
تبیین کیفیت تعلق جعل به ذات و ذاتیات
تحلیل جعل ذاتی و تبعی در نظام هستی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق نحوه تعلق جعل الهی به ماهیات و ذاتیات اشیاء میپردازند. بحث با طرح یک توهم آغاز میشود که آیا با جعلِ یک ذات، ذاتیات آن نیز نیازمند جعلِ مستقل و جداگانه هستند یا خیر. ایشان با تفکیک میان جعل ذاتی و جعل تبعی، توضیح میدهند که جاعلِ حکیم، تنها به نفسِ ذات تعلقِ اراده میگیرد و ذاتیات و لوازم آن، به تبعِ همان جعلِ واحد، در خارج محقق میشوند. در ادامه، تفاوت این مسئله با ضرورت ازلیه و ضرورت ذاتیه بررسی شده و این نکته تبیین میگردد که چرا در ضرورت ازلیه، هیچگونه احتیاجی به جعل وجود ندارد، اما در ضرورت ذاتیه، ذاتیات به واسطه جعلِ ذات، مجعولِ بالعرض محسوب میشوند. در نهایت، دیدگاه محقق دوانی و برداشت او از مکتب اشراقیین نقد شده و بر وحدتِ جعلِ الهی تأکید میشود.
تبیین کیفیت تعلق جعل به ذات و ذاتیات
4امام رضا علیهالسّلام1 یا امام موسی بن جعفر علیهالسّلام2 اشاره به اسد میکنند و این صورت اسد، اسد خارج میشود. تا این اسد، اسد خارج شد این جعل ولایی و تکوینی همینکه اسد را در خارج محقق کرد جنس و فصل و وزن هم به تبع او محقق شد. اگر شما همان اسد را در ترازو میگذاشتید و میکشیدید 450 کیلو بود. من نمیدانم آن را که امام رضا [درست کرد] چند کیلو بوده است! هشتصد کیلو یا ششصد کیلو بوده است اما آن شعبدهباز را در همانجا خورد. بالأخره شیر که نمیتواند یک آدم را بخورد! شیری که امام رضا درست کرده 1500 کیلو بوده است! در باغ وحش هم جا نمیگیرد!! شیر پانصد کیلویی که یک چیز میخورد، حالا بسته به اینکه آن آقای شعبده چند کیلو بوده است! دویست کیلو بوده است؟! امام رضا نیست از ایشان بپرسیم چند کیلو بوده است! اما حداقل چهارصد کیلو که کمتر نبوده است! بله، حالا که میخواهد معجزه کند اقلاً چهارصد کیلو باشد.
آن کسی که داشت اسرار الشهادة را مینوشت مرحوم ملاّ آقای دربندی بود میگفت که امام حسین علیهالسّلام در روز عاشورا سی هزار نفر را کشت. اصلاً کل لشکر سی هزارتا نبودند! بعد یکدفعه آن کاتب که داشت مینوشت یک نقطه [اضافهتر گذاشت] گفت که آقا این سیصد هزارتا شد. گفت که بگذار بکشد پدرسوختهها را!! نمیخواهد پاکش کنی حالا که نوشتی بگوییم که سیصد هزارتا بوده است درحالیکه حالا سی هزارتا هم نبوده است!
بهمحض اینکه آن جعل تکوینی به صورت تعلق گرفت همراه با او وزن، لون، عرض و خصوصیات اسدیت و افتراس هم همه جعل شدند؛ هم جنس جعل شد و هم فصل جعل شد نهاینکه حضرت اول جعل اسد کند بعد بیاید آن را نقاشی کند و رنگش را زرد کند و بعد بیاید به او وزن بدهد بلکه بهمجرد کُنِ وجودی ولایی، این اسد مجعول میشود و به جعل تبعی یکییکی آثار و لوازم و اعراض [بر او مترتب میشود] تمام اینها جعل تبعی است و دو جعل به آن تعلق نمیگیرد.
- . عیون أخبار الرّضا علیه السّلام، ج ٢، ص ١٧١؛ عنوان بصری، ج 7، ص 267.
- . الأمالی، شیخ صدوق، ص ١٤٨؛ عنوان بصری، ج 7، ص 267.
