اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تحلیل کیفیت تحقق وجود ذهنی در قضایای حملیه

بررسی تفاوت‌های دقیق میان قضایای موجبه و سالبه در فلسفه

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین مبحث کیفیت تحقق وجود ذهنی در قضایای حملیه می‌پردازند. محور اصلی بحث، بررسی این مسئله است که آیا برای صدق قضایای موجبه و سالبه، وجود موضوع در خارج شرط است یا خیر. ایشان با نقد دیدگاه‌های رایج، توضیح می‌دهند که در قضایای موجبه، وجود خارجی موضوع شرط نیست و حتی در قضایایی که موضوع آن‌ها در خارج معدوم است، ذهن با ایجاد یک وجود ذهنی، امکان حمل را فراهم می‌کند. در ادامه، تفاوت ظریف میان قضایای سالبه به انتفاء موضوع و قضایای موجبه تبیین می‌شود؛ به‌طوری‌که در سالبه، عقل از ابتدا حیثیت عدم خارجی را لحاظ می‌کند، اما در موجبه، موضوع بدون لحاظ عدم خارجی، در ذهن حاضر شده و محمول بر آن بار می‌شود. این بحث در نهایت به این نتیجه می‌رسد که در هر قضیه‌ای، وجود ذهنی موضوع برای تحقق حکم ضروری است.

تحلیل کیفیت تحقق وجود ذهنی در قضایای حملیه

4
  • پس در قضیۀ سالبۀ به انتفاء موضوع لحاظ عدم وجود خارجیِ موضوع، شرط است ولی در مورد [قضیۀ] موجبه یک هم‌چین مطلبی وجود ندارد. ولی با تمام این اوصاف وقتی که می‌خواهیم قضیه‌ای را در ذهن تشکیل بدهیم باید این قضیه یک وجودٌمائی از موضوع داشته باشد. ما نمی‌گوییم که وجود خارجی، همین شریک‌الباری که می‌گویید: ممتنعٌ، بالأخره شما این شریک‌الباری را در ذهن آوردید و یک تصوری برای شریک‌الباری کردید و همین تصور کفایت می‌کند از اینکه شما به این موضوع قضیۀ حملیه یک وجودٌمائی بدهید و این وجودٌما فرقی نمی‌کند چه در قضیۀ سالبه باشد یا در قضیۀ موجبه باشد فرقش این است که در قضیۀ سالبۀ به انتفاء موضوع در آنجا لحاظ عدم خارجی می‌شود اما در قضیۀ موجبه بااینکه موضوعش در خارج نیست مثل شریک‌الباری ولی لحاظ عدم خارجی نمی‌شود فرقشان فقط همین است.

  • فَصلٌ (10).

  • فی أنَّ الحُکمَ السَّلبی لا یَنفکُّ عَن نَحوٍ مِن وجودِ طَرفیه‌.1

  • حکم سلبی منفک از یک نحوٌمائی از وجود طرفین نیست.

  • تلمیذ: شما نقیضین را چطور تصور می‌کنید؟ مفهوم اینکه می‌گویید که نقیضین وجودٌمائی دارد باز هر طرفش را که تصور کنیم طرف دیگر را در واقع نمی‌گذارد تصور بشود پس وجودٌما چطوری شکل می‌گیرد؟ مفهومش همان مفهوم عدمی که در خارج....

  • استاد: قیام و عدم قیام؛ همین‌که می‌گویید که قیام و عدم قیام در خارج جمع نمی‌شود، چطور شما قیام و عدم قیام را تصور کردید؟ بالأخره در ذهن آوردید.

  • تلمیذ: در آنِ واحد نمی‌آید چون وقتی که قیام را می‌گوییم، عدم قیام باز مفهومش می‌شود در واقع اینکه آن قیامی که باز نیست آن قیام را باز من می‌آیم در واقع ادراک می‌کنم و به آن وجود می‌دهم.

  • استاد: آمدید اول قیام و بعد نقیضش را تصور کردید؛ عدم قیام را تصور کردید بعد هردو را [تصور کردید]. اگر هرکدام از اینها را جداجدا بخواهید تصور بکنید آیا می‌توانید بگویید که لا یَجتمعان؟ یااینکه نه، باید هردو را باهم تصور کنید تا بگویید: لا یَجتمعان. وقتی هردو را باهم در ذهنتان می‌آورید می‌گویید که نه، این نمی‌شود در خارج باشد. اما اگر اول قیام را تصور کنید و بعد عدم قیام را تصور بکنید پس دیگر چطور می‌توانید لایَجتمعان را تصور کنید؟ شما ذهنتان در دو لحظه دو چیز را تصور کرد و دو شخصیت و دو تصور جدای از هم پیدا کرد پس چطور حکم به محمول برای هردو در آنِ واحد می‌دهید؟ به‌خاطر این است که هردو را در آنِ واحد در ذهن تصور کردید گرچه در خارج نیست ولی در ذهنتان که هست.

    1. همان.