
آسیبشناسی افراط در مباحث اصولی
تأثیر دوری از فطرت و معارف قرآنی بر فقاهت
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه، ضمن بررسی مباحث دقیق اصولی پیرامون قضایای سالبه و هلیات، به نقد رویکرد افراطی در علم اصول میپردازند. ایشان با اشاره به اینکه تراکم بیش از حد مباحث پیچیده و ظرافتهای عقلی، گاهی ذهن فقیه را از بساطت و فطرت اولیه خارج میکند، نسبت به پیامدهای این رویکرد هشدار میدهند. در ادامه، این بحث به آسیبشناسی مهجوریت قرآن در حوزههای علمیه و جایگزینی آن با مباحث اصولیِ کمفایده کشیده میشود. استاد با تأکید بر اینکه نورانیتِ حاصل از معارف قرآنی و عرفانی، مانع از انحراف در فتوا و درک احکام میشود، بر ضرورت بازگشت به نگاه فطری و انس با قرآن کریم تأکید میورزند. این جلسه در نهایت، تفاوت میان نگاهِ صرفاً فنی به متون دینی با نگاهِ مبتنی بر انکشاف باطن و حضور در محضر متکلم را تبیین میکند.
آسیبشناسی افراط در مباحث اصولی
5أو لا استحقاق دوام ... یا عدم استحقاق دوام وجود یا دوام لا وجود، که این در قضیۀ سلبیۀ آن است. پس یا عنصر عبارت از حال موضوع در قضایای مرکبه ـ در کان ناقصه و هلیّت مرکبه ـ است یا حال محمول فینفسه به قیاس ایجابی به موضوع خودش است که محمول در قیاس به موضوع خود چه حالتی دارد؛ آیا حالت دوام دارد یا حالت لا دوام دارد و بالعکس. پس یا حالت دوام الوجود یا دوام لا وجود دارد.
و کونُ نسبةِ الإمکانِ إلى الوجوبِ و الامتناعِ نسبةَ نقصٍ إلى تمامٍ و نسبةِ ضعفٍ إلى قوةٍ و فتورٍ إلى وثاقةٍ إنَّما یَتَبَیَّن حقَّ التَّبین فی هذا الکتابِ و على فَلسفَتِنا کما یَقَعُ إلیه الإشارةُ فی عدةِ مواضعَ و لو دُلَّ عَلى العنصرِ بِلفظٍ لَکانَ یَدُلُّ بِالجهةِ و قَد یَکونُ العقدُ ذا جهةٍ تُخالِفُ العنصرَ إذ العُنصرُ یَکونُ بِحسبِ نَفس الأمرِ و الجهةُ بِحسبِ البیانِ و التَّصریح بِه بِالفعل.1
تعریف قضیۀ صادقه و کاذبه
و نسبت امکان به وجوب که نسبت نقص به تمام است و نسبت ضعف به قوه و فطور به وثاقت است این مسئله در این کتاب و بر آن فلسفهای که ما بیان میکنیم و بر آن کیفیت طریق ما روشن میشود [همانطور که در بعضی مواضع به آن اشاره میشود] و اگر دلالت بر عنصر به یک لفظ شود، [بهوسیلۀ] جهت بر آن دلالت میکند یعنی جهت این وضعیت در او لحاظ میشود جهت قضیه یعنی لفظی که حکایت از جنبۀ واقع و نفسالأمر بین موضوع و محمول می نماید و به آن جهت مسئله میگویند. حال جهت قضیه یا موافق با عنصر است که به آن قضیۀ صادقه میگویند و اگر مخالف با عنصر باشد به آن قضیۀ کاذبه گفته میشود.
و قَد یَکونُ العقدُ ذا جهةٍ ... در بعضی اوقات ممکن است عقد قضیه مخالف با عنصر اصلی باشد زیرا عنصر بهحسب نفسالأمر است اما جهت قضیه، جهت امکان است یا عنصر امکان است و جهت قضیه امتناع میباشد و جهت بهحسب بیان و تصریح بالفعل است.
- . همان، ص 368.
