
معقولیت بسائط و شناخت حقایق اشیاء
تحلیل فلسفی شناخت لوازم و آثار در مسیر معرفت
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی و نقد دیدگاه فخر رازی پیرامون معقولیت بسائط و مرکبات میپردازند. بحث با این پرسش آغاز میشود که آیا علم به مرکبات، مستلزم علم به اجزای بسیط آنهاست یا خیر. استاد با تبیین دیدگاه مرحوم آخوند، توضیح میدهند که برای شناخت اشیاء، لزوماً نیازی به دسترسی به کنه و حقیقتِ بسیطِ آنها نیست؛ بلکه میتوان از طریق شناخت آثار، لوازم و خواصِ قریبِ اشیاء، به معرفتی کارآمد دست یافت. در ادامه، این بحث فلسفی به حوزهی عمل و روابط اجتماعی کشیده میشود و بر اهمیتِ شناختِ دقیقِ افراد از طریقِ آزمودنِ آنها در موقعیتهای مختلف تأکید میگردد. در نهایت، با اشاره به خطراتِ اعتمادِ کورکورانه به ظواهرِ افراد در مسائل اجتماعی، ضرورتِ هوشیاری و پرهیز از تقلیدِ ناآگاهانه در تشخیصِ حق از باطل تبیین میشود تا مخاطب دریابد که چگونه میتوان با تکیه بر آثار و لوازم، به حقیقتِ امور پی برد.
معقولیت بسائط و شناخت حقایق اشیاء
9کسی که گفته است: بسائط غیر معقول هستند، منظورش این است که واقعاً آن حقیقت واقعیه این بسائط غیر معقول هستند، نهاینکه انسان نسبت به آنها هیچ راه شناختی نداشته باشد و راه شناختش بسته شده باشد و داخل در تحت همین طایفۀ اگزیستانسیالیسم1 و اینها باشد و لو اینکه مفهومات عامهاش را نداند مثل: شیئیت و ممکنیت و غیرهما.
بَلِ الحقُّ فی هذا المقامِ أن یُستَفسَرَ مِنَ القائلِ بِکونِ البسائطِ غیرَ معلومةٍ أ کانَ المرادُ مِنَ البسیطِ مفهوماً بسیطاً أو موجوداً بسیطاً فإنَّ أرادَ بِها أنَّ العقلَ لا یَعرِفُ الوجودَ الخارجی بِهویَّتِه الشَّخصیةِ بِصورةٍ عقلیةٍ مطابقةٍ لَه فَذلِکَ ممّا لَه وجهٌ.
حل مسئله به این است که باید از این شخصی که قائل است که بسائط غیر معقول هستند سؤال شود که منظور شما از بسیط مفهوم بسیط است یا موجود بسیط است؟ [همانا منظور از آن این است که عقل] وجود خارجی را به هویت شخصیهاش [نمیشناسد]، این هویت شخصیه که در ذهن انسان نمیرود! یک صورت عقلیه که عیناً مطابق با او باشد، میشود برای این مسئله توجیه کرد که آن صورت عقلیه عیناً با آن هویت خارجیه دقیقاً موبهمو و صددرصد منطبق باشد، نه! الآن من در اینجا نشستهام و عینک خودم را برمیدارم اینکه الآن عینک را برداشتم شما را یکطور میبینم و وقتی میگذارم یکطور دیگر میبینم. پس الآن دو شناخت نسبت به شما دارم. دلیل نیست بر اینکه هر کسی که اطلاع بر یک هویت خارجیه پیدا کند، صورت عقلیه آن عیناً همان مطابِق صددرصد با آن مطابَق باشد!
کَما مَرَّ سابقاً مِن تحقیقِ مباحثِ الوجودِ و إن أرادَ أنَّ العقلَ لا یُعرفُ مفهوماً مِنَ المفهوماتِ البسیطةِ فَهو ظاهرُ البطلان فإنَّ العقلَ یُدرِکُ مفهومَ الکون المصدری و الشیئیةِ و مفهومَ الذی و ما و غیرَ ذلک فَإمّا أن یکونَ المعقولُ لَه مِن کلِّ شیءٍ مفهوماً مرکباً أو بسیطاً فإن کانَ مفهوماً بسیطاً فَهو إمّا کُنهُ شیءٍ بسیطٍ أو وَجهِه.2
