
جعل و اصالت ماهیت در فلسفه
بررسی تفاوت دیدگاههای اصالت وجود و اصالت ماهیت
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به واکاوی دقیق مسئله «جعل» در تقابل میان دو مکتب اصالت وجود و اصالت ماهیت میپردازند. بحث با تبیین دیدگاه مشائین آغاز میشود که جعل را متعلق به وجود میدانند و در ادامه، چالشهای ذهنی حکمای اشراقی که منجر به گرایش آنها به اصالت ماهیت شده است، بررسی میگردد. استاد با تحلیل دقیقِ مفهوم تعین و تشخص در ذات باریتعالی، به این پرسش پاسخ میدهند که اگر وجودِ حق، بسیط و متعین است، جعل به چه چیزی تعلق میگیرد؟ در این مسیر، مفاهیمی همچون هوهویت، مقام احدیت و نحوه صدور ماهیات از علت تبیین شده و تفاوت میان جعلِ وجودی و جعلِ ماهوی روشن میگردد. هدف نهایی این بحث، گشودن گرههای ذهنی پیرامون توحید علمی و عینى است تا مخاطب دریابد چگونه کثرات در عینِ تمایز، با حقیقتِ واحدِ وجود پیوند میخورند و چرا درک صحیح این مبانی، کلید فهمِ دقیقِ توحید است.
جعل و اصالت ماهیت در فلسفه
5ما یک شب در یک مجلسى بودیم که اکثر آنها از علما بودند ـ سادات و غیر سادات ـ مسابقه هم بین ایران و یک جایى بود. باران خیلى عجیبى هم مىآمد و ما در طهران بودیم. آن شب نزدیک نیمۀ شعبان بود و مثلاً مىخواستند راجع به نیمۀ شعبان روایتى هم بخوانند. یک ساعت و نیم و دو ساعت آن مجلس به ذکر خیر فوتبال گذشت. من نگاه کردم این آقا تمام تیمهای دنیا را یکبهیک به اسم صحبت مىکند. این تیم ایتالیاست چندتا گل زده چندتا گل خورده آن را بیرون کردند و این را داخل کردند و... بعد یکى آمد و گفت: آقا شما کجا هستید؟! الآن مسئلۀ فوتبال در دنیا یک مسئلۀ جهانى است که هر کسى مىخواهد در صحنه باشد باید از فوتبال با اطلاع باشد و در ایتالیا یک وزارتخانه به نام وزارت فوتبال تأسیس کردند تازه ما خیلى عقب هستیم! تابهحال ما خبر نداشتیم ایتالیا یک همچنین وزارتخانهاى دارد و ایشان یکبهیک میگفت؛ ایرلند چیست و خلاصه بهنظر مىرسید که ایشان خیلى از اوقاتش را به همین مسئله مىگذارند و نسبت به گل و دروازه خیلى علاقه نشان مىدهد! بله، اخیراً ما شنیدهایم براى کاپتان سریار قرار دادهاند! این دیگر یک چیزهایى است که ... به قول مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالی علیه ـ خدا شاهعباس را عقل بدهد!
علىٰکلّحال من جداً وقتى که بعضى از عبارتها را مىخوانم نمىفهمم یعنى الآن نمىفهمم منظور چیست و فکر میکنم این وسط چه چیزی جابهجا شده است! همین عبارت معنایی مىدهد.
علىٰکلّحال این لغتى که خواستند وضع بکنند گفتند: وجود را براى این مسئله وضع مىکنیم. بنابراین این وجود وجودى نیست که بخواهد با وجود حق تعالى معارضه کند. با او نمىآید معارضه کند. این وجود یک وجود اعتبارى است و چون مرام، مرام ذوقىگرى و تصوف و یک شائبهاى از عرفان هم در مشى و مرام اینها بوده است خواستهاند حقیقت وجود را به تمام معنایش متمحض و متمرکز در ذات پروردگار کنند بهطورىکه هیچگونه اثرى از آثار آن وجود از توحید خارج نشود و به ترکیب توحید صدمه وارد نکند. این بنا بود گرچه خب با آن مطالبى که إنشاءالله در جلسات آتى مطرح مىشود رفقا خواهند دید که هیچگونه ثلمه و صدمهاى حتى درصورت جعل، غیر از آن قسمى که مرحوم شیخ اشراق ذکر کردهاند، باز وارد نمىشود و توحید در وحدت خودش و حقیقت خودش متمحض خواهد بود.
