
تبیین کیفیت تعلق جعل به ذات و ذاتیات
تحلیل جعل ذاتی و تبعی در نظام هستی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق نحوه تعلق جعل الهی به ماهیات و ذاتیات اشیاء میپردازند. بحث با طرح یک توهم آغاز میشود که آیا با جعلِ یک ذات، ذاتیات آن نیز نیازمند جعلِ مستقل و جداگانه هستند یا خیر. ایشان با تفکیک میان جعل ذاتی و جعل تبعی، توضیح میدهند که جاعلِ حکیم، تنها به نفسِ ذات تعلقِ اراده میگیرد و ذاتیات و لوازم آن، به تبعِ همان جعلِ واحد، در خارج محقق میشوند. در ادامه، تفاوت این مسئله با ضرورت ازلیه و ضرورت ذاتیه بررسی شده و این نکته تبیین میگردد که چرا در ضرورت ازلیه، هیچگونه احتیاجی به جعل وجود ندارد، اما در ضرورت ذاتیه، ذاتیات به واسطه جعلِ ذات، مجعولِ بالعرض محسوب میشوند. در نهایت، دیدگاه محقق دوانی و برداشت او از مکتب اشراقیین نقد شده و بر وحدتِ جعلِ الهی تأکید میشود.
تبیین کیفیت تعلق جعل به ذات و ذاتیات
2جوابی که مرحوم آخوند میدهند این است که جاعل نمیآید دو جعل در وجود انسان محقق کند؛ یکی انسانیت را برای انسان و دوم ذاتیات را برای او. جاعل میآید انسان را انسان میکند و حیوان را حیوان میکند و غنم را غنم میکند. غنم را غنم میکند یعنی شما او را میبینید. انسان را انسان میکند یعنی شما او را میبیند. شما تصوری از انسان داشتید، حالا یکدفعه آن انسان را میبینید. تصوری از حیوان داشتید یکدفعه او را میبینید مثل اینکه یک صفحۀ مانیتوری در آنجا وجود داشته باشد و چندتا سیم به مغز و اعصاب وصل کنند بهمحض اینکه انسان را در ذهن تصور میکنیم یکدفعه در آن صفحۀ مقابل صورت یک انسان بیاید و بهمحض اینکه یک غنم را تصور میکنیم یکدفعه در صورت مقابل غنم بیاید. هرچه را که تصور میکنیم یکدفعه در صورت مقابل نقش ببندد. پس آنچه را که تصور میکنیم آن دستگاه آن تصور را جعل میکند یعنی در خارج وجود خارجی به آن میدهد و صورتش را در خارج وجود میدهد.
مستشکل در اینجا اینطور دارد مسئله را مطرح میکند یعنی کلام محقق دوانی نسبت به افرادی که قائل به آن برداشتی که از اشراقیین در تعلق جعل کردند به این مبنا است که تصور ایشان بر این بوده که وقتی که جاعل جعل ماهیت میکند معنایش این است که آن ذاتیات ماهیت را برای ماهیت بهوجود میآورد پس در اینجا دو جعل انجام گرفته است؛ یکی خود ماهیت و یکی هم ذاتیاتی که برای ماهیت در اینجا جعل میشود.
تعریف جعل ذاتی و تبعی
مرحوم آخوند در اینجا میفرمایند که ما یک جعل ذاتی داریم و یک جعل تبعی داریم. جعل ذاتی عبارت از همان شیئی است که مراد جاعل در ارادۀ انشائی و تکوینی اوست. همان حقیقت کلمۀ «کن» که در خارج صورت خارجی پیدا میکند به آن جعل ذاتی میگویند که همان ماهیت را لباس وجود میپوشد. این را جعل ذاتی میگویند. یک جعل هم جعل تبعی است. در جعل تبعی جعل اتصاف و جعل ذاتیات برای ذات است همۀ اینها جعل تبعی است. وقتی که مولا یک عالمی را به منزلش دعوت میکند چون آن عالم به یک لازمۀ عرفی خادمش هم همراهش است خادم هم همراه با مولا میآید و دیگر احتیاج به دعوت مجدد و مجزا ندارد. وقتی که میگویند که آقا در منزل تشریف بیاورید معنایش این است که آن خادم هم بیاید. آن جعل، جعل تبعی است. وقتی که آن حقیقت «کُنِ» وجودی، ماهیت را در خارج لباس میپوشاند معنایش این است که ذاتیات هم به تبع او در خارج جعل میشوند لذا بعد از اینکه انسان را دیدیم که در خارج هست میتوانیم بگوییم: الحیوانُ فی الخارجِ موجودٌ و الناطقُ فی الخارجِ موجودٌ. میگوییم که کجا موجودٌ؟ الإنسانُ موجودٌ. میگوییم: همینکه این جعل به انسان تعلق گرفت یعنی حیوان و ناطق هم شد نهاینکه آنها مجزا شدند، این را جعل تبعی میگویند.
