اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تبیین قاعده منطقی امکان عام و خاص

تحلیل نسبت میان ضرورت و امکان در قضایای منطقی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق قواعد منطقی پیرامون قضایای حقیقیه و نسبت میان مفاهیم عام و خاص می‌پردازند. بحث با واکاوی شبهات مطرح شده پیرامون نقیض اعم و اخص مطلق آغاز می‌شود و با تبیین جایگاه وجود ذهنی و خارجی در صدق احکام ادامه می‌یابد. استاد با تفکیک میان قضایای بتیّه و قضایای فرضی، نشان می‌دهند که چگونه مفاهیم کلی بدون نیاز به تحقق مصداق خارجی، موضوع احکام قرار می‌گیرند. در ادامه، تفاوت میان امکان عام و امکان خاص با ذکر مثال‌های کاربردی و منطقی تشریح شده و نحوه صحیح استدلال در قضایای متضمن این مفاهیم بررسی می‌شود. این جلسه با هدف رفع ابهامات موجود در قواعد منطقی و تبیین دقیق نحوه جریان احکام بر طبایع کلیه، راهگشای فهم عمیق‌تر مباحث استدلالی برای مخاطبان است.

تبیین قاعده منطقی امکان عام و خاص

7
  • پس این نِسب و احکام که برای این مفاهیم هست اقتضاء وجود خارجی یا وجود ذهنی را ندارد بلکه این نسب و احکام بدون احتیاج به امر خارجی به نفس مفاهیم این حقایق کلیه و قضایای کلیه برمی‌گردد. این اشکال اوّلی بود که در اینجا مطرح شد.

  • بیان اشکال برای اثبات نقض قواعد منطقیه

  • اشکال دومی که مطرح کرده‌اند و خواسته‌اند نقض قواعد منطقیه را ثابت کنند این است که آمدند راجع به مسئلۀ امکان خاص و امکان عام یک قضایایی را برای ما بیان کرده‌اند که چنانچه اگر بخواهد این قضیۀ عمومیت و خصوصیت نسبت به این مسئله انجام بشود طبعاً موجب یک امور محال و ممتنع خواهد شد. در امکان عام بحث راجع به عدم ضرورت از جانب مخالف است. در منطق خوانده‌ایم که الإنسانُ متحیّزٌ بِالإمکان یا زیدٌ قائمٌ بِالإمکان یا زیدٌ معدومٌ بِالإمکان؛ چه در ناحیۀ ثبوتی و چه در ناحیۀ سلبی. امکان عام این است که ضرورتِ جانب مخالف را برمی‌دارد یعنی طرف مخالف قضیۀ ما ضرورت ندارد. حالا طرف موافقی که خود عقد الوضع و خود قضیه است یا ضرورت دارد و یا ندارد. در آنجایی که ضرورت نداشته باشد پس طبعاً مسئله به سلب ضرورت از طرفین برمی‌گردد و وقتی سلب ضرورت از طرفین شد این امکان خاص می‌شود؛ می‌گوییم: زیدٌ قائمٌ بِالإمکانِ العام؛ یعنی عدم قیام برای زید ضرورت ندارد و این را در قضایای مختلف استعمال می‌کنیم. یک وقتی صحبت در قضیه این است که جنبۀ خود قضیه مورد نظر است و یک‌وقت می‌خواهیم بگوییم که جنبۀ نفی برای آن ضرورت ندارد ولی در عبارات و در محاوره تفاوت می‌کند، چیز دوری نیست.

  • من‌باب‌مثال وقتی شما به یک نفر قول می‌دهید و می‌گویید که ممکن است به منزل شما بیایم، در اینجا دو چیز را ممکن است مدّنظر قرار بدهید؛ یکی اینکه طرفین مسئله برای شما مساوی است، 50 درصد احتمال آمدن است و 50 درصد احتمال نیامدن است این امکان خاص می‌شود. یک‌وقت نه، حتماً ضرورت دارد که شما بیایید بعد شخصی سؤال می‌کند که آقا شما منزل فلانی می‌روید؟ بعد می‌خواهید رد گم کنید می‌گویید که ممکن است بروم! اینکه می‌گویید: ممکن است، شما نمی‌خواهید او هم بیاید و پلو را بخورد یا مثلاً بیاید و سرشاخ بشود و [بگوید که] حالا که آنجا می‌روی ما را هم با خودت ببر! [لذا وقتی می‌گوید:] حتماً می‌روی؟! [جواب می‌دهد که] ممکن است بروم. حالا آیا او واقعاً دروغ گفته است؟ او که حتماً باید برود آیا دروغ گفته که من ممکن است بروم؟! دروغ نگفته است! مردم شاید خیال می‌کنند [که دروغ گفته است]. این می‌خواهد بگوید که نرفتن ضرورت ندارد اما نسبت به رفتن ساکت است. اگر او زرنگ باشد می‌گوید که خب منظور شما از امکان در اینجا چه امکانی است؟! آیا امکان عام است که با ضرورت مَجیء منافات ندارد یا منظورتان امکان خاص است؟! آن‌وقت اینجا مچ می‌گیرد! اگر مِن‌مِن کردید می‌گوید که هان! داری سر ما را کلاه می‌گذاری! می‌خواهی بروی و می‌خواهی که ما نیاییم پس می‌گویی که ممکن است بروم!