اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

نقد مبانی کلامی در مسئله اعاده معدوم

تمایز میان امکان ذاتی و امکان وقوعی در استدلال‌های عقلی

14٬045
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به نقد دیدگاه متکلمین پیرامون مسئله «اعاده معدوم» می‌پردازند. بحث با تفکیک دقیق میان مباحث فلسفی و مباحث کلامی آغاز می‌شود و این نکته تبیین می‌گردد که روش فلسفی، ابزاری کارآمد برای تنقیح معارف دینی است. در ادامه، استاد به نقد استدلال‌های سست برخی متکلمین می‌پردازند که با تمسک به کلام ابن‌سینا، هر امر غیرمستحیل را در بقعۀ امکان قرار می‌دهند. ایشان با تفکیک میان «امکان ذاتی» و «امکان وقوعی»، نشان می‌دهند که چگونه خلط میان این دو مفهوم، منجر به خطاهای معرفتی می‌شود. در پایان، با اشاره به اهمیت تأمل در عقلیات و پرهیز از قضاوت‌های شتاب‌زده، بر این نکته تأکید می‌شود که درس‌خواندن به‌تنهایی برای رسیدن به حقایق کافی نیست و قدرت فهم و تجرد عقلی، نقشی تعیین‌کننده در درک واقعیت‌ها و پرهیز از توهمات خیالی دارد.

نقد مبانی کلامی در مسئله اعاده معدوم

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به نقد دیدگاه متکلمین پیرامون مسئله «اعاده معدوم» می‌پردازند. بحث با تفکیک دقیق میان مباحث فلسفی و مباحث کلامی آغاز می‌شود و این نکته تبیین می‌گردد که روش فلسفی، ابزاری کارآمد برای تنقیح معارف دینی است. در ادامه، استاد به نقد استدلال‌های سست برخی متکلمین می‌پردازند که با تمسک به کلام ابن‌سینا، هر امر غیرمستحیل را در بقعۀ امکان قرار می‌دهند. ایشان با تفکیک میان «امکان ذاتی» و «امکان وقوعی»، نشان می‌دهند که چگونه خلط میان این دو مفهوم، منجر به خطاهای معرفتی می‌شود. در پایان، با اشاره به اهمیت تأمل در عقلیات و پرهیز از قضاوت‌های شتاب‌زده، بر این نکته تأکید می‌شود که درس‌خواندن به‌تنهایی برای رسیدن به حقایق کافی نیست و قدرت فهم و تجرد عقلی، نقشی تعیین‌کننده در درک واقعیت‌ها و پرهیز از توهمات خیالی دارد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

نقد مبانی کلامی در مسئله اعاده معدوم

12
  • هر کسی بر آن ترکّزی که از صفات و از مدرکات دارد، قوۀ خیالش می‌آید همان را به شکل ظاهری مطابق با آن صورت، خارجی می‌دهد.

  • یک وقتی یکی آمده بود، در زمان اواخر حیات مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالی علیه ـ بود که من قم بودم، یکی دو سال آخر بود، روز 28 صفر بود که چند نفر دم در آمدند و میان اینها یکی دوتا حجاب اسلامی داشتند یا چادر داشتند، مثل اینکه چادر داشتند، ولی خب معلوم بود که... گفتند که ما می‌خواهیم آقا را ببینیم. 28 صفر تمام شده بود، شبش آمده بودند. ظاهراً ماه هم سی روز بود و فردا روضه نبود، پس‌فردا روضه بود. آخر ماه شهادت امام رضا علیه‌السّلام است. من گفتم که شما چه کاری دارید؟ گفتند که ما را فرستاده‌اند که آقا را ببینیم، من آمدم به آقا گفتم که آقا یک چند نفری آمده‌اند می‌خواهند شما را ببینید، اصلاً رسم ایشان نبود که بگویند: فلان و... گفتند که اینها را ببر بالا و پذیرایی کن، خودت هم پیششان بنشین و ببین هرچه دارند با آنها صحبت کن.

  • خیلی اصلاً ما تعجب کردیم غیرعادی بود! گفتم: بفرمایید. آمدند و رفتند بالا و برایشان چای بردیم و نشستیم و صحبت کردیم. برای دانشگاه شیراز بودند، همه افراد چیزی بودند و یکی گفت که آقا من صورت حضرت را دیده‌ام؛ در یک قضیه‌ای که برایم اتفاق افتاده است در عالم صورت حضرت را دیده‌ام، حضرت بقیة الله را دیده‌ام و عکس ایشان را کشیده‌ام ـ یک چیزی با خودش آورده بود ـ و این را برای یکی از بزرگان در مشهد تعریف کرده‌ام و او گفت که بیاور به من نشان بده، من گفتم که فلان شخص بوده است؟ اسم یکی را گفتم، یک‌دفعه شخص خیلی چیز شد و گفت که من نمی‌خواستم اسمش را بگویم چون گفته بود که اسم من را نبرید، گفتم که معلوم و مشخص است! ما هم هیمن‌طوری حدسی دیدیم که می‌خورد! گفتم که پس ایشان شما را اینجا فرستاده‌اند؟! مشخص شد که او خودش نفهمیده که این عکس امام زمان است خواسته به این وسیلۀ این بیاید عکس را به آقا نشان بدهد، ببیند آقا تأیید می‌کند یا نه؟! مثلاً خواست یک زرنگی کند، گفت: بعد که نشان دادی بیاور به من بده، اصفهانی بود! او هم آمد گفت که حالا شما این را ببرید به آقا نشان بدهید و این حرف‌ها، گفتم: خب، ما این را خدمت آقا آوردیم گفتیم که آقا قضیه این است. ایشان نگاه کردند و گفتند: نه آقا برو بده، بگو: نه‌خیر آقا!

/ 0