اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تحلیل منطقی قضایای موجبه و سالبه

بررسی تفاوت‌های ساختاری و اعتباری در قضایای منطقی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق تفاوت‌های میان قضایای موجبه و سالبه از منظر منطق و فلسفه می‌پردازند. بحث با بررسی عقد وضع در قضایای محصوره آغاز می‌شود و این نکته تبیین می‌گردد که چرا در قضایای موجبه، متکلم همواره لحاظ وجود موضوع را دارد، درحالی‌که در قضایای سالبه، این الزام وجود ندارد و می‌توان موضوع را به لحاظ عدمی نیز در نظر گرفت. در ادامه، این مبنا به چالش‌های منطقی پیرامون قضایای معدولة‌المحمول و احکام نقیض در قضایای اعم و اخص پیوند می‌خورد. استاد با طرح اشکالات وارد بر این مبانی، نشان می‌دهند که چگونه برخی تشکیکات منطقی می‌تواند در مسیر سلوک الی‌الله برای سالک مانع ایجاد کند. این جلسه با هدف رفع ابهامات پیرامون قوانین منطقی و تأثیر آن بر مبانی فلسفی، زمینه‌سازی برای پاسخ به این اشکالات در جلسات آتی است.

تحلیل منطقی قضایای موجبه و سالبه

4
  • إعضالاتٌ و انحلالاتٌ:

  • و مِنَ التَّشکیکاتِ الواقعةِ فی هذا المَوضعِ‌.

  • الَّتی ربَما تُزاحِمُ السائرَ إلى الله تعالى فی سیرِه و تَعوُّقِه عِن السُّلوکِ إلیه تعالى أنَّ السالبةَ المعدولةَ المحمول أعمٌ مِنَ الموجبةِ المحصَّلةِ لِصدقِها بِانتفاءِ الموضوعِ بِخلافِ الموجبةِ.1

  • [مشکلات و حل‌ها. از تشکیکاتی که در این موضع از قضیۀ موجبۀ محصله واقع می‌شود که ممکن است باعث تزاحم سائر به‌سوی خدای متعال در سیرش شود و او را از سلوک به‌سوی خدای متعال باز دارد این است] که سالبۀ معدولة المحمول اعم از موجبۀ محصله است. خب این مسئله روشن است. لِصدقِها بِانتفاءِ الموضوعِ ... چون سالبۀ معدولة المحمول صادق است به انتفاء موضوع، به خلاف موجبۀ محصله. یک‌وقت می‌گوییم: زیدٌ أعمیٰ این زید باید موجود باشد. یک‌وقت می‌گوییم: لیسَ زیدٌ بِأعمیٰ اینجا دو نحو است: إمّا أن یکونَ زید موجودٌ فَهو لیسَ بِأعمی و هو بصیرٌ، أو لیسَ زیدٌ موجودٌ فَهو لیسَ بِأعمیٰ یعنی برگشت عدم عمیٰ به عدم وجود زید است و به وجود زید کار ندارد.

  • و قَد یکونُ نقیضُ المفهومِ مما لا یَصدقُ على شی‌ءٍ ما بِحسبِ الواقعِ کاللاشی‌ء و اللامعلومِ و اللاممکنِ العامِ و سائرِ نقائضِ المفهوماتِ الشاملَةِ

  • [و گاهی اوقات نقیض مفهوم] از آن چیزهایی است که بر شیء به‌حسب واقع صدق نمی‌کند مثل لا شیء که لا شیء نقیض شیء است. لا شیء یعنی اصلاً چیزی که در خارج وجود ندارد. اصلاً مصداقی در خارج وجود ندارد مثل لا معلوم که یعنی چیزی که در خارج مصداق ندارد یا مانند لا ممکن‌ِ عام. ممکنِ عام آن چیزی است که سلب ضرورت از جانب مخالف کند حالا لا ممکن عام اصلاً یعنی چیزی که سلب ضرورت از جانب مخالف نمی‌کند یعنی چیزی که در خارج وجود ندارد، این غیر از ممکن خاص است.

  • و سائرِ نقائضِ المفهوماتِ... و سایر نقائض مفهوماتی که جنبۀ شمول دارد مانند لا مفهوم لا شیء لا معلوم لا موجود خود موجود یعنی چیزی که هست، آن وقت نقیضش طبعاً یعنی چیزی که در خارج مصداق ندارد.

    1. همان.