اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تبیین قاعده منطقی امکان عام و خاص

تحلیل نسبت میان ضرورت و امکان در قضایای منطقی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق قواعد منطقی پیرامون قضایای حقیقیه و نسبت میان مفاهیم عام و خاص می‌پردازند. بحث با واکاوی شبهات مطرح شده پیرامون نقیض اعم و اخص مطلق آغاز می‌شود و با تبیین جایگاه وجود ذهنی و خارجی در صدق احکام ادامه می‌یابد. استاد با تفکیک میان قضایای بتیّه و قضایای فرضی، نشان می‌دهند که چگونه مفاهیم کلی بدون نیاز به تحقق مصداق خارجی، موضوع احکام قرار می‌گیرند. در ادامه، تفاوت میان امکان عام و امکان خاص با ذکر مثال‌های کاربردی و منطقی تشریح شده و نحوه صحیح استدلال در قضایای متضمن این مفاهیم بررسی می‌شود. این جلسه با هدف رفع ابهامات موجود در قواعد منطقی و تبیین دقیق نحوه جریان احکام بر طبایع کلیه، راهگشای فهم عمیق‌تر مباحث استدلالی برای مخاطبان است.

تبیین قاعده منطقی امکان عام و خاص

8
  • پس یااینکه می‌گوییم که الله واجبُ الوجودِ بِالإمکانِ العام، ما به امکان عام واجب الوجود بودن را برای خدا ثابت می‌کنیم. معنایش این است که جانب مخالف ضرورت ندارد؛ یعنی عدم وجود برای الله ضرورت ندارد اما وجود چطور؟ نه! وجود ممکن است ضرورت داشته باشد. یا شریکُ ‌الباری مُمتنعٌ بِالإمکان؛ یعنی وجود برای شریک‌الباری ضرورت ندارد ـ این به جانب مخالف می‌زند نه آن عقد الوضع ـ اما خود عدم ضرورت پیدا می‌کند که در آنجا حکم به امتناع می‌آوریم. این قاعدۀ منطقی ما است.

  • بیان اقسام امکان عام و تعریف آنها

  • بنابراین هر امکان عامی بر دو قسم تقسیم می‌شود؛ یک قسم مانعة الجمع و یک قسم مانعة الخلو. مانعة الجمع آن قضیه‌ای است که در آن یا ثبوت برای موضوع ضرورت دارد و یا عدم برای موضوع ضرورت دارد، جمع بین ضرورتین مستحیل است که هم ضرورت وجود و هم ضرورت عدم هردو در یک جا جمع بشوند، این مانعة الجمع می‌شود. مانعة الخلو این است که نه وجود برای این ضرورت دارد و نه عدم ضرورت دارد، بنابراین خلوّ آن از هردو ضرورت را شاید! ولی جمعش هم می‌شود؛ هردو عدم ضرورت در یکی جمع بشوند مثل زیدٌ قائمٌ بِالإمکانِ الخاص من منزل شما می‌آیم بِالإمکانِ الخاص اینکه به امکان خاص می‌آید یعنی نه آمدن ضرورت دارد و نه نیامدن ضرورت دارد. شما ببینید عدم ضرورت هردو در یک جا جمع شده‌اند؛ مانعة الخلو نیست که نه عدم ضرورت از جانب مخالف در اینجا باشد و نه عدم ضرورت از جانب [موافق] باشد. خلو اینها نمی‌شود ولی جمعش را شاید! مانند قضایای امکانیۀ خارجیه که مردم معمولاً استعمال می‌کنند، نه مثل طلبه که می‌خواهد بپیچاند و می‌گوید که به امکان ممکن است بروم احتمالاً بروم یا بالإمکان العام فلان‌جا می‌رویم یا بالإمکان العام فلان کار را می‌کنیم! اما مردم وقتی که می‌گویند: ممکن است یا محتمل است بیچاره‌ها که اینها را نخوانده‌اند، منظور آنها از این امکان، امکان خاص است؛ یعنی آمدن و نیامدن هردو یکسان است و تفاوتی نمی‌کند.