اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تبیین کیفیت تعلق جعل به ذات و ذاتیات

تحلیل جعل ذاتی و تبعی در نظام هستی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق نحوه تعلق جعل الهی به ماهیات و ذاتیات اشیاء می‌پردازند. بحث با طرح یک توهم آغاز می‌شود که آیا با جعلِ یک ذات، ذاتیات آن نیز نیازمند جعلِ مستقل و جداگانه هستند یا خیر. ایشان با تفکیک میان جعل ذاتی و جعل تبعی، توضیح می‌دهند که جاعلِ حکیم، تنها به نفسِ ذات تعلقِ اراده می‌گیرد و ذاتیات و لوازم آن، به تبعِ همان جعلِ واحد، در خارج محقق می‌شوند. در ادامه، تفاوت این مسئله با ضرورت ازلیه و ضرورت ذاتیه بررسی شده و این نکته تبیین می‌گردد که چرا در ضرورت ازلیه، هیچ‌گونه احتیاجی به جعل وجود ندارد، اما در ضرورت ذاتیه، ذاتیات به واسطه جعلِ ذات، مجعولِ بالعرض محسوب می‌شوند. در نهایت، دیدگاه محقق دوانی و برداشت او از مکتب اشراقیین نقد شده و بر وحدتِ جعلِ الهی تأکید می‌شود.

تبیین کیفیت تعلق جعل به ذات و ذاتیات

8
  • فالجاعلُ یَفعلُ ماهیةَ الإنسانِ جاعل ماهیت انسان را وجود می‌دهد پس همین انسان بنفسه، هم انسان و هم حیوان و هم قابل برای تعلّم است نه‌اینکه دیگر زائد بر اینها جاعل بیاید اینها را هم بار کند. همین‌که جاعل انسان را انسان کرد یعنی حیوان هم کرده، یعنی قابل تعلّم هم کرده، یعنی ناطق هم کرده، یعنی وزن هم دارد و یعنی شکل هم دارد. دیگر آنها جعل ذاتی ندارند و جعل تبعی دارند و به تبع آن خودشان شده‌اند. جعل مؤلف ندارد و نه به این جعل بسیط یعنی در خود این جعل بسیط اینها جعل نشده‌اند بلکه این جعل به ذات خورده است و وقتی این ذات مجعول شد، ما کشف می‌کنیم که اینها هم به تبع او جعل شده‌اند نه‌اینکه این جعل بسیط در اینجا هم به ذاتیات خورده و هم به حیوانیت و ناطقیت جدا جدا خورده است. نه! یکی بیشتر نیست و آن این است که اراده به ماهیت انسان تعلق گرفته و آن ماهیت انسان در خارج محقق شده است. حالا بنا بر اصالة الماهوی‌‌ها آن ماهیت در خارج لباس وجود پوشیده است. وقتی که لباس وجود پوشید همان ماهیت، ماهیت شد نه‌اینکه آن اراده به ماهیت، به حیوان، به ناطق و به قابل تعلیم به نفس همان جعل واحد خورده است. نه! آن ماهیت همین‌که در خارج مقرر شد به معنای این است که حیوان هم مقرر شد بنا بر اصالة الماهیة و به همان معنا است که ناطقیت هم ثابت شد و به همان معنا است که قابلیت تعلم هم ثابت شد. چند چیز نیست که در یک چیز در خارج باشد بلکه یک چیز بیشتر نیست و همان کُن انسان انساناً اصالة الوجودی‌ها می‌گویند که به ‌وجود خورده است و اصالة الماهوی‌ها می‌گویند که به ماهیت خورده است دیگر به چند چیز نخورده است.

  • کَما ظَنَّهُ المُحققُ الدَّوانی و تَلامیذُه زاعمینَ أنَّ ذلکَ مَذهبُ الإشراقیینَ.1

    1. . همان، ص 399.