
تحلیل مفاد قضایای سالبه در حکمت اسلامی
بررسی تفاوت سلب ضرورت و ضرورت سلب در قضایای منطقی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به واکاوی دقیق مفاد قضایای سالبه در حکمت اسلامی میپردازند. بحث با تبیین دیدگاه مرحوم مرحوم آخوند آغاز میشود که معتقد است در قضایای سالبه، برخلاف نظر حکماء متأخرین، نسبت جدیدی ایجاد نمیشود، بلکه همان نسبتِ موجود در قضیه موجبه سلب میگردد. در ادامه، تفاوت میان «سلبِ ضرورت» و «ضرورتِ سلب» در قضایای سالبه بررسی شده و این پرسش مطرح میشود که آیا میتوان قضایای سالبه را به قضایای موجبهای که محمول آنها ممتنع است بازگرداند یا خیر. استاد با نقد دیدگاههای پیشین، به تفاوت میان قضایای ذهنیه و خارجیه در عالم اعتبار اشاره کرده و تأکید میکنند که غفلت از این تمایز، موجب بروز اشکالاتی در تبیین ماهیت سلب شده است. این مباحث در نهایت به ارائه رویکردی نو در تحلیل قضایای سالبه و نحوه تعامل ذهن با مفاهیم عدمی منتهی میشود.
تحلیل مفاد قضایای سالبه در حکمت اسلامی
5یک وقت میگوییم: نه، طرف اصلاً نمیفهمد و تا مشکل او حل نشود نمیفهمد، بیخود تلاش نکن! مشکل او را حل کن، آنوقت میفهمد!! دو مطلب است و ما به دو مدل میخواهیم قضیه را برسانیم؛ یک وقت قضیه به عنوانی که عدم، عدم موقت است و یک وقت عدم، عدم دائم است مگر اینکه مشکل حل شود! قضیه فرق میکند و اینها از این نکته غافل بودهاند و به این نکتهها نرسیده بودند!
عدم فرق بین سلب ضرورت و ضرورت سلب در کلام مرحوم آخوند
بنابراین مرحوم آخوند میفرماید: عدم فرق بین سالبه در دو سلب ضرورت یا ضرورت سلب، نه بهخاطر آن چیزی است که قبلیها گفتهاند که اصلاً در قضیۀ سالبه نسبت نیست بلکه بهخاطر آن چیزی است که ما آن را در حکمت خودمان تدوین نمودیم که در قضیۀ سالبۀ ما، سالبه به قضیۀ موجبه برمیگردد و آن نسبتی را که متأخرین از حکماء دنبال آن بودند که آن نسبت را در قضیۀ سالبه ایجاد کنند، ما همان نسبت را با برگرداندن سالبۀ ضروریه به قضیۀ موجبۀ ممتنع المحمول کسب و تحصیل میکنیم فلذا دیگر دراینصورت مشکلی پیش نمیآید. کأنّ مرحوم آخوند با این بیان میخواهد جمع بین مکتب قدماء و متأخرین را با طرح مکتب جدید برای خودش بنماید.
أللهم صلّ علی محمّد و آل محمّد
