اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جعل و اصالت ماهیت در فلسفه

بررسی تفاوت دیدگاه‌های اصالت وجود و اصالت ماهیت

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به واکاوی دقیق مسئله «جعل» در تقابل میان دو مکتب اصالت وجود و اصالت ماهیت می‌پردازند. بحث با تبیین دیدگاه مشائین آغاز می‌شود که جعل را متعلق به وجود می‌دانند و در ادامه، چالش‌های ذهنی حکمای اشراقی که منجر به گرایش آن‌ها به اصالت ماهیت شده است، بررسی می‌گردد. استاد با تحلیل دقیقِ مفهوم تعین و تشخص در ذات باری‌تعالی، به این پرسش پاسخ می‌دهند که اگر وجودِ حق، بسیط و متعین است، جعل به چه چیزی تعلق می‌گیرد؟ در این مسیر، مفاهیمی همچون هوهویت، مقام احدیت و نحوه صدور ماهیات از علت تبیین شده و تفاوت میان جعلِ وجودی و جعلِ ماهوی روشن می‌گردد. هدف نهایی این بحث، گشودن گره‌های ذهنی پیرامون توحید علمی و عینى است تا مخاطب دریابد چگونه کثرات در عینِ تمایز، با حقیقتِ واحدِ وجود پیوند می‌خورند و چرا درک صحیح این مبانی، کلید فهمِ دقیقِ توحید است.

جعل و اصالت ماهیت در فلسفه

7
  • حالا این چند خط را بخوانیم تا از نقطه‌نظر متن دور نمانیم گرچه آنچه که در این عبارات هست را هنوز عرض نکردم ولى از نقطه‌نظر اینکه همراه این جملات پیش برویم می‌خوانیم.

  • فَجُمهورُ المشّاءینَ ذَهبوا کَما هو المشهورُ إلى أنَّ الأثرَ الأولَ لِلجاعلِ هو الوجودُ المعلولُ و فَسَّرَه المتأخرونَ بِالموجودیةِ.1

  • [جمهور مشائین معتقدند ـ همان‌طور که مشهور هم است ـ اینکه اثر اول برای جاعل است] که اثر اول جعل یعنى همان مراد مرید در فاعلیت که آن مرید و فاعل که حق متعال است در آن فاعلیت چه اثر اولى را ایجاد مى‌کند. حالا به اثرات بعد کار نداریم؛ به اثر ثانی و ثالث و سایر تغییرات و تحولات که بعداً پیدا مى‌شود کار نداریم. آن اولین اثر کلمۀ «کُن» وجودی و تکوینى به چه خورده است؟! مثل اینکه شما مى‌خواهید یک دارویى درست کنید آن اولین چیزى را که به آن شخص مى‌گویید که بیاور، آب است که او یک لیوان آب مى‌آورد بعد شما فرض کنید در این لیوان آب یک تغییرى مى‌دهید و این لیوان آب را رنگى مى‌کنید، این اثر دوم مى‌شود بعد آن را تقسیم به چندتا مى‌کنید و... اما آن کارى که اول به آن مى‌گویید که بکن این است که یک مقدار آب بیاور.

  • مى‌گویند که اگر از اول مى‌گفتى مى‌خواهى چه کاری بکنى اصلاً مى‌گذارد درمى‌رود لذا مى‌گویند: آقا بیا مسئله‌اى نیست چیزى نیست هوا را دارند. به قول ابن‌فارض: اگر آنچه را که ملامتگران به من گفتند، از اول مى‌دانستم چه بود و «لما خالَفتُ لَوّامی»؛2 از آن اول نمى‌آمدم ...! خلاصه اول در باغ سبز نشان مى‌دهند و آش با رنگ و لعابى و چیزی ولى کم‌کم چنان به آدم مى‌گذارند و یک‌به‌یک قضایا‌ جلو مى‌آیند ولى خلاصه هر آن کسى که دندان دهد نان دهد3 تحملش را هم مى‌دهند ولى آن جعل اول آن فاعلیت اول آنچه را که اول تعلق گرفت، آن اثر را مى‌گویند که همان وجود معلول است.

    1. الحکمة المتعالیة، ج 1، ص 398.
    2. دیوان ابن الفارض، ج 1، ص 195:و لو عَلِمتُ بأنّ الحبَّ آخره *** هذا الحمام، لَما خالفتُ لوّامیترجمه: «و اگر می‌دانستم که پایان عشق، این مرگ است هرگز سرزنشِ سرزنش‌کنندگان را نافرمانی نمی‌کردم.» [ (محقق)
    3. بوستان سعدی، باب ششم در قناعت، بخش ۱۱: حکایت مرد کوته نظر و زن عالی همت:
      مخور هول ابلیس تا جان دهد***همان کس که دندان دهد نان دهد