
تبیین قاعده منطقی امکان عام و خاص
تحلیل نسبت میان ضرورت و امکان در قضایای منطقی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق قواعد منطقی پیرامون قضایای حقیقیه و نسبت میان مفاهیم عام و خاص میپردازند. بحث با واکاوی شبهات مطرح شده پیرامون نقیض اعم و اخص مطلق آغاز میشود و با تبیین جایگاه وجود ذهنی و خارجی در صدق احکام ادامه مییابد. استاد با تفکیک میان قضایای بتیّه و قضایای فرضی، نشان میدهند که چگونه مفاهیم کلی بدون نیاز به تحقق مصداق خارجی، موضوع احکام قرار میگیرند. در ادامه، تفاوت میان امکان عام و امکان خاص با ذکر مثالهای کاربردی و منطقی تشریح شده و نحوه صحیح استدلال در قضایای متضمن این مفاهیم بررسی میشود. این جلسه با هدف رفع ابهامات موجود در قواعد منطقی و تبیین دقیق نحوه جریان احکام بر طبایع کلیه، راهگشای فهم عمیقتر مباحث استدلالی برای مخاطبان است.
تبیین قاعده منطقی امکان عام و خاص
4تحیّز داشتن ماهیات
در هر ماهیتی که آن را بهعنوان ماده بودن در ذهن آوردید طبعاً تحیّز را هم خواهینخواهی باید بر آن حمل کنید. شما یک بقر را در ذهن میآورید میگویید که هذا متحیّزٌ، غنم در ذهنتان میآورید متحیّزٌ، انسان در ذهن میآورید متحیّزٌ، اما اگر یک مثلت در ذهن بیاورید لَیسَ بِمتحیّزٍ چون مثلت مفهومی نیست که تحیّز بردارد بلکه یک شکل هندسی است. آنچه را که مثلث بر او منطبق است ماده است، حالا یکوقت این مثلث قرطاس است یکوقت آجر است یکوقت حجر است ولی خود این ماهیت مثلث و مربع ماهیةٌ هندسیةٌ و چیزی که هندسی باشد که متحیّز نیست بلکه عرض است، و معروض آن متحیّز میشود.
معنای مساوات
پس مساوات به این معناست که هر مفهومی را که ما تصور بکنیم باید محمول هم بر همان مفهوم صدق کند و در هرجایی که محمول صدق کند موضوع هم به همان صدق میکند، چه وعاء و ظرف تحقق آن خارج باشد یا ظرف تحقق آن ذهن باشد، از این نقطهنظر تفاوتی نسبت به این مطلب نمیکند.
و لیسَ فی ذلکَ لزومُ الاجتماعِ فی مادةٍ ما بِحسبِ الواقعِ بِالفعلِ و لا شبهةَ لِرجلٍ منطقیٍّ أنَّ الأمرَ فی تلکَ الطبائعِ الشاملةِ عَلى هذه الشاکلةِ، کیفَ و الکلیُّ الذی یَجری عَلیه هذه الأحکامُ لَیس مفهومُه مما یَحتاجُ إلى وجودِ فردٍ له فی العینِ أو فی النفسِ.
هیچ در این مسئلۀ قاعدۀ منطقی اعم و اخصیّت یا مساوات لزوم اجتماع در یک ماده بالفعل در واقع نخوابیده که حتماً باید اعم و اخصّ ما از نظر مصداق خارجی باید در یک ماده تصادق پیدا کنند نه! مفهوم عام یک مفهومی است که اقتضاء شمول خاص را میکند حالا آن خاص چه در خارج باشد یا نباشد. خاص اقتضاء میکند در هرجا باشد، عام هم در همانجا حضور داشته باشد لا بالعکس، مساوات هم همینطور است؛ اینکه در یک ماده بهحسب واقع وجود داشته باشد حتماً یا به وجود ذهنی یا به وجود خارجی عمومیت چنین اقتضائی را ندارد عمومیت اعم از این حرفهاست؛ اعم از خارج یا در ذهن است.
