اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

نقد مبانی کلامی در مسئله اعاده معدوم

تحلیل فلسفی تفاوت معاد جسمانی با استیناف خلقت

14٬099
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به نقد دیدگاه متکلمین در مسئله «اعاده معدوم» می‌پردازند. بحث با بررسی استدلال‌های کلامی پیرامون چگونگی بازگشت اشیاء به عالم وجود آغاز شده و با تبیین تفاوت دقیق میان «معاد» و «استیناف» (ابداع مجدد) ادامه می‌یابد. استاد با تکیه بر مبانی فلسفی، نشان می‌دهند که لحاظ کردن عدم در میان دو وجود، موجب می‌شود آنچه پدید می‌آید، نه همان شیء سابق، بلکه امری مستأنف باشد. در ادامه، ضمن نقد استناد به وجود ذهنی برای حفظ وحدت شخصیه در معاد، بر ضرورت وجود راسم وحدت در عالم خارج تأکید می‌شود. در نهایت، ایشان با اشاره به حجاب‌های علمی و جدلی، راه دستیابی به اسرار معاد و حقایق شریعت را نه در مباحث کلامی، بلکه در مسیر تزکیه نفس و ریاضات علمی و عملی می‌دانند که موجب صفای باطن و مشاهده حقایق می‌گردد.

نقد مبانی کلامی در مسئله اعاده معدوم

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به نقد دیدگاه متکلمین در مسئله «اعاده معدوم» می‌پردازند. بحث با بررسی استدلال‌های کلامی پیرامون چگونگی بازگشت اشیاء به عالم وجود آغاز شده و با تبیین تفاوت دقیق میان «معاد» و «استیناف» (ابداع مجدد) ادامه می‌یابد. استاد با تکیه بر مبانی فلسفی، نشان می‌دهند که لحاظ کردن عدم در میان دو وجود، موجب می‌شود آنچه پدید می‌آید، نه همان شیء سابق، بلکه امری مستأنف باشد. در ادامه، ضمن نقد استناد به وجود ذهنی برای حفظ وحدت شخصیه در معاد، بر ضرورت وجود راسم وحدت در عالم خارج تأکید می‌شود. در نهایت، ایشان با اشاره به حجاب‌های علمی و جدلی، راه دستیابی به اسرار معاد و حقایق شریعت را نه در مباحث کلامی، بلکه در مسیر تزکیه نفس و ریاضات علمی و عملی می‌دانند که موجب صفای باطن و مشاهده حقایق می‌گردد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

نقد مبانی کلامی در مسئله اعاده معدوم

9
  • خلاصه دو قبا می‌پوشیم و دوتا قبا را نمی‌توانیم باهم بپوشیم. تا حالا دیده‌اید کسی قبا پوشیده باشد و یکی دیگر هم بیاید روی آن بپوشد و بگوید که هوا سرد است یکی دیگر هم [بپوشم]؟ نه! یک قبا را می‌پوشیم و آن قبا را به چنگ آویزان می‌کنیم. وقتی که نخواستیم آن را می‌پوشیم و این را به چنگ آویزان می‌کنیم. پس ما ماهیت می‌شویم و این دوتا قبای ما من‌باب‌مثال وجود شخصیه می‌شوند. یا آن قبا باید به تن باشد یا این قبا، این‌هم همین‌طور است. ماهیات کلیه یا باید وجود ذهنی داشته باشند یا وجود خارجی داشته باشند. می‌شود درعین‌حال هم دو وجود را داشته باشند بدون اینکه با همدیگر تعارض پیدا بکنند.

  • بَل مَعنىٰ ذلک أنَّ بَعدَ تَجریدِ الماهیةِ المَقرونةِ بِالتَّشخصِ و لَوازمهِ إذا جُرِدَت عَنها یَکونُ عَینَ ما یَقترنُ بِشخصٍ آخَر مِنها.

  • [بلکه معنی آن این است که] بعد از تجرید ماهیت که شما ماهیت را تجرید می‌کنید و او را از خصوصیت وجود ذهنی عاری می‌کنید که این ماهیت به تشخص و لوازم تشخص وجود ذهنی و خصوصیات ذهنی مقرون است و قابلیت صدق بر کثیرین است، وقتی که از این خصوصیات و لوازم تجرید بشود عین آنی است که به شخص دیگری از آن ماهیت مقترن می‌شود.

  • الرّابِعُ أنَّ إعادةَ کلِّ ذاتٍ شَخصیةٍ إنَّما یُتصورُ لَو أُعیدَت شَی‌ءٌ مِن أجزاءِ عِلتِها التامةِ المُقتضیةِ لَها و استعدادُ المادةِ لَها بِخصوصهِ و غیر ذلکَ مِن مُتمّماتِ العِلةِ و مُصحِّحاتِ المَعلولِ.1

  • اعادۀ هر ذات شخصیه تصور می‌شود اگر یک شیئی از اجزاء علت تامه که آن ذات را اقتضاء می‌کند، آن‌هم همراه با این اعاده بشود. چون نمی‌شود ماده اعاده بشود بدون آن علتی که ماده را خلق کرده است و استعداد ماده و آن حالت آمادگی ماده برای این ذات آن‌هم بِخصوصه باید اعاده پیدا بکند و آن جنبۀ قابلیت ماده هم باید قابلیت پیدا کند که آن‌هم خودش مستند به یک مادۀ دیگری است. و [غیر از این] از متممات علت و مصححات معلول، تمام اینها باید انتقال پیدا کنند.

    1. . همان، ص 361.
/ 222