‌یابد و جداسازی این عوارض از هویت شیء، منجر به محذوراتی همچون جمع بین متقابلین و ابطال مفهوم معاد می‌شود. در نهایت، این جلسه با نقد برخی نظریات فیزیکی معاصر در باب زمان و سرعت، بر اصالت نگاه فلسفی در تبیین حقیقت وجود و تشخص تأکید می‌ورزد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

بررسی امتناع اعاده معدوم و لوازم آن

11
  • وَ هذا لا یُنافی قَولَهُم إنَّ اجتماعَ المَعانی الغیرِ المُشخِّصةِ لا یُفیدُ التَّشخُصَ لأنَّ ذلکَ فی التَشخُّصِ بِمَعنى امتِناعِ الصِّدقِ عَلى کَثیرین بِحَسبِ نَفسِ التَّصوُر و هو الَّذی لَیسَ مَناطُهُ إلاّ نَحواً مِن أنحاءِ الوجودِ.

  • منافات ندارد که می‌گویند: اجتماع هزار معنای غیر مشخصه که مثل کم و فلان و اینها مشخص نیستند، تشخص را فایده نمی‌دهند. چرا؟ بین این دو مطلب فرق است. چون اینکه می‌گویند: اجتماع هزار معنای غیر مشخصه تشخص را فایده نمی‌دهند، چه تشخصی است؟ تشخصی است که امتناع صدق بر کثیرین را دارد! زید خارجی را دارد، به‌حسب نفس تصور. لَیسَ مَناطُهُ إلاّ نَحواً ... ملاک و مناط او، نحوی از انحاء وجود است. بله، آن وجود خارجی به‌واسطۀ این عوارض نمی‌آید و افاضۀ اشراقیه می‌خواهد که آن را وجود بدهد.

  • وَ کَلامُنا ِفی التَّشخُّصِ بِمَعنى الامتیازِ عَنِ الغیر اللذی یَجعَلُ المادَّةَ مُستَعدةً لِفَیضانِ الهویةِ الشَّخصیةِ ذاتَ التَّشخُّصَ بِالمَعنى الأوَّل و التَّشَخُّصُ بِهذا المَعنى یَکونُ لازِماً إیّاها عَلامةً لَها و یَجوزُ حُصولُهُ عَنِ اجتماعِ أمورٍ عَرضیَةٍ عُدَّ مِن جُملَتِها الوَقت.

  • کلام ما در تشخص به معنای امتیاز از غیر است. تشخصی است که این زید را از غیر امتیاز می‌دهد. حالا که این زید وجود خارجی پیدا کرده است یک خصوصیات و مشخصاتی دارد که به‌واسطۀ این مشخصات بین این و بقیه فرق می‌دهیم. نمی‌گوییم که این زید قائم به این مشخصات است بلکه مشخصات، قائم به زید است که اینها ماده را مستعد می‌کند تااینکه هویت شخصیه را به آن معنای اول پیدا کند. یعنی این قیود و ثغور موجب می‌شود که این وجود به این حد تحقق خارجی پیدا کند. تشخص به این معنا لازم این ذات هویت خارجی است و علامت برای اوست. می‌شود اینها از اجتماع امور عرضیه پیدا بشوند. مثلاً می‌گوییم: زید در این زمان هست و در آن زمان نبوده است، زید این رنگ را دارد و آن رنگ را ندارد، زید این وزن را دارد و آن وزن را ندارد و زید این کم را دارد و آن کم را ندارد. وقتی که زید در خارج تشخص پیدا می‌کند، این عوارض هم همراه با او هستند و این عوارض موجب می‌شود بین او و بقیه فرق بگذاریم.

/ 613