اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جعل و تعلق افاضه به ماهیت و وجود

تحلیل تفاوت جعل بسیط و مرکب در تصور و تصدیق

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین مبانی فلسفی پیرامون کیفیت تعلق جعل و افاضه به ماهیت و وجود می‌پردازند. بحث با تفکیک میان جعل بسیط و جعل مرکب آغاز می‌شود؛ جایی که جعل بسیط به نفس تحقق شیء در خارج اشاره دارد و جعل مرکب به عروض حالات و اوصاف بر موضوع می‌پردازد. در ادامه، این مبحث به حوزه ذهن و قوای ادراکی کشیده می‌شود تا روشن گردد که چگونه تصورات و تصدیقات انسان، حتی در مواردی که خارج از اختیار و اراده او هستند، نیازمند جاعل و فاعل می‌باشند. استاد با نقد دیدگاه‌هایی که جعل را صرفاً به صیرورت و اتصاف محدود می‌کنند، به بررسی نقش خلاقیت ذهن و تأثیر ملکات نفسانی در پیدایش خطورات و توهمات می‌پردازند. در نهایت، تفاوت میان لحاظ آلی و استقلالی در تصدیق و نحوه تحقق اراده الهی در عالم هستی مورد واکاوی قرار می‌گیرد تا جایگاه دقیق جعل در نظام علّی تبیین شود.

جعل و تعلق افاضه به ماهیت و وجود

4
  • تفاوت تصور و تصدیق

  • بنابراین همه چیز و هر تصور و تصدیقی احتیاج به جعل دارد. فرق بین تصور و تصدیق چیست؟ تصور فقط حضور نفس الشیء است مثل حضور زید که انسان زید را در ذهن خودش می‌آورد یا فرض کنید حضور کیفی و عرضی از عوارض است. قیام، قعود، اکل و شرب را در ذهن می‌آورد همۀ اینها اوصاف و کیفیاتی است که در ذهن می‌آورد و همۀ اینها تصور است. حالا تصدیق کی می‌خواهد انجام بشود؟ تصدیق می‌آید بین دو شیء ربط برقرار می‌کند. [ربط بین] یک شیء و یک عرضی که می‌خواهد عارض بر او بشود این تصدیق می‌شود. این‌طور نیست که بعضی‌ها در باب تصدیق می‌گویند که تصور موضوع و محمول و حکم به اوست. نه‌خیر، مسئلۀ نسبت بین آنها هم احتیاج به جعل دارد. این‌طور نیست که فقط موضوع و محمول را تصور کنید و آن نسبت نیازی به جعل نداشته باشد. آن نسبت حالت حضور آنها است چه شما اراده کنید یا اراده نکنید، آن در نفس شما پیدا می‌شود. چه‌بسا ممکن است انسان موضوع و محمول را تصور کند اما نسبت بین آنها را تصور نکند. فرض کنید که قیام را تصور می‌کنید و بعد هم زید را تصور می‌کنید هیچ‌وقت هم بین این دو ربط برقرار نمی‌کنید یعنی نسبت بین اینها ایجاد نمی‌کنید اما وقتی که می‌خواهید قیام زید را در ذهن بیاورید، شما در اینجا سه عمل را یک‌مرتبه انجام دادید؛ زید و قیام و ارتباط بین آنها را، اینجا صبر می‌کنید و روی آن فکر می‌کنید، اگر رسیدید به اینکه این قیام برای زید ثابت است حکم می‌کنید و اگر نرسیدید همین‌طور در مرتبۀ شک باقی می‌مانید.

  • عناصر اربعۀ تصدیق

  • بنابراین در تصدیق همان‌طوری‌که رأی مرحوم صدرالمتألهین در رسالۀ تصور و تصدیق بر این است که از چهار عنصر تشکیل می‌شود نه سه عنصر یااینکه آن حکم فقط حکم تنها نیست چون بعضی‌ها می‌گویند که تصدیق عبارت از حکم است؛ یعنی حکم به او، آن تصور موضوع و تصور محمول یا نسبت حکمیه اینها جزو مقدمات موصلۀ برای تصدیق هستند و تصدیق عبارت از حکم است. در بین عوام هم همین‌طور است یعنی در نظرۀ بدوی وقتی می‌گویند که تصدیق کن یعنی حکم کن. نمی‌گویند که موضوع و محمول و نسبت حکمیه را درنظر بگیر بلکه می‌گویند که تصدیق کن یعنی حکم کن و آنها مقدمات برای تصدیق می‌شوند. همان‌طور که در بعضی از مطالب و کلمات مرحوم آخوند هم همین قضیه به چشم می‌خورد؛ یعنی در اینجا کلماتشان یا مردد است یااینکه ما به‌نحوی از تأویل می‌توانیم همان حکم را بر همان عناصر اربعه حمل کنیم. وقتی که من می‌گویم: تصدیق، این تصدیق عبارت از حکمی است که در این حکم سه عنصر دیگر هم هست نه‌اینکه سه عنصر دیگر خارج از این حکم است. وقتی که می‌گویم که تصدیق عبارت از ثبوت قیام برای زید است، آمدم موضوع و محمول و نسبت حکمیه را هم در این قضیه آورده‌ام. حکمی که آن حکم جنبۀ استقلالی داشته باشد به آن حکم تصدیق نمی‌گویند. تصدیق در جایی آن عنوان حکمیت و جزمیت را دارد که لحاظ آلیت به او بشود، نه لحاظ استقلالیت؛ یعنی وقتی که می‌گویم: زیدٌ عالمٌ، به حالت ربط بین زید و عالم تصدیق می‌گویند اما اگر آمدم به خود آن حکم لحاظ استقلالی کردم و گفتم که حکمی که آن حکم جنبۀ اثباتی دارد این دیگر موضوع و محمول ندارد و خودش در اینجا تصور می‌شود. پس لحاظ استقلالی در تصدیق یُصیِّرهُ تَصوُّراً و لحاظ آلی در تصدیق جامع بین موضوع و محمول و نسبت حکمیه است. پس در تمام این موارد احتیاجی به جعل داریم چه در تصورمان و چه در تصدیقمان.