
آسیبشناسی افراط در مباحث اصولی
تأثیر دوری از فطرت و معارف قرآنی بر فقاهت
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه، ضمن بررسی مباحث دقیق اصولی پیرامون قضایای سالبه و هلیات، به نقد رویکرد افراطی در علم اصول میپردازند. ایشان با اشاره به اینکه تراکم بیش از حد مباحث پیچیده و ظرافتهای عقلی، گاهی ذهن فقیه را از بساطت و فطرت اولیه خارج میکند، نسبت به پیامدهای این رویکرد هشدار میدهند. در ادامه، این بحث به آسیبشناسی مهجوریت قرآن در حوزههای علمیه و جایگزینی آن با مباحث اصولیِ کمفایده کشیده میشود. استاد با تأکید بر اینکه نورانیتِ حاصل از معارف قرآنی و عرفانی، مانع از انحراف در فتوا و درک احکام میشود، بر ضرورت بازگشت به نگاه فطری و انس با قرآن کریم تأکید میورزند. این جلسه در نهایت، تفاوت میان نگاهِ صرفاً فنی به متون دینی با نگاهِ مبتنی بر انکشاف باطن و حضور در محضر متکلم را تبیین میکند.
آسیبشناسی افراط در مباحث اصولی
6تلمیذ: این قضیهای که فرمودید راجع به اینکه برای تقلید کیفیت وجدان بهاصطلاح ؟؟؟ نسبت به همۀ مکلفین و اکثر مکلفین هم که عوام هستند من اینطور برداشت کردم که شاید خودِ اصولیین و مجتهدین یک مقدار مطلب را پیچیده میکنند.
استاد: بله.
تلمیذ: مثلاً در «لا تَنقُض الیقین بالشَّک»1 پنج سال روی تکتک کلماتش بحث میکنند!
اعجابانگیز بودن تحقیقات و ظرافتکاریهای مرحوم کمپانی در اصول
اشکال مرحوم قاضى به مرحوم کمپانى در تدقیق زیاد در علم اصول
استاد: همین قضیه و دقتهایی که میکنند [اشکال دارد]. مرحوم قاضی ـ رضوان الله تعالی علیه ـ به آقا شیخ محمدحسین کمپانی ایراد میگرفتند، و میفرمودند که دقت و تحقیق در این مسائل خوب است اما چقدر ارزش دارد؟! آیا ارزش این را دارد که یک نفر سی یا چهل سال از عمر خود را صرف این تحقیقها کند؟! تحقیقات و ظرافتکاریهای مرحوم آقا شیخ محمدحسین کمپانی در اصول واقعاً اعجابانگیز است ولی آیا شارع چنین مطالبی را بیان کرده و آیا فقه شارع به این کیفیت است؟! آیا این ملاحظات عقلی و فلسفی که در فقه آمده شارع بیان کرده است؟! کدام وقت امام صادق علیهالسّلام فقه را اینطور بیان نموده است؟! آیا بهتر نیست انسان بهجای اینها به مسائل دیگر بپردازد؟! آیا بهتر نیست به روایات اخلاقی و مسائل عرفانی بپردازد و وقت خود را در ریاضات شرعی سپری کند تااینکه مدام [وقتش را در مسائل اصولی صرف کند]؟!
بله، وقتی مطلبی را بهدست شخصی بدهند هرچه او در مورد آن مطلب بیشتر فکر کند خواهینخواهی مطالبی به ذهنش میآید اما باید دید این مسئله چه فایده و چه نتیجهای دارد؟! بله قضیه اینطور بود. در زمان صاحب معالم یک اصول مینوشتند که معالم از آن اصول کمتر بود الآن چند جلد تقریرات مینویسند از اینجا تا کجا! اینها از کجا پیدا شده است؟! به قول مرحوم آقا2 ـ رضوان الله تعالی علیه ـ که میفرمودند:
- . تهذیب الأحکام، ج ۱، ص 4۲۱، با قدری اختلاف.
- . علامه آیة الله حاج سید محمدحسین حسینی طهرانی رضوان الله تعالی علیه.
