اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

نقد مبانی کلامی در مسئله اعاده معدوم

تمایز میان امکان ذاتی و امکان وقوعی در استدلال‌های عقلی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به نقد دیدگاه متکلمین پیرامون مسئله «اعاده معدوم» می‌پردازند. بحث با تفکیک دقیق میان مباحث فلسفی و مباحث کلامی آغاز می‌شود و این نکته تبیین می‌گردد که روش فلسفی، ابزاری کارآمد برای تنقیح معارف دینی است. در ادامه، استاد به نقد استدلال‌های سست برخی متکلمین می‌پردازند که با تمسک به کلام ابن‌سینا، هر امر غیرمستحیل را در بقعۀ امکان قرار می‌دهند. ایشان با تفکیک میان «امکان ذاتی» و «امکان وقوعی»، نشان می‌دهند که چگونه خلط میان این دو مفهوم، منجر به خطاهای معرفتی می‌شود. در پایان، با اشاره به اهمیت تأمل در عقلیات و پرهیز از قضاوت‌های شتاب‌زده، بر این نکته تأکید می‌شود که درس‌خواندن به‌تنهایی برای رسیدن به حقایق کافی نیست و قدرت فهم و تجرد عقلی، نقشی تعیین‌کننده در درک واقعیت‌ها و پرهیز از توهمات خیالی دارد.

نقد مبانی کلامی در مسئله اعاده معدوم

7
  • و بعدَ فرضِهِ... فرض کنید که أکثر ما لم یَقُم ممکن است، فایده ندارد، چرا؟ چون شاید این اعادۀ معدوم از جملۀ اقل باشد، نه از جملۀ اکثر. چون دلیلی بر امتناع و وجوبش نداریم پس می‌شود در خارج باشد. بالأخره این دو قسم است؛ یک قسم افرادی که ممکن است باشند و در مقابل آنها اقلّی که ممکن است نباشند، از کجا شما می‌گویید که اعادۀ معدوم جزو اکثر است و در ناحیۀ اکثر می‌اندازید؟! ما در ناحیۀ اقل می‌اندازیم! این دلیلی نیست بر اینکه حالا چون اکثر این‌طور است پس باید این مسئله را ما جزو اکثر بدانیم، شما دلیل نیاورده‌اید.

  • و إن أریدَ بِه معنَى ... اگر اراده به این اصل همان معنای اصولی باشد، اصل به آن چیزی گفته می‌شود که ما نمی‌توانیم از او دست برداریم مگر اینکه دلیلی در مقابلش باشد تا از او دست برداریم.

  • على ما هو المستعملُ فی صناعَتی الفقهِ و أصولِه فَهو فاسدٌ هاهنا إذ شی‌ءٌ مِن عناصرِ العُقودِ لیسَ أصلاً بِهذا المعنى بِل کلٌّ منها مقتضىٰ ماهیةُ الموضوع.

  • همان‌طوری‌که این اصل را در دو صناعت فقه و اصول به‌کار می‌برند، می‌گویند که آقا در هر قضیه و مسئلۀ فقهی اصل این است إلاّ ما خَرَجَ بِالدلیل، نشنیده‌اید می‌گویند: اصل در مسئلۀ نکاح، حرمت است إلاّ ما خَرَجَ بِالدلیل؟! اصل در نکاح چیست؟! حلیت است یا حرمت است؟! در یک مورد شما شک می‌کنید که این آیا زوجه هست یا نه؟ مقتضای اصل در اینجا چیست؟!

  • تلمیذ: برائت است!

  • استاد: برائت است یا حلیت است؟!

  • فَهو فاسدٌ هاهنا ... این مطلب در اینجا کاربرد ندارد، هیچ چیزی از عناصر عقود به این معنا اصل نیستند بلکه اینها تابع موضوع خودشان هستند، هرکدام از این عناصر عقود، تابع مقتضای ماهیت موضوعش است؛ در بعضی از موارد موضوع حکم به امتناع می‌شود، در بعضی از موارد موضوع حکم به ضرورت می‌شود و در بعضی از موارد هم مانند ماهیات انسان و حیوان و امثال‌ذلک حکم به امکان ذاتی می‌شود. این که در هر جایی حکم به امکان ذاتی بشود. نه! یک هم‌چنین مسئله‌ای این‌طور نیست.