اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

جعل و اصالت ماهیت در فلسفه

بررسی تفاوت دیدگاه‌های اصالت وجود و اصالت ماهیت

14٬053
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به واکاوی دقیق مسئله «جعل» در تقابل میان دو مکتب اصالت وجود و اصالت ماهیت می‌پردازند. بحث با تبیین دیدگاه مشائین آغاز می‌شود که جعل را متعلق به وجود می‌دانند و در ادامه، چالش‌های ذهنی حکمای اشراقی که منجر به گرایش آن‌ها به اصالت ماهیت شده است، بررسی می‌گردد. استاد با تحلیل دقیقِ مفهوم تعین و تشخص در ذات باری‌تعالی، به این پرسش پاسخ می‌دهند که اگر وجودِ حق، بسیط و متعین است، جعل به چه چیزی تعلق می‌گیرد؟ در این مسیر، مفاهیمی همچون هوهویت، مقام احدیت و نحوه صدور ماهیات از علت تبیین شده و تفاوت میان جعلِ وجودی و جعلِ ماهوی روشن می‌گردد. هدف نهایی این بحث، گشودن گره‌های ذهنی پیرامون توحید علمی و عینى است تا مخاطب دریابد چگونه کثرات در عینِ تمایز، با حقیقتِ واحدِ وجود پیوند می‌خورند و چرا درک صحیح این مبانی، کلید فهمِ دقیقِ توحید است.

جعل و اصالت ماهیت در فلسفه

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به واکاوی دقیق مسئله «جعل» در تقابل میان دو مکتب اصالت وجود و اصالت ماهیت می‌پردازند. بحث با تبیین دیدگاه مشائین آغاز می‌شود که جعل را متعلق به وجود می‌دانند و در ادامه، چالش‌های ذهنی حکمای اشراقی که منجر به گرایش آن‌ها به اصالت ماهیت شده است، بررسی می‌گردد. استاد با تحلیل دقیقِ مفهوم تعین و تشخص در ذات باری‌تعالی، به این پرسش پاسخ می‌دهند که اگر وجودِ حق، بسیط و متعین است، جعل به چه چیزی تعلق می‌گیرد؟ در این مسیر، مفاهیمی همچون هوهویت، مقام احدیت و نحوه صدور ماهیات از علت تبیین شده و تفاوت میان جعلِ وجودی و جعلِ ماهوی روشن می‌گردد. هدف نهایی این بحث، گشودن گره‌های ذهنی پیرامون توحید علمی و عینى است تا مخاطب دریابد چگونه کثرات در عینِ تمایز، با حقیقتِ واحدِ وجود پیوند می‌خورند و چرا درک صحیح این مبانی، کلید فهمِ دقیقِ توحید است.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جعل و اصالت ماهیت در فلسفه

8
  • خب نسبت به این‌ مسئله ممکن است ایراد واقع شود که وجود که معلول نیست. بله، وجود موجود بشود معلول مى‌شود اما نفس الوجود معلول نیست بلکه نفس الوجود فاعلٌ نفسُ الوجود هو المبدأ الأول لذا اثر اوّل موجودیت وجود است یعنى وجود را به شکل دربیاورند. تا وقتى که وجود آن بالا بود اختصاص به ذات پروردگار داشت و شکل نداشت، در آنجا نه شکلى بود، نه رنگى بود، نه سیاهى بود، نه قرمزى بود و نه کمّى بود. هیچ چیز نبود.

  • منبسط بودیم یک جوهر همه***بی‌سر و بی پا بدیم آن سر همه1
  • آنجا که بودیم سرى وجود نداشت، دستى وجود نداشت، پایى وجود نداشت، هیچ نبود؛ نه سر بود، نه پایى بود، نه دستى، هیچ چیزی نبود. وقتى که این نور پایین آمد همین‌که آمد سر پیدا شد، سر هم که پیدا شد کلاه پیدا شد؛ یکى کلاهش بزرگ‌تر بود و یکى کوچک‌تر بود. یکى سرش بزرگ‌تر بود و یکى سرش کوچک‌تر بود. اینجا دعوا شروع مى‌شود؛ او مى‌گوید: من مى‌خواهم اینجا باشم او می‌گوید: نه اینجا جاى من است جناب‌عالى کنار برو اما تا وقتى که آنجا بودیم آنجا که دعوا نیست وقتى که همۀ سرها یکى است چه دعوایى مى‌خواهى بکنی وقتى که در آنجا اصلاً پا و دستى نیست چه کسى مى‌خواهد دعوا کند؟! مگر این آب با این آب دعوا دارد؟! دوتا یکى هستند. مگر این فرش با فرشى که مثل خودش است دعوا دارد؟! این رنگ قرمز همین است و آن‌هم همین است. دعوا در آنجایى پیدا مى‌شود که اختلاف بشود. اختلاف مظهر دعواست.

  • کار سلوک، برداشتن اختلافات

  • سلوک مى‌آید اختلاف را برمى‌دارد وقتی اختلاف را برداشت توحید به جایش مى‌آید. به همان مقدار که اختلاف کنار رفت توحید مى‌آید جایش را مى‌گیرد چون خلأ محال است. وقتى یکى مى‌رود یکى دیگر مى‌آید. تا وقتى که انسان به مرتبۀ وحدت مطلق برسد.

    1. . مثنوی معنوی (میرخانی)، دفتر اول، ص 19.
/