اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

آسیب‌شناسی افراط در مباحث اصولی

تأثیر دوری از فطرت و معارف قرآنی بر فقاهت

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه، ضمن بررسی مباحث دقیق اصولی پیرامون قضایای سالبه و هلیات، به نقد رویکرد افراطی در علم اصول می‌پردازند. ایشان با اشاره به اینکه تراکم بیش از حد مباحث پیچیده و ظرافت‌های عقلی، گاهی ذهن فقیه را از بساطت و فطرت اولیه خارج می‌کند، نسبت به پیامدهای این رویکرد هشدار می‌دهند. در ادامه، این بحث به آسیب‌شناسی مهجوریت قرآن در حوزه‌های علمیه و جایگزینی آن با مباحث اصولیِ کم‌فایده کشیده می‌شود. استاد با تأکید بر اینکه نورانیتِ حاصل از معارف قرآنی و عرفانی، مانع از انحراف در فتوا و درک احکام می‌شود، بر ضرورت بازگشت به نگاه فطری و انس با قرآن کریم تأکید می‌ورزند. این جلسه در نهایت، تفاوت میان نگاهِ صرفاً فنی به متون دینی با نگاهِ مبتنی بر انکشاف باطن و حضور در محضر متکلم را تبیین می‌کند.

آسیب‌شناسی افراط در مباحث اصولی

7
  • این بافتنی آقایان است این از بیکاری آقایان است که می‌نشینند و همین‌طور می‌بافند!

  • فرض کنید در مورد ﴿قُلۡ هُوَ ٱللَهُ أَحَدٌ﴾،1 افرادی که در زمان رسول خدا بودند و این سوره را می‌خواندند، آیا رسول خدا به آن افراد می‌فرمودند: در سورۀ ﴿قُلۡ هُوَ ٱللَهُ أَحَدٌ﴾، از این ﴿قُلۡ هُوَ ٱللَهُ أَحَدٌ﴾ باید قصد حکایت کنید؟! آیا آنها می گفتند که ﴿قُلۡ هُوَ ٱللَهُ أَحَدٌ﴾ خطاب به رسول‌الله است و ما وقتی می‌گوییم: ﴿قُلۡ هُوَ ٱللَهُ أَحَدٌ﴾ باید قصد حکایت کنیم؟! یعنی، قال الله لِرسول الله: ﴿قُلۡ هُوَ ٱللَهُ أَحَدٌ﴾! آیا در زمان پیغمبر این‌طور می‌خواندند؟!

  • جناب آقای خوئی شما که نشسته‌اید و این مطلب را بافتید هیچ با خودتان فکر کرده‌اید که پیغمبر در زمان خود این‌طور گفته است یا نه؟! می‌گویند: باید قصد حکایت باشد والاّ اگر بخواهد قصد انشاء باشد نمی‌شود و نماز باطل است! دست شما درد نکند! بعد از 70 سال سن و درس اصول خواندن تازه صریحاً به اینجا رسیده‌اید! ما در کدام روایت داریم که امام صادق علیه‌السّلام فرموده باشد که در ﴿قُلۡ هُوَ ٱللَهُ أَحَدٌ﴾ باید قصد حکایت بکنید؟! در یک چنین قضیۀ به این‌ مهمی [چنین مطلبی نداریم]! در کدام روایت داریم که در ﴿إِيَّاكَ نَعۡبُدُ وَإِيَّاكَ نَسۡتَعِينُ﴾2 باید قصد حکایت شود چون که ما واقعاً ﴿إِيَّاكَ نَعۡبُدُ﴾ نداریم! ایاک دلالت بر حصر می‌کند آیا وقتی شخصی می‌گوید: ﴿إِيَّاكَ نَعۡبُدُ﴾ واقعاً و عن قصدٍ و جدٍ عبادت را منحصر در خدای متعال می‌داند؟! نه! بنابراین دروغ می‌شود و وقتی دروغ شد پس صلاة باطل است! عجب این دیگر چیست؟!3

  • آقا می‌فرمودند اینها از بیکاری آقایان است! آقا آنجا نشسته و قلیان می‌کشد و می‌گوید: در اینجا باید قصد حکایت کرد. همین بازی‌ها را بر سر مردم آوردند که حجشان را خراب کردند، نمازشان را خراب کردند، وسوسه و وسواس در آنها به‌وجود آوردند و دین مردم را با این تشکیکات ازبین برده اند. بیایید و یک روایت نشان بدهید که در این قضیه به این مهمی مثل نماز که ما در آن روزی پنج دفعه می‌گوییم: ﴿إِيَّاكَ نَعۡبُدُ وَإِيَّاكَ نَسۡتَعِينُ﴾ چرا یک مرتبه امام صادق نگفت که باید قصد حکایت کرد؟! همۀ اینها را ما ساخته‌ایم.

    1. . سوره اخلاص (112) آیه 1. الله شناسی، ج ٣، ص ٢٥٦:
      «بگو: داستان از این قرار است که خداوند دارای صفت احدیت است.»
    2. . سوره فاتحه (١) آیه ٥. روح مجرد، ص ١٦٢:
      «من فقط تو را عبادت می‌کنم و از تو استعانت می‌طلبم!»
    3. . جهت اطلاع بیشتر بر بطلان مبناى قائلین به قصد حکایت در ﴿إِيَّاكَ نَعۡبُدُ وَإِيَّاكَ نَسۡتَعِينُ﴾ و امثال این آیۀ شریفه، رجوع شود به نور ملکوت قرآن، ج 1، ص 347.