اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

نقد منطقی بر ادعاهای بی‌پایه در سلوک

آسیب‌شناسی تمسک به قواعد منطقی در تعیین جانشین

14٬005
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه، با بهره‌گیری از مبانی منطقی و اصولی، به نقد رفتارهای غیرمنطقی و ادعاهای بی‌پایه در مسیر سلوک می‌پردازد. ایشان با تبیین جایگاه قواعد منطق به عنوان ابزار ضروری برای تصحیح فکر و شناخت حق، توضیح می‌دهند که چگونه نادیده گرفتن این قواعد و تمسک به عام در شبهه مصداقیه، منجر به انحراف در تشخیص مصادیق ولایت و وصایت می‌شود. استاد با اشاره به نمونه‌های عینی، نشان می‌دهند که چگونه برخی افراد با استفاده از مقدمات صوری و بدون احراز شرایط واقعی، به تعیین جانشین دست می‌زنند. در نهایت، ایشان ضمن نقد پاسخ‌های سست و مجازفات برخی متأخرین در مواجهه با مسائل پیچیده منطقی، تأکید می‌کنند که بدون تسلط بر مبانی علمی و عرفانی، ورود به این عرصه‌ها جز سردرگمی و خروج از مسیر حق نتیجه‌ای در بر نخواهد داشت.

نقد منطقی بر ادعاهای بی‌پایه در سلوک

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه، با بهره‌گیری از مبانی منطقی و اصولی، به نقد رفتارهای غیرمنطقی و ادعاهای بی‌پایه در مسیر سلوک می‌پردازد. ایشان با تبیین جایگاه قواعد منطق به عنوان ابزار ضروری برای تصحیح فکر و شناخت حق، توضیح می‌دهند که چگونه نادیده گرفتن این قواعد و تمسک به عام در شبهه مصداقیه، منجر به انحراف در تشخیص مصادیق ولایت و وصایت می‌شود. استاد با اشاره به نمونه‌های عینی، نشان می‌دهند که چگونه برخی افراد با استفاده از مقدمات صوری و بدون احراز شرایط واقعی، به تعیین جانشین دست می‌زنند. در نهایت، ایشان ضمن نقد پاسخ‌های سست و مجازفات برخی متأخرین در مواجهه با مسائل پیچیده منطقی، تأکید می‌کنند که بدون تسلط بر مبانی علمی و عرفانی، ورود به این عرصه‌ها جز سردرگمی و خروج از مسیر حق نتیجه‌ای در بر نخواهد داشت.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

نقد منطقی بر ادعاهای بی‌پایه در سلوک

7
  • حالا که قضیۀ موجبه شد آمدیم در اینجا یک کلاهی دیگر هم سر این گذاشتیم! موجبۀ سالبة المحمول هست ولی موجبه‌ای است که موضوعش در خارج نیست. می‌گوییم که در قضیۀ سالبه یعنی دست‌کاری کردن در منطق به دلخواه و به اختیار، مثل روایت. چطور اینکه یک کسی می‌آید رجال می‌نویسد و یک راوی حدیث را موثق می‌کند آن یکی می‌آید یک رجال می‌نویسد و راوی حدیث را غیر موثق می‌کند این‌هم همین‌طور است ما قضیۀ سالبه‌ای را که خود «لَیسَ» داد می‌زند و در اول درآمده ما آن را در وسط می‌گذاریم؟ دلمان می‌خواهد! دو دوتا شش‌تا می‌شود! کسی به کسی نیست! تا حالا این چهارتا بوده الآن می‌گوییم که شش‌تا است. همه هم باید بگویند: شش‌تا است! «لَیسَ» در اول آمده ما این «لَیسَ» را وسط می‌گذاریم وقتی «لَیسَ» را وسط گذاشتیم قضیۀ ما موجبه می‌شود و قضیه این‌طوری می‌شود که لَیسَ بَعضُ لا جوهرٍ بِلا حیوانٍ می‌شود: بَعضُ لا جوهرٍ لَیسَ بِلا حیوانٍ و «لَیسَ» به این معدوله و محمول می‌خورد و آن را از اینجا برمی‌دارد.

  • از یک طرف ممکن است در اینجا بگوییم که حالا که این موجبه شد موجبه وجود خارجی لازم دارد. در زیدٌ لَیسَ بِلا قائِمٍ؛ زید لا قائم نیست یعنی قائم هست. وقتی می‌گوییم: زیدٌ لَیسَ بِلا قائِمٍ آیا زید وجود خارجی دارد یا ندارد؟ وجود خارجی دارد. شما که در اینجا بَعضُ لا جوهرٍ را معدوم گرفتید؟ می‌گویید که آهان! ما «لَیسَ» را وسط می‌گذاریم و به موجبه حکم سالبه می‌دهیم! این دیگر خیلی عالی است! دودوتا شانزده‌تا می‌شود! یعنی از شش‌تا به شانزده‌تا می‌گذاریم! هم این سالبۀ بیچاره را تبدیل به موجبه‌اش می‌کنیم و حالا که این را موجبه کردیم حکم سالبه به انتفاء موضوع را به او می‌دهیم و می‌گوییم: بَعضُ لا جوهرٍ امر عدمی است بنابراین قاعدۀ ما تخصیص برنداشت. ما در اینجا اصلاً سلبی نداریم تااینکه شما بخواهید بگویید که اگر سلب صادق است اصلش باید کاذب باشد. نه، این قضیۀ ما موجبه است و غیر از آن می‌آییم یک کار دیگر هم انجام می‌دهیم و در آن اموری که امور کلی هستند و طبایع حقیقیۀ کلیه هستند مثل شیٌ، إمکانٌ، موجودٌ، معلومٌ و مفاهیم کلیه در آن مفاهیم کلیه این حکم جاری است. مثلاً جوهر و متحیّز و متمکّن یکی از مفاهیم کلیه است این قاعدۀ سالبۀ به انتفاء موضوع در مفاهیم کلیه نمی‌آید.

/