
تبیین کیفیت تعلق جعل به ذات و ذاتیات
تحلیل جعل ذاتی و تبعی در نظام هستی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق نحوه تعلق جعل الهی به ماهیات و ذاتیات اشیاء میپردازند. بحث با طرح یک توهم آغاز میشود که آیا با جعلِ یک ذات، ذاتیات آن نیز نیازمند جعلِ مستقل و جداگانه هستند یا خیر. ایشان با تفکیک میان جعل ذاتی و جعل تبعی، توضیح میدهند که جاعلِ حکیم، تنها به نفسِ ذات تعلقِ اراده میگیرد و ذاتیات و لوازم آن، به تبعِ همان جعلِ واحد، در خارج محقق میشوند. در ادامه، تفاوت این مسئله با ضرورت ازلیه و ضرورت ذاتیه بررسی شده و این نکته تبیین میگردد که چرا در ضرورت ازلیه، هیچگونه احتیاجی به جعل وجود ندارد، اما در ضرورت ذاتیه، ذاتیات به واسطه جعلِ ذات، مجعولِ بالعرض محسوب میشوند. در نهایت، دیدگاه محقق دوانی و برداشت او از مکتب اشراقیین نقد شده و بر وحدتِ جعلِ الهی تأکید میشود.
تبیین کیفیت تعلق جعل به ذات و ذاتیات
6لِأنّا نَقولُ فَرقٌ بَینَ الإحتیاجِ النّاشی مِنَ الشیءِ بِالذاتِ و بَینَ الإحتیاجِ النّاشی مِنهُ بِالعرضِ و عَلى سَبیلِ الإتفاقِ فَإنَّ صِدقَ الذاتیاتِ و لَوازمَ الماهیاتِ لا یَحتاجُ إلى جَعلِ جاعلٍ و تَأثیرِ مُؤثرٍ.
عرضی بودن احتیاج لوازم ماهیات به جعل
پاسخ ما این است که فرق است بین احتیاجی که از شیء بالذات ناشی میشود آن احتیاجی که احتیاج ذاتی است و احتیاجی که از شیء بِالعرضِ ناشی میشود وَ عَلى سَبیلِ الاتفاقِ. صدق ذاتیات و لوازم ماهیات برای ذات احتیاج به جعل جاعل و تأثیر مؤثر ندارد! این احتیاج احتیاج بالعرض است، نه احتیاج بالذات؛ یعنی لوازم ماهیات ذاتاً احتیاجی به ذات ندارند بلکه بالعرض است. وقتی که ذات مجعول شد بالعرض لوازم ماهیات هم مجعول میشود. پس احتیاج لوازم ماهیات به جعل، احتیاج عرضی است. احتیاج خود ذات به جعل احتیاج ذاتی است. احتیاج خود انسان [به جعل احتیاج ذاتی است] چون معلول است و معلول احتیاج ذاتی به علت دارد اما ذاتیات این ذات بعد از جعل، احتیاج به علت ندارند. علت آمد انسان را جعل کرد این انسانیت برای این زید احتیاج به علت دارد. علت آمد این زید را انسان کرد آنوقت حیوانیت او، وزنش، اعراضش، همه چیز از لوازم ماهیات، لوازم وجود، حیوانیت، ناطقیت و امثالذلک احتیاجش به علت احتیاج بالعرض میشود و احتیاج بالذات نیست و دیگر ذاتی نیست.
بَل جَعلُها تابعٌ لِجعلِ الذّاتِ وجوداً و عَدماً فَإن کانتِ الذاتُ مَجعولةً کانَت ذاتیاتُها و لوازمُها مَجعولةً بِنفسِ ذلکَ الجَعل و إن کانتِ الذاتُ غَیرَ مَجعولةٍ کانتِ الذاتیاتُ و اللوازمُ لَها غَیرَ مَجعولةٍ بِاللاجعلِ الثابتِ لِلذاتِ.
جعل این لوازم ذاتیات و ذاتیات برای جعل ذات تابع است، باشد یا نباشد اگر ذات جعل بشود ذاتیاتش هم جعل شده است. خدا یک زور بیشتر نمیزند و آن اینکه زید را درست میکند نهاینکه یک زور بزند بعد حیوانیت را برای او درست کند بعد دوباره ببیند اینکه حیوان است و ناطقیتی ندارد و هیچ خبری اینجا نیست. بگوید که حالا یک مقداری هم از ناطقیت به او بدهیم. نه، اینطور نیست!
