اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تحلیل مفاد قضایای سالبه در حکمت اسلامی

بررسی تفاوت سلب ضرورت و ضرورت سلب در قضایای منطقی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به واکاوی دقیق مفاد قضایای سالبه در حکمت اسلامی می‌پردازند. بحث با تبیین دیدگاه مرحوم مرحوم آخوند آغاز می‌شود که معتقد است در قضایای سالبه، برخلاف نظر حکماء متأخرین، نسبت جدیدی ایجاد نمی‌شود، بلکه همان نسبتِ موجود در قضیه موجبه سلب می‌گردد. در ادامه، تفاوت میان «سلبِ ضرورت» و «ضرورتِ سلب» در قضایای سالبه بررسی شده و این پرسش مطرح می‌شود که آیا می‌توان قضایای سالبه را به قضایای موجبه‌ای که محمول آن‌ها ممتنع است بازگرداند یا خیر. استاد با نقد دیدگاه‌های پیشین، به تفاوت میان قضایای ذهنیه و خارجیه در عالم اعتبار اشاره کرده و تأکید می‌کنند که غفلت از این تمایز، موجب بروز اشکالاتی در تبیین ماهیت سلب شده است. این مباحث در نهایت به ارائه رویکردی نو در تحلیل قضایای سالبه و نحوه تعامل ذهن با مفاهیم عدمی منتهی می‌شود.

تحلیل مفاد قضایای سالبه در حکمت اسلامی

4
  • نظر متأخرین در قضیۀ سالبه

  • بنابراین مطلبی که متأخرین به آن قائل هستند این است که در قضیۀ سالبه، متکلم در مقام ایجاد عدم در عالم اعتبار است و می‌خواهد عدم را بین محمول و موضوع ایجاد کند. وقتی می‌گوید: الإنسانُ لیسَ بِحَجرٍ بِالضرورة، منظور متکلم این بیان نیست که بگوید: حجریت برای انسان ضرورت ندارد. نه، می‌خواهد بگوید: عدم آن ضرورت دارد. مرحوم آخوند چون نمی‌تواند از این مسئله فرار کند لذا می‌فرماید: در اینجا قضیه به یک قضیۀ موجبۀ ممتنع الوجود برمی‌گردد یعنی الإنسانُ لیسَ بِحجرٍ بِالضرورة به الإنسانُ مُمتنِعُ الحَجریة برمی‌گردد. چرا؟ چون در اینجا نمی‌توانیم برای انسان ضرورت را از عدم حجریت سلب کنیم نه‌اینکه بخواهیم بگوییم: حجریت برای انسان ضرورت ندارد بلکه ممکن است، نه می‌خواهیم بگوییم: اصلاً ممتنع است ولی چون در اینجا متکلم نمی‌تواند ایجاد نسبت سلبیه را بکند چون سلب عدم است و عدم، کیف برنمی‌دارد، این مسئله مرحوم آخوند و امثال ایشان را مضطر کرده است که بگویند: قضیۀ سالبه به قضیۀ موجبه برمی‌گردد منتها وصف در قضیۀ سالبه ضروریه بود و در موجبه امتناع می‌شود ولی در واقع همان سالبه است. ما می‌گوییم: چرا لقمه را دور می‌گردانید؟! چه اشکال دارد که در عالم اعتبار ... . چون سلب عدم است معنایش این است که کیف برنمی‌دارد؟! نه، ما إن‌شاء‌الله در جلسۀ بعد بین قضایای ذهنیه و قضایای خارجیه فرق می‌گذاریم.

  • فرق بین قضایای ذهنیه و خارجیه در عالم اعتبار

  • بین قضایای ذهنیه و خارجیه در عالم اعتبار فرق هست و ما روی عدم حساب باز می‌کنیم. اگر عدم قابلیتِ برای اتصاف را نداشته باشد دیگر ترتب آثار و تبعات بر عدم چه معنایی دارد؟! یک وقت می‌گویید: شخص استعداد ندارد و یک وقت می‌گویید: او قابلیت استعداد را ندارد، این دو مطلب است. یک وقت می‌گوییم: استعداد این را ندارد یعنی امشب حالش خوش نیست و حواسش پرت است و اگر درس بگویید نمی‌فهمد و بالأخره قضیه‌ای در منزل یا بیرون اتفاق افتاده و حواس او پرت است. إن‌شاءالله یک هم‌چنین اتفاقاتی نمی‌افتد. نمی‌فهمد تا زمانی که رفع مشکل شود.