اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تبیین حقیقت جعل بسیط و جعل مرکب

تحلیل نسبت میان موضوع و اوصاف در نظام هستی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق حقیقت «جعل» و اقسام آن یعنی جعل بسیط و جعل مرکب می‌پردازند. بحث با بررسی چگونگی تعلق افاضه از ناحیه مبدأ هستی به مجعولات آغاز می‌شود و با نقد دیدگاه‌های نادرست درباره تقرر اشیاء پیش از تعلق جعل، ادامه می‌یابد. محور اصلی این گفتار، تمایز میان جعل بسیط که به نفس وجود شیء تعلق می‌گیرد و جعل مرکب که به اتصاف موضوع به اوصاف و عوارض مربوط است، می‌باشد. در ادامه، ضمن نقد تصورات ذهنی درباره نسبت و صیرورت، بر این نکته تأکید می‌شود که کار جاعل بر اساس علم عنائی و حساب‌وکتاب دقیق است. در نهایت، با اشاره به لزوم پرهیز از تحجر فکری و تقدس‌بخشی‌های کاذب به اشخاص، بر ضرورت محوریت «حق» در تمامی اندیشه‌ها و اعتقادات تأکید شده و جایگاه واقعی مرجعیت در پرتو متابعت از حقیقت تبیین می‌گردد.

تبیین حقیقت جعل بسیط و جعل مرکب

5
  • البته بحثی که ایشان می‌کنند یک بحث مقدماتی است و آن محل خلاف در این است که جعل یا به ماهیت تعلق می‌گیرد یا به وجود تعلق می‌گیرد یا مثل آن آقای مشهدی به هردو تعلق می‌گیرد یا به هیچ‌کدام!

  • یک وقت یکی از رفقا می‌گفت که ما در یک مجلسی شرکت کردیم و یکی از این افرادی که در مشهد هست و الآن از معروفین است هم بود و افاضاتی داشت که به‌درد بعد از شام و اینها می‌خورد! ایشان محلل بود! ایشان در بحث جعل وقتی که صحبت می‌فرمودند می‌گفت که جعل نه به ماهیت تعلق می‌گیرد و نه به وجود بلکه به تقرر تعلق می‌گیرد! گفتیم که اینها چیزهایی است که عقل ما به آنها نمی‌رسد! نه به وجود و نه به ماهیت بلکه به تقرر! به یک امر ثالثی بین وجود و ماهیت تعلق می‌گیرد! واقعاً اینها چطور تفکر می‌کنند؟!

  • یکی از دوستان می‌گفت که من می‌خواستم از مشهد به یک جایی بیایم دیدم آن آقا آنجا نشسته بود و صحبت شد ـ مرحوم آقا هنوز از دنیا نرفته بودند ـ دربارۀ این کتاب مهرتابان که [بین] مرحوم علامه و آقای بروجردی صحبتی راجع به تدریس فلسفه شده بود که خب نسبت به آقای بروجردی ایراد و اشکال در این کتاب شده است.1 ایشان خیلی از آن مسئله متأثر شده بود و عبارتی گفت که ایشان با نوشتن این کتاب مرجعیت را زیر سؤال بردند! ما اگر آقای بروجردی را ازدست بدهیم دیگر چه کسی را داریم؟! خب مگر مجبور هستید کسی را بنشانید؟! ما فقط ائمه علیهم السّلام را داریم. چه کسی گفته که شما به آقای بروجردی متمسک بشوید تا نتوانید دست بردارید؟! آقای بروجردی هم خدا رحمتش کند، خیلی هم آدم خوبی بود، از خیلی‌ها هم بهتر بود ولی اشتباه هم داشت که إن‌شاءالله خدا از اشتباهاتش می‌گذرد و به‌خاطر کارهای خوب و حسن نیّت ایشان به او مقامات می‌دهد مثل بقیه! این چه الزامی و التزامی است که این را باید به‌عنوان یک اصل بپذیریم و بعد نتوانیم از او جدا شویم؟!

    1. . جهت اطلاع رجوع شود به مهرتابان، ص 103.