
جعل و تعلق افاضه به ماهیت و وجود
تحلیل تفاوت جعل بسیط و مرکب در تصور و تصدیق
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین مبانی فلسفی پیرامون کیفیت تعلق جعل و افاضه به ماهیت و وجود میپردازند. بحث با تفکیک میان جعل بسیط و جعل مرکب آغاز میشود؛ جایی که جعل بسیط به نفس تحقق شیء در خارج اشاره دارد و جعل مرکب به عروض حالات و اوصاف بر موضوع میپردازد. در ادامه، این مبحث به حوزه ذهن و قوای ادراکی کشیده میشود تا روشن گردد که چگونه تصورات و تصدیقات انسان، حتی در مواردی که خارج از اختیار و اراده او هستند، نیازمند جاعل و فاعل میباشند. استاد با نقد دیدگاههایی که جعل را صرفاً به صیرورت و اتصاف محدود میکنند، به بررسی نقش خلاقیت ذهن و تأثیر ملکات نفسانی در پیدایش خطورات و توهمات میپردازند. در نهایت، تفاوت میان لحاظ آلی و استقلالی در تصدیق و نحوه تحقق اراده الهی در عالم هستی مورد واکاوی قرار میگیرد تا جایگاه دقیق جعل در نظام علّی تبیین شود.
جعل و تعلق افاضه به ماهیت و وجود
6کیفیت جعل در اشیاء خارجی
همینطور در اشیاء خارجی هم جعل به دو چیز تعلق میگیرد؛ یکی جعل بسیط است و یکی هم جعل مرکب است. بعضیها آمدند در اینجا گفتهاند که نه، ما اصلاً جعل بسیط نداریم و همۀ جعلها جعل مرکب هستند. خیال کردند آیۀ شریفه که میفرماید: ﴿إِنَّمَآ أَمۡرُهُۥٓ إِذَآ أَرَادَ شَيًۡٔا أَن يَقُولَ لَهُۥ كُن فَيَكُونُ﴾1 امر او وقتی که تعلق به یک شیء میگیرد نفس آن شیء را در خارج محقق میکند نهاینکه شیئی را برای شیئی محقق کند. اینها آمدهاند خیال کردهاند از این آیه استفادۀ جعل بسیط در همۀ جعلها میشود و اصلاً جعل مرکب نداریم. یا جعل به خود وجود زید تعلق میگیرد یا جعل به صیرورت تعلق میگیرد یعنی صیرورتهِ عالماً نهاینکه بیاید در موقعی که میخواهد علم را برای زید حاصل کند در همان موقع یک زیدی را هم درست کند و بعد عالِمی را برای او حمل کند که در اینجا دو چیز در خارج تحقق پیدا کرده است. نه! آن جعل اول که جعل زید است همان جعل، جعل اول بود و الآن یک جعل ثانی هست که اینهم بسیط است و به علم خورده است. آن جعل اول به نفس وجود زید خورده و این جعل دوم به علم خورد. این جعل اول به نفس وجود خورده و این جعل دوم به لون و رنگی که برای او آمده خورده است نهاینکه دو چیز باشد؛ یکی زید باشد و یکی لون باشد و این لون را از اینجا بردارد و اینجا بگذارد. نه! آن جعل و آن اراده و آن افاضه میآید و یک چیز در خارج درست میکند نه دو چیز، آن یک چیز عبارت از نفس الشیء یا صیرورةُ الشّیءِ شیئاً است. آمدهاند اسمش را صیرورة و نسبت و اتصاف گذاشتهاند. اتصافُ الشَّیءِ شیئاً، اتصافُ الجِسمِ بِأبیض، اتصافُ الإنسانِ بِعالِم و اتصافُ الإنسانِ بِآکل این اتصاف و این صیرورت و نسبت بین دو شیء همانی است که آمده جعل بکند.
- . سوره یس (36) آیه 82. امام شناسى، ج 16- 17، ص 18:
«این است و جز این نیست، امر خداوند آن است که چون اراده کند چیزى موجود شود، به آن چیز مىگوید: بشو! و آن مىشود.»
- . سوره یس (36) آیه 82. امام شناسى، ج 16- 17، ص 18:
