اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

ماهیت جعل و نسبت آن با تصور و تصدیق

تحلیل جایگاه ربط و نسبت در جعل بسیط و مرکب

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق ماهیت «جعل» و تفاوت‌های بنیادین آن با مفاهیم ذهنی می‌پردازند. بحث با تعریف جعل به عنوان تحقق خارجیِ ناشی از اراده آغاز شده و به تفکیک میان جعل بسیط و جعل مرکب می‌رسد. در ادامه، ایشان با بررسی نسبت میان موضوع و محمول، به این پرسش پاسخ می‌دهند که آیا «ربط» و «نسبت» خود مستقلاً متعلق جعل قرار می‌گیرند یا خیر. با بهره‌گیری از مثال‌های ملموس و مقایسه میان تصور و تصدیق، روشن می‌شود که نسبت‌ها در ذهن جنبه مرآتی و حرفی دارند و جعل به معنای استقلالی به آن‌ها تعلق نمی‌گیرد. در نهایت، این بحث به نتیجه‌ای کاربردی می‌رسد که چگونه ذهن انسان با لحاظ کردن طرفین، نسبت‌ها را انتزاع می‌کند و چرا اصرار بر جعلِ مستقل برای نسبت‌ها، خروج از واقعیت و درگیر شدن در الفاظ بی‌حاصل است.

ماهیت جعل و نسبت آن با تصور و تصدیق

6
  • هَل هیَ فی حَدِّ نفسِها مُفتَقِرَةٌ إلىٰ جاعلٍ أم تَستغنی عَنه مِن تِلک الحیثیةِ.1

  • آیا او فی‌حدّنفسه احتیاج به جاعل دارد یا از این حیثیت، نیازی به جاعل ندارد؟! شما می‌گویید که آیا ربط بین زید و قیام احتیاج به جعل دارد یا نه؟ ما می‌گوییم که نه، احتیاجی به جعل ندارد! الآن ما داریم در خود ربط صحبت می‌کنیم. یک وقت می‌گوییم که زید احتیاج به جعل دارد؟ بله! احتیاج به جعل دارد! آن‌هم چه جعلی!! زید احتیاج به جعل ندارد؟! احتیاج به جعل دارد. خیلی هم جعل دارد!! همین‌طور مقدمات و مؤخرات و مطولات!! خود زید خیلی احتیاج به جعل دارد اما اوصافی که بعدش می‌آید نه، یا می‌خوابد یا گریه می‌کند، آن نُه ماه احتیاج دارد، قبل از آن‌هم یک مسائلی هست آنها هم احتیاج دارد. همۀ اینها سلسله‌مراتب و علل معدّه، ناقله، منتقله و حامله و این سلسله عللی است که باید زید را به‌وجود بیاورد!! می‌گوییم که این زید احتیاج به جعل دارد. حالا سراغ اوصاف او آمدیم، اوصاف او هم احتیاج به جعل دارد؟ بله، این زیدی که الآن در اینجا به دنیا آمده اگر بخواهد بنشیند باید اراده کند! بدون اراده این بچۀ یک‌ساله نمی‌تواند بنشیند. این نشستن را جعل می‌گویند. جعل که حتماً یک عمل غیر عادی نیست آن اراده‌ای که موجب می‌شود چه بچۀ یک‌ساله باشد و چه دوماهه باشد، وقتی شیر می‌خواهد بخورد باید اراده بکند و گریه کند تا به‌واسطۀ گریه به مادر نشان بدهد و علامت بدهد و اشاره بکند که گرسنه هست. همۀ اینها جعل است دیگر! تمام اینها اراده است!

  • تا نگرید ابر کی خندد چمن؟!***تا نگرید طفل کی نوشد لبن؟!2
  • عدم تعلق جعل به نسبت

  • حالا سراغ این مسئله می‌آییم که آیا به نسبت بین این و او هم جعل تعلق می‌گیرد یا نه؟ او که حالا می‌خواهد بنشیند، به این نسبت بین زید و نشستن [جعل تعلق می‌گیرد]؟! می‌گوییم که اینکه نیاز به جعل ندارد! این یک انتزاعی است که ذهن می‌فهمد آن که دیگر نیاز به جعل ندارد. ذهن آن را ایجاد می‌کند ولی از نظر خارجی آن احتیاج مستغنی از جعل است، این معنای حرف است! آن که در خارج هست زید و ابتدای وصف است. اما اینکه این معنای حرفی در حرکت زید از بصره است دیگر احتیاج به جعل ندارد. شما آن را می‌فهمید. وقتی شما نگاه به زید می‌کنید که قدم را برداشت، نگاه به آن مکان می‌کنید و نگاه به زید هم می‌کنید و می‌گویید که چون این حرکت مسبوق بالوقوف است بنابراین این حرکت ابتداء البصرة می‌شود و چون آن سکون مسبوق بِالحرکه است، بنابراین آن سکون انتهاء الحرکة و انتهاء السیر و اول الکوفة می‌شود. پس سرتُ مِن بَصرةِ إلیٰ الکوفةِ از رعایت دو لحاظ ناشی می‌شود؛ لحاظ اول خود زید و لحاظ دوم آن مکان است. همین مسئله در مورد کوفه هم پیدا می‌شود. این مطلب که از کجا شروع کرد؟ از آن ابتدائیت، آن معنا خودش به ذهن می‌آید و احتیاجی به جعل هم ندارد.

    1. همان، ص 397.
    2. مثنوی معنوی (میرخانی)، دفتر پنجم، ص 425.