اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جعل و تعلق افاضه به ماهیت و وجود

تحلیل تفاوت جعل بسیط و مرکب در تصور و تصدیق

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین مبانی فلسفی پیرامون کیفیت تعلق جعل و افاضه به ماهیت و وجود می‌پردازند. بحث با تفکیک میان جعل بسیط و جعل مرکب آغاز می‌شود؛ جایی که جعل بسیط به نفس تحقق شیء در خارج اشاره دارد و جعل مرکب به عروض حالات و اوصاف بر موضوع می‌پردازد. در ادامه، این مبحث به حوزه ذهن و قوای ادراکی کشیده می‌شود تا روشن گردد که چگونه تصورات و تصدیقات انسان، حتی در مواردی که خارج از اختیار و اراده او هستند، نیازمند جاعل و فاعل می‌باشند. استاد با نقد دیدگاه‌هایی که جعل را صرفاً به صیرورت و اتصاف محدود می‌کنند، به بررسی نقش خلاقیت ذهن و تأثیر ملکات نفسانی در پیدایش خطورات و توهمات می‌پردازند. در نهایت، تفاوت میان لحاظ آلی و استقلالی در تصدیق و نحوه تحقق اراده الهی در عالم هستی مورد واکاوی قرار می‌گیرد تا جایگاه دقیق جعل در نظام علّی تبیین شود.

جعل و تعلق افاضه به ماهیت و وجود

7
  • می‌گفتند که این آقا میرزا مهدی اصفهانی و مَن تبع او که فعلاً هم هستند می‌گویند که جعل به ماهیت می‌خورد یا به وجود؟ می‌گویند که به هیچ‌کدام اصلاً جعل به صیرورت می‌خورد! این را از چه عالمی برداشت کردند؟! به صیرورةُ الشّیءِ شیئاً، جعل به او می‌خورد یعنی انسان نه ماهیتی و نه وجودی دارد و هردوی اینها کشک هستند و هیچ‌کدام از اینها در خارج تعین ندارند بلکه به صیرورت که عبارت از یک امر ذهنی است و ذهن آن را از اتصاف یک شیء به یک عرض انتزاع می‌کند جعل آمده به امر ذهنی خورده است. خودشان هم نمی‌فهمند چه دارند می‌گویند! این اتصاف و صیرورت یعنی اینکه این کتاب سفید بشود این تبدل و تغییر کتاب به سفیدی و ربطی که بین کتاب و سفیدی هست افاضۀ شارع آمده به او خورده است درحالی‌که آیۀ شریفه که می‌فرماید: ﴿إِنَّمَآ أَمۡرُهُۥٓ إِذَآ أَرَادَ شَيۡ‍ًٔا﴾ فرقی نمی‌کند. خدا در اینجا می‌خواهد بفرماید که ما در مقام جعل و افاضه، نفس تصور شیء برای تحقق خارجی آن شیء کفایت می‌کند. البته در مبدعات که نفس تصور کفایت می‌کند. در خارج هم که اگر مسئلۀ مادیات و تدریجی الحصول زمان باشد ایجاد سلسلۀ علل و عوامل برای او کفایت می‌کند یعنی نفس تصور زید دیگر احتیاج به ارادۀ مجدد ندارد. اول تصورش را بکنید مثل ما که تصور بکنیم الآن از اینجا که می‌خواهیم به بیرون برویم کجا برویم بعد وقتی که از این حجره بیرون آمدیم مسیر خودمان را انتخاب کنیم. نه! من‌باب‌مثال وقتی که خدا تصور رفتن به منزل فلان شخص را می‌کند در منزل فلان شخص هست. این معنا معنایی است که در [آیه هست]. حالا آن تصور در ذات پروردگار یا به نفس وجود او می‌خورد یا به اتصاف و صیرورتش می‌خورد یعنی به اینکه این را به این شکل و این صورت دربیاورد، این را عالم بکند، این را کاتب بکند و این را متحرک بکند این جعل‌های به‌اصطلاح مرکب. پس به یک اراده دو امر در خارج تحقق پیدا می‌کند؛ یکی وجود الشیء و یکی اتصافهُ بِوصفٍ نه‌اینکه یک شیء تعلق پیدا کند که جعل، جعل مرکب باشد. مرحوم آخوند نسبت به این قضیه ایراد وارد می‌کنند که آنها آمده‌اند به صیرورت گرفته‌اند.