
امکان معرفت به حقایق اشیاء و مراتب علم
تحلیل دیدگاه مرحوم آخوند درباره علم به بسائط و مرکبات
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی یکی از مباحث دقیق فلسفی پیرامون امکان یا امتناع معرفت به حقایق اشیاء میپردازند. بحث با طرح شبهه معروف فلاسفه مبنی بر عدم امکان شناخت کنه بسائط و به تبع آن مرکبات آغاز میشود و با تبیین پاسخ مرحوم مرحوم آخوند ادامه مییابد. ایشان با تفکیک میان «معرفت به وجهالشیء» و «معرفت به شیء بوجهٍ»، توضیح میدهند که چگونه انسان میتواند از طریق لوازم، به معرفتی اجمالی از حقایق دست یابد. در ادامه، با نقد دیدگاه فخر رازی، برتری علم حضوری بر علم حصولی در شناخت حقایق تبیین شده و جایگاه رفیع علم امام علیهالسلام به عنوان واسطه فیض الهی و احاطه وجودی ایشان بر عالم هستی مورد تأکید قرار میگیرد. این جلسه با ذکر نمونههایی از علم حضوری اولیای الهی، بر ضرورت اصلاح نگاه به جایگاه امامت و ولایت تأکید میورزد.
امکان معرفت به حقایق اشیاء و مراتب علم
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی یکی از مباحث دقیق فلسفی پیرامون امکان یا امتناع معرفت به حقایق اشیاء میپردازند. بحث با طرح شبهه معروف فلاسفه مبنی بر عدم امکان شناخت کنه بسائط و به تبع آن مرکبات آغاز میشود و با تبیین پاسخ مرحوم مرحوم آخوند ادامه مییابد. ایشان با تفکیک میان «معرفت به وجهالشیء» و «معرفت به شیء بوجهٍ»، توضیح میدهند که چگونه انسان میتواند از طریق لوازم، به معرفتی اجمالی از حقایق دست یابد. در ادامه، با نقد دیدگاه فخر رازی، برتری علم حضوری بر علم حصولی در شناخت حقایق تبیین شده و جایگاه رفیع علم امام علیهالسلام به عنوان واسطه فیض الهی و احاطه وجودی ایشان بر عالم هستی مورد تأکید قرار میگیرد. این جلسه با ذکر نمونههایی از علم حضوری اولیای الهی، بر ضرورت اصلاح نگاه به جایگاه امامت و ولایت تأکید میورزد.
امکان معرفت به حقایق اشیاء و مراتب علم
10و قالَ الإمامُ الرازی فی المباحثِ المشرقیةِ إنَّ الحقائقَ البسیطةَ یُمکنُ أن تکونَ مَعقولةً و برهانُه أنَّ المرکباتِ لا بُدَّ و أن یکونَ تَرکیبُها مِن البسائطِ لأنَّ کلَّ کثرةٍ فالواحدُ فیها موجودٌ و تلکَ البسائطُ إن استحالَ أن تکونَ معقولةً کانَت المرکباتُ غَیرَ معقولةٍ بِالحدّ و لا یُمکن أیضاً أن تکونَ مَعقولةً بِالرسمِ.
[و امام فخر رازی در مباحث مشرقیه گفته که همانا حقایق بسیطه ممکن است] که انسان به آن شناخت پیدا کند، دلیلش چیست؟ مرکبات باید از بسائط ترکیب بشوند زیرا هر کثرتی مرکب از واحد واحدهایی است که به مقدار ترکیبش در اوست و همین واحدهایی که بسیط هستند اگر محال باشد که معقول باشند پس مرکبات هم نباید معقول به حد باشند، یعنی در جنس و فصل [معقول باشند]. یکی ممکن است بگوید که به رسم [میشود معقول باشند، ایشان میگوید که در] رسمش هم نمیشود، [این امکان ندارد که] ما لوازم این مرکبات را بشناسیم و از لوازم پی به خود آن مرکبات مثل انواع ببریم، نمیشود.
لأنَّ الرسمَ عبارةٌ عَن تعریفِ الشَّیءِ بِاللوازمِ و تلکَ اللوازم إن کانَت بسیطةً فَهی غیرُ مَعقولَةٍ و إن کانَت مرکبةً و بسائِطُها غیرُ معقولةٍ فَهی أیضاً غیرُ معقولةٍ و بِالجملةِ فالکلامُ فیها کالکلامِ فی الملزوماتِ.
چرا؟ چون همین مطلب را در رسم هم میگوییم؛ [زیرا در رسم] ما شیء را به لوازم تعریف میکنیم. این لوازم هم دو نوع هستند؛ یا بسیط یا مرکب هستند. اگر بسیط شد اینها قابل تعقل نیستند چون ملاک، ملاک واحد است و اگر مرکباند و بسائط این مرکبات معقول نیستند پس اینها هم معقول نخواهند بود. همین را که در ملزومات میگوییم در لوازم هم همان را میگوییم، همان را که در حد میگوییم در رسم هم به همان کیفیت میگوییم.
فَإذَن القولُ بِأنَّ البسائطَ لا یَصحُّ أن یُعقل یوجِبُ القولَ بِأن لا یَعقلَ الإنسانُ شیئاً أصلاً لا بِالحدِّ و لا بِالرَّسمِ لکن التالی باطلٌ ظاهرُ البطلان فالمقدمُ مِثلُه انتهى کلامُه.
