
نقد مبانی کلامی در مسئله اعاده معدوم
تحلیل فلسفی تفاوت معاد جسمانی با استیناف خلقت
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به نقد دیدگاه متکلمین در مسئله «اعاده معدوم» میپردازند. بحث با بررسی استدلالهای کلامی پیرامون چگونگی بازگشت اشیاء به عالم وجود آغاز شده و با تبیین تفاوت دقیق میان «معاد» و «استیناف» (ابداع مجدد) ادامه مییابد. استاد با تکیه بر مبانی فلسفی، نشان میدهند که لحاظ کردن عدم در میان دو وجود، موجب میشود آنچه پدید میآید، نه همان شیء سابق، بلکه امری مستأنف باشد. در ادامه، ضمن نقد استناد به وجود ذهنی برای حفظ وحدت شخصیه در معاد، بر ضرورت وجود راسم وحدت در عالم خارج تأکید میشود. در نهایت، ایشان با اشاره به حجابهای علمی و جدلی، راه دستیابی به اسرار معاد و حقایق شریعت را نه در مباحث کلامی، بلکه در مسیر تزکیه نفس و ریاضات علمی و عملی میدانند که موجب صفای باطن و مشاهده حقایق میگردد.
نقد مبانی کلامی در مسئله اعاده معدوم
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به نقد دیدگاه متکلمین در مسئله «اعاده معدوم» میپردازند. بحث با بررسی استدلالهای کلامی پیرامون چگونگی بازگشت اشیاء به عالم وجود آغاز شده و با تبیین تفاوت دقیق میان «معاد» و «استیناف» (ابداع مجدد) ادامه مییابد. استاد با تکیه بر مبانی فلسفی، نشان میدهند که لحاظ کردن عدم در میان دو وجود، موجب میشود آنچه پدید میآید، نه همان شیء سابق، بلکه امری مستأنف باشد. در ادامه، ضمن نقد استناد به وجود ذهنی برای حفظ وحدت شخصیه در معاد، بر ضرورت وجود راسم وحدت در عالم خارج تأکید میشود. در نهایت، ایشان با اشاره به حجابهای علمی و جدلی، راه دستیابی به اسرار معاد و حقایق شریعت را نه در مباحث کلامی، بلکه در مسیر تزکیه نفس و ریاضات علمی و عملی میدانند که موجب صفای باطن و مشاهده حقایق میگردد.
نقد مبانی کلامی در مسئله اعاده معدوم
12[این حرفها را] برای این بیچاره بندۀ خدا میرداماد درمیآورند که نکیر و منکر از او پرسیدند که خدا کیست؟ گفت: اُسطُقُسٌّ فَوقَ اُسطُقُسّات! یعنی یک جوهری مافوق همۀ جوهرها است! [نکیر و منکر] میبینند تابهحال اُسطُقُسٌّ نشنیدهاند! از اینهمه مرده که بازخواست کردند از اول خلقت زمین هیچ کسی تابهحال نیامده است به خدا بگوید که اُسطُقُسٌّ! به ملأ اعلی عروج کردند و به پروردگار گفتند که و الله ما این یکی را نفهمیدیم! خدا گفت که من هم این وقتی که بود و درس میداد نمیفهمیدم چه میگفت!!
تلمیذ: میرداماد...
استاد: از جنبۀ مادر [اینطوری بوده است] از جنبۀ پدر چطور است؟! یعنی جنبۀ مادری بر پدری غلبه داشته است؟! این غلبه یک علت میخواهد! چطور میشود جنبۀ قابلیت بر فاعلیت غلبه کند؟!! ولی میرداماد خیلی مرد ملایی بوده است و بر ملاصدرا تفوّق داشته است و دقیقتر از او بوده است. ملاصدرا خیلی بیشتر شرح داده است ولی دقت او از ایشان بیشتر بوده است. آدم القبسات و الافق المبین او را بخواند [متوجه میشود]. علیٰکلّحال لبنانیها هم همچنین افرادی داشتهاند! شیخ بهایی و عبدالصمد از لبنان آمده بودند.
تلمیذ: آقا این قضیه داستان شیرینی دارد. ... خواب دید که امیرالمؤمنین علیهالسّلام فرمودند که دخترت را به فلانی یعنی پدر مرحوم میرداماد بده. بعد دختر را میدهد و بعد از مدتی دختر میمیرد چون حضرت فرمودند که اگر این دختر را به او بدهی از این دختر یک فرزندی میآید که عالم به علوم انبیاء الهیه است. خیلی در خواب از دختر تعریف کردند. دختر را میدهد و دختر بعد از مدتی که زنِ پدر میرداماد بود میمیرد.
استاد: یعنی میرداماد از او بهوجود میآید؟
تلمیذ: نه نمیآید و دختر میمیرد بعد بچه هم به دنیا نیامد. دوباره خواب دیدند و گفت که آقا ما اینطوری فهمیدیم که دخترت را بده دختر را دادیم بچه که نیامد هیچ اینهم مُرد! گفت که منظورم آن دخترت بود! دختر دوم را هم داد! ائمه هم بلد هستند.... ! بعد از ایشان میرداماد به دنیا آمد!
