
تبیین حقیقت جعل و کیفیت تعلق اراده الهی
تفاوت جعل بسیط و جعل مؤلف در تحقق اشیاء
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مفهوم «جعل» و نحوه تعلق اراده پروردگار بر تحقق اشیاء میپردازند. بحث با تعریف جعل به معنای اراده الهی برای تحقق خارجی آغاز شده و با بررسی دیدگاههای فلاسفه در باب اصالت وجود و اصالت ماهیت ادامه مییابد. در ادامه، تفاوت بنیادین میان «جعل بسیط» و «جعل مؤلف» تشریح میشود؛ به این معنا که جعل بسیط به نفس ذات و ذاتیات شیء تعلق میگیرد و مستغنی از ترتب است، در حالی که جعل مؤلف مربوط به عوارض و اوصاف لاحقه است. این سخنرانی با نقد دیدگاههای متکلمین درباره عالم تقرر و تأکید بر عدم انفکاک تقوم از وجود مطلق، مسیر فهم دقیق رابطه میان اراده الهی و موجودات خارجی را برای مخاطب روشن میسازد تا درک صحیحی از نحوه تحقق تکوینی اشیاء حاصل شود.
تبیین حقیقت جعل و کیفیت تعلق اراده الهی
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مفهوم «جعل» و نحوه تعلق اراده پروردگار بر تحقق اشیاء میپردازند. بحث با تعریف جعل به معنای اراده الهی برای تحقق خارجی آغاز شده و با بررسی دیدگاههای فلاسفه در باب اصالت وجود و اصالت ماهیت ادامه مییابد. در ادامه، تفاوت بنیادین میان «جعل بسیط» و «جعل مؤلف» تشریح میشود؛ به این معنا که جعل بسیط به نفس ذات و ذاتیات شیء تعلق میگیرد و مستغنی از ترتب است، در حالی که جعل مؤلف مربوط به عوارض و اوصاف لاحقه است. این سخنرانی با نقد دیدگاههای متکلمین درباره عالم تقرر و تأکید بر عدم انفکاک تقوم از وجود مطلق، مسیر فهم دقیق رابطه میان اراده الهی و موجودات خارجی را برای مخاطب روشن میسازد تا درک صحیحی از نحوه تحقق تکوینی اشیاء حاصل شود.
تبیین حقیقت جعل و کیفیت تعلق اراده الهی
9لأنَّ کَونَ الشَیءِ إیّاه ... اینکه شیء خودش بشود یااینکه شیء بعضی از ذاتیاتش خودش بشود؛ شیء حیوان بشود و شیء ناطق بشود و انسان حیوان بشود، این ضروری است. نفس تصور انسان، تصور حیوانیت هم دارد و نیازی به تصور مجدد ندارد! همینکه شما گفتید: ماء، تمام اشیاء غیر از ماء را با گفتن ماء خارج کردید. بله، بعد که بگویید: الماءُ غیرُ الحَجر، آن یک امر اضافی است، گفتید یا نگفتید فرقی نمیکند. الماءُ غیرُ السّماء، یک امر اضافی است. الماءُ غیرُ الأرض، یک مسئلۀ اضافی است. همینکه لفظ ماء گفته میشود درصورتیکه شناخت وجود داشته باشد و معرفت به ذاتیات وجود داشته باشد، بهمحض اینکه مولا به عبدش میگوید: إیتنی بِالماء، غیر از ماء همه چیز خارج شد! فقط این مایع سیال در ذهن میآید، فقط همین آب ساده و آب قراح در ذهن میآید و چیز دیگری در ذهن نمیآید. حالا اگر مقصود مولا ماء مضاف است، باید آن مضافش را به جعل مؤلف اضافه کند ولی خود ماء خود ذاتیات را برای مخاطب ظاهر میکند و دیگر نیاز به مسئله دیگر ندارد. آن چیزی که ضروری هست؛ ذات و ذاتیات مستغنی از جاعل است و دیگر جعل نمیخواهد چون خود تصور شیء، تصور ذاتیات شیء را هم دارد.
عدم انفکاک تقوم از وجود مطلق
لستُ أقول حصولُ نَفسُ الشَیءِ أو نَفسُ مُقوّماتِهِ مُستغنٍ عَنِ العِلّةِ بِالضَّرورةِ إذ هو حَریمُ التَّنازُعِ بَینَ أصحابِ المُعلِّمِّ الأولِ و أتباعِ الرَّواقیین معَ اتفاقِهِم عَلى عَدمِ انفکاکِ التَّقوُّمِ عَنِ الوجودِ المطلقِ لِصحَّةِ سلبِ المعدومِ عَن نَفسِهِ خِلافاً لِطائفةٍ مِنَ المتکلمینِ و قد سَبقت حِکایةُ بَعضٍ من هوساتِهم.
نمیخواهم بگویم: حصول نفس ماهیت که جعل به آن تعلق بگیرد یا نفس مقومات او که عبارت از ذاتیات شیء باشد، به ضرورت مستغنی از علت است. من نمیخواهم این مطلب را بگویم زیرا این مسئله، محل تنازع بین قائلین به اصالت وجود و اصالت ماهیت است که قائلین به اصالت وجود، اصحاب معلم اول یعنی ارسطو باشند و اتباع رواقیین مانند: افلاطون و شیخ اشراق هستند که آنها قائل به اصالت ماهیت هستند.
