اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

بررسی فلسفی امتناع اعاده معدوم

تحلیل استدلال حکماء مشاء بر محال بودن بازگشت موجودات

14٬056
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین و نقد ادله حکماء مشاء پیرامون مسئله امتناع اعاده معدوم می‌پردازند. بحث با بررسی برهان «حکم الامثال فیما یجوز و فیما لا یجوز» آغاز می‌شود که بر اساس آن، اگر اعاده یک شیء جایز باشد، باید ایجاد مماثل آن نیز از ابتدا ممکن باشد که این امر منجر به تسلسل محال می‌گردد. در ادامه، استاد به نقد و بررسی اعتراضات مطرح شده بر این دیدگاه پرداخته و ضمن تفکیک میان مفاهیم «تماثل» و «تشابه»، به این پرسش پاسخ می‌دهند که آیا صرفِ تفاوت در زمان، می‌تواند مجوزی برای اعاده یک وجود واحد باشد یا خیر. ایشان با تأکید بر بطلان ذات در هنگام عدم، توضیح می‌دهند که چگونه وحدت ذات در فرض اعاده از میان می‌رود و چرا عقل، تمایز میان معاد و مبتدأ را در عالم واقع ضروری می‌داند. این جلسه با هدف روشن‌سازی مبانی فلسفی در باب هویت و وجود ارائه شده است.

بررسی فلسفی امتناع اعاده معدوم

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین و نقد ادله حکماء مشاء پیرامون مسئله امتناع اعاده معدوم می‌پردازند. بحث با بررسی برهان «حکم الامثال فیما یجوز و فیما لا یجوز» آغاز می‌شود که بر اساس آن، اگر اعاده یک شیء جایز باشد، باید ایجاد مماثل آن نیز از ابتدا ممکن باشد که این امر منجر به تسلسل محال می‌گردد. در ادامه، استاد به نقد و بررسی اعتراضات مطرح شده بر این دیدگاه پرداخته و ضمن تفکیک میان مفاهیم «تماثل» و «تشابه»، به این پرسش پاسخ می‌دهند که آیا صرفِ تفاوت در زمان، می‌تواند مجوزی برای اعاده یک وجود واحد باشد یا خیر. ایشان با تأکید بر بطلان ذات در هنگام عدم، توضیح می‌دهند که چگونه وحدت ذات در فرض اعاده از میان می‌رود و چرا عقل، تمایز میان معاد و مبتدأ را در عالم واقع ضروری می‌داند. این جلسه با هدف روشن‌سازی مبانی فلسفی در باب هویت و وجود ارائه شده است.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

بررسی فلسفی امتناع اعاده معدوم

10
  • إذ بَعدَ ما تَبیَّنَ أنَّ العدَمَ... عدم عبارت از بطلان ذات است یعنی تمام شد و دیگر ذاتی نیست. دیگر معدوم از نظر معدومی ذاتی ندارد، قبلاً ذات داشت، راه می‌رفت، نفس می‌کشید، صحبت می‌کرد و فعالیت می‌کرد ولی وقتی که مرگ بر او آمد، تمام شد! دیگر ذاتی نمانده است. این شیء تا وقتی که بود، بود ولی وقتی که شما او را خاک کردید، دیگر بطلان ذات برای او پیدا شد. وقتی که این صورت قرطاسیت و این صورت کاغذ و دسته پولی که الآن در دست ما هست، ارزش دارد و می‌شود با آن کار کرد و کارراه‌انداز است. حالا یک کسی این را بسوزاند؛ این کبریت را زیر این می‌گیریم و این را می‌سوزانیم و این پنجاه هزار تومان خاکستر شد و بطلان بر آن عارض شد و دیگر معدوم شد. دیگر حالا خاصیت دارد؟! شما خاکستر را ببرید و بگویید که این الآن پنجاه هزار تومان قیمت دارد! ای کاش یک صفر کنارش بود و کمی قیمتش بالاتر می‌رفت! الآن به‌خاطر هویت خارجی، یک آثاری بر این مترتب است و حالا همۀ این آثار به‌واسطۀ سوختن ازبین می‌رود و وقتی که ازبین رفت، دیگر بر او عدم حاکم است و دیگر کسی به این نگاه نمی‌کند. چرا نگاه نمی‌کند؟! چون فِعلیةُ الشَّیءِ بِصورَتهِ لا بِمادَّتهِ! فعلیت آن به صورتش است و دیگر آن صورت عدم پیدا کرده است.

  • یَنکَشفُ أنَّه لا یکونُ موضوعُ الوجودَین و العَدَمِ شَیئاً واحداً لِعَدمِ انحِفاظِ وَحدةِ الذّات فی العَدمِ بَل لیسَ إلاّ اثنَینیة صرفةِ فامتیازُ المُعاد عَنِ المُستَأنفِ المَفروضِ مَعهُ أو بَدَلِه و اختِصاصُهُ بِأنَّه مُعاد إن کانَ مِن جَهةِ الذّات حالَ العَدَم‌ و کَونِها رابِطةً بَینَ الوجودَین السابِقِ و اللاحِق فالمعدومُ لا ذاتَ لَه و إن کانَ لِأنَّهُ کانَ موجوداً أولاً دونَ المُستَأنفِ فَهذا عَینُ النِّسبةِ الّتی یَقعُ النَّظرُ فی إمکانِها و کَونِها مَنشأ الامتیازِ بَینهُما و هما مُتَساویانِ فی استِحقاقِ ذلک و الکلامُ فی أنَّهُ مَعَ فَقدِ الاستِمرارِ الموقِعِ لِلاثنینیةِ الصِّرفَة کَیفَ یُتَصوَّر اختصاصُ أحدِهما بِالارتباطِ إلى الموجودِ السابِق.1

    1. . همان، ص 360.
/ 260