
ماهیت جعل و نسبت آن با تصور و تصدیق
تحلیل جایگاه ربط و نسبت در جعل بسیط و مرکب
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق ماهیت «جعل» و تفاوتهای بنیادین آن با مفاهیم ذهنی میپردازند. بحث با تعریف جعل به عنوان تحقق خارجیِ ناشی از اراده آغاز شده و به تفکیک میان جعل بسیط و جعل مرکب میرسد. در ادامه، ایشان با بررسی نسبت میان موضوع و محمول، به این پرسش پاسخ میدهند که آیا «ربط» و «نسبت» خود مستقلاً متعلق جعل قرار میگیرند یا خیر. با بهرهگیری از مثالهای ملموس و مقایسه میان تصور و تصدیق، روشن میشود که نسبتها در ذهن جنبه مرآتی و حرفی دارند و جعل به معنای استقلالی به آنها تعلق نمیگیرد. در نهایت، این بحث به نتیجهای کاربردی میرسد که چگونه ذهن انسان با لحاظ کردن طرفین، نسبتها را انتزاع میکند و چرا اصرار بر جعلِ مستقل برای نسبتها، خروج از واقعیت و درگیر شدن در الفاظ بیحاصل است.
ماهیت جعل و نسبت آن با تصور و تصدیق
5خود ربط، شیئی نیست تااینکه فیحدّنفسه باشد و جعل به آن تعلق بگیرد. شما یک بچۀ پنجساله را درنظر بگیرید وقتی که میخواهد بلند شود [بگوید که] من میخواهم بین خود و بین قیام خودم ربط ایجاد کنم! بسم الله و لا حول و لا قوة إلاّ باالله! بلند میشوم و میایستم! این حرفها را نمیفهمد! این ربط و این حرفها را ما میفهمیم که داریم با این چیزها وقت خودمان را میگذرانیم. آن بچه بلند میشود و دنبال توپش میرود تا بازی کند! هیچوقت دیدید بچه بگوید که من میخواهم ربط ایجاد کنم؟! او دنبال حقایق میرود و ما دنبال این الفاظ و اینها داریم میگردیم و سر خودمان را یک هفته گرم میکنیم که آیا به ربط جعل تعلق میگیرد یا نه!! بلند شو برو بهدنبال کار و کاسبی خودت!!
فَإذا لَوحِظَت عَلىٰ الاستقلالِ بِالالتفاتِ إلیها مِن حَیثُ إنَّها فی حَدِّ ذاتِها ماهیةٌ مِن الماهیاتِ ذهنیةً أو خارجیةً استؤنفَ القولُ فیها.
خب معنای این همان معنای حرفی است اگر شما به این ربط به خود استقلال نگاه کنید و بگویید که ربط ایجاد شده است یا نه؟ هان! این فرق میکند! بین زید و بین قیام ربط ایجاد شده است یا نه؟ الآن دارید از ربط سؤال میکنید و نمیگویید که زید قائم است یا نه؟ یکوقت میگویید که زید قائم است، خود طرف ربط را میفهمد. یک وقتی نه، شما اصلاً ربط و نسبت و تعلق را به زبان میآورید و میگویید که تعلق بین زید و بین قیام را چه میگویی و اسم آن را چه میگذاری؟ نسبت بین زید و قیام را شما چه مینامی؟ خب در اینجا معنای آن معنای اسمی میشود و دیگر معنای مرآتیت و حرفیت ندارد. نظر روی خود ربط بهعنوان یک موضوع مستقل خارجی که شما تصورش را کردید رفته است و دیگر این در اینجا معنای حرفی ندارد. اگر همین نسبت ملاحظه بشود آیا بین زید و قیام ربط ایجاد شده است یا نه؟ میگویید: نهخیر! من ندیدم که زید بایستد! اگر از این حیث که آیا فی حد ذاته یک ماهیتی است از ماهیات ذهنیه یا ماهیات خارجیه، اگر به این نحو به این نسبت و ربط نگاه کنید باید جور دیگری این مطلب را درنظر گرفت. دیگر نمیشود مطلب را از باب تصور موضوع و محمول و یا از باب موضوع و عرض یا از باب موصوف و وصف نگاه کرد و باید انسان نسبت به خودش توجه کند.
