اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تبیین قاعده منطقی امکان عام و خاص

تحلیل نسبت میان ضرورت و امکان در قضایای منطقی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق قواعد منطقی پیرامون قضایای حقیقیه و نسبت میان مفاهیم عام و خاص می‌پردازند. بحث با واکاوی شبهات مطرح شده پیرامون نقیض اعم و اخص مطلق آغاز می‌شود و با تبیین جایگاه وجود ذهنی و خارجی در صدق احکام ادامه می‌یابد. استاد با تفکیک میان قضایای بتیّه و قضایای فرضی، نشان می‌دهند که چگونه مفاهیم کلی بدون نیاز به تحقق مصداق خارجی، موضوع احکام قرار می‌گیرند. در ادامه، تفاوت میان امکان عام و امکان خاص با ذکر مثال‌های کاربردی و منطقی تشریح شده و نحوه صحیح استدلال در قضایای متضمن این مفاهیم بررسی می‌شود. این جلسه با هدف رفع ابهامات موجود در قواعد منطقی و تبیین دقیق نحوه جریان احکام بر طبایع کلیه، راهگشای فهم عمیق‌تر مباحث استدلالی برای مخاطبان است.

تبیین قاعده منطقی امکان عام و خاص

6
  • خلاصه اینها اشیاء ذهنی است! جناب آقای ...، التفات می‌فرمایید؟! این شیء و این اشیاء و این مفاهیم کلی چیزهایی هستند که مفهوم آنها نیاز به وجود خارجی ندارد، چه وجود ذهنیه باشد ...، ما إلیٰ‌ماشاءالله اشیاء ذهنیه داریم، اشیاء خارجی هم داریم چه بر خارج و یا بر ذهن صدق بکند. علیٰ‌کلّ‌حال تفاوتی از این نقطه‌نظر ندارد و نیاز ندارد.

  • و کذا حالُه مَعَ عروضِ تلکَ النِّسبِ و أحکامِها لَه بِالقیاسِ إلى کلیِّ آخرَ فی عَدمِ تَوقفِها على وجودِ موضوعاتِ الأحکامِ فی شی‌ءٍ مِن الأوعیةِ و المواطنَ‌

  • و مِنها أنَّه صَدَقَ قَولُنا کُلُّ مُمکنٌ بِالإمکانِ الخاصِّ فَهو مُمکنٌ بِالإمکانِ العامِ‌.

  • همین‌طور حالِ این با این امر کلی و با این عروض نِسب‌ها؛ ضرورت، امتناع امکان و احکام آن که بالقیاس و کلی دیگر آیا امکان یا دوام دارد، ضرورت یا امتناع دارد، امکان عام است یا خاص است، تمام اینها بر وجود موضوعاتشان توقف ندارند. اینها در هیچ‌کدام از وعاءها و مواطن احتیاجی به موضوعات ندارند بلکه مفهوم خود کلی مِن حیثُ هوَ هو یک نوع نسبتی با مفهوم کلی دیگر دارد، حالا فردِ آن در خارج پیدا بشود باز نسبت فرق نمی‌کند، در ذهن تصور بکند باز هم نسبت آن فرق نمی‌کند، تصور ذهنی و تصور خارجی او را از ضرورت به امتناع برنمی‌گرداند. فرض کنید نطق نسبت به انسان ضرورت دارد حالا چه این انسان در خارج باشد نطق برای او ضرورت دارد و چه انسان در ذهن باشد نطق برای او ضرورت دارد. این‌طور نیست که همین‌که انسان در ذهن بیاید آن ضرورت خارجی تبدیل به امکان بشود، نه! آن انسانِ در ذهن «ناطقٌ» و آن انسانِ در خارج هم «ناطقٌ»! اگر نطق برای انسان در خارج ضرورت دارد همین نطق برای انسان در ذهن هم ضرورت دارد! اگر یک شیئی نسبت به یک شیء دیگر در خارج عام است در ذهن هم عام است. اگر یک شیئی با یک مفهوم دیگر مثل متحیّز یا ماده در مساوات است چه در خارج باشد و چه در ذهن باشد بین این دو مفهوم مساوات وجود دارد.