اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

نقد مبانی کلامی در مسئله اعاده معدوم

تمایز میان امکان ذاتی و امکان وقوعی در استدلال‌های عقلی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به نقد دیدگاه متکلمین پیرامون مسئله «اعاده معدوم» می‌پردازند. بحث با تفکیک دقیق میان مباحث فلسفی و مباحث کلامی آغاز می‌شود و این نکته تبیین می‌گردد که روش فلسفی، ابزاری کارآمد برای تنقیح معارف دینی است. در ادامه، استاد به نقد استدلال‌های سست برخی متکلمین می‌پردازند که با تمسک به کلام ابن‌سینا، هر امر غیرمستحیل را در بقعۀ امکان قرار می‌دهند. ایشان با تفکیک میان «امکان ذاتی» و «امکان وقوعی»، نشان می‌دهند که چگونه خلط میان این دو مفهوم، منجر به خطاهای معرفتی می‌شود. در پایان، با اشاره به اهمیت تأمل در عقلیات و پرهیز از قضاوت‌های شتاب‌زده، بر این نکته تأکید می‌شود که درس‌خواندن به‌تنهایی برای رسیدن به حقایق کافی نیست و قدرت فهم و تجرد عقلی، نقشی تعیین‌کننده در درک واقعیت‌ها و پرهیز از توهمات خیالی دارد.

نقد مبانی کلامی در مسئله اعاده معدوم

8
  • فَما لَم یَقُم علیه البرهان لَم یُعلَم حالُه.

  • مادامی که برهان قائم نشده است، این موضوع ما مشخص نیست که چه عنصری بر این مترتب بشود؛ وجوب مترتب بشود، امتناع مترتب بشود یااینکه امکان ذاتی بر این موضوع مترتب بشود.

  • و ما قالَه الشیخُ الرئیس معناه أنَّ ما لا برهانَ على وجوبِهِ و لا على امتناعِه لا یَنبَغی أن یُنکَر وجودُه و یُعتقدَ امتناعُه.

  • [معنای آنچه که شیخ‌الرئیس گفته این است که] آنچه که بر وجوبش [و امتناعش] برهان نیست نمی‌توانیم وجودش را انکار کنیم.

  • اتفاقاً این بحث را ایشان راجع به معاد جسمانی گفته‌اند؛ ایشان بحث را راجع به معاد جسمانی در شفاء می‌آورند و می‌فرمایند که ما دلیلی از نقطه‌نظر فلسفی بر معاد جسمانی نمی‌توانیم اقامه کنیم، بنابراین نمی‌توانیم معاد جسمانی را رد کنیم ـ ایشان حرف خوبی می‌زند ـ ولی چون صادق مصدق فرموده است و ما قول او را حجت می‌دانیم قائل به معاد جسمانی خواهیم شد. خیلی حرف خوب و متینی ایشان در این بحث دارد.

  • واقعاً هم همین‌طور است. شما از نظر فلسفی چطور می‌توانید معاد جسمانی را [ثابت کنید]؟! فرض کنید که شرع نگفته است که ما معاد جسمانی داریم، فرض کنید پیغمبر یا ائمه علیهم‌السّلام نفرموده‌اند، از آیات قرآن هم نمی‌توانیم استفاده بکنیم چون آیۀ قرآن نازل به نفس و نازل به روح است، در لسان ائمه هست که معاد ما معاد جسمانی است، بسیار خب ما می‌پذیریم! حالا اگر نداشتیم، کدام قاعدۀ فلسفی می‌تواند اثبات کند؟! آنچه را که می‌شود اثبات کرد عبارت از معاد است، خب معاد روحانی باشد چه اشکالی پیش می‌آید؟! مگر الآن افرادی که در عالم برزخ هستند متلبس به لباس جسمانی هستند؟! لباسشان لباس برزخی است! برای خودشان هم هزار نوع مسئله دارند، کار دارند، حساب دارند، کیف دارند، عقاب دارند! الآن عقابی که اهل خلاف دارند می‌شوند مگر با بدن جسمانی‌شان است؟! بدن جسمانی‌شان که خاک است یا روی زمین افتاده است ولی آنها دارند عذاب و عقاب می‌شوند. بنابراین دلیلی بر معاد جسمانی از نقطه‌نظر فلسفی ما نداریم. بله، ایراد و اشکال هم وارد نمی‌شود که حالا رأی و تقدیر پروردگار تعلق بر معاد جسمانی گرفته باشد، اشکالی ندارد.