
تبیین حقیقت جعل و تعلق آن به ماهیات
تحلیل جایگاه ماهیت و وجود در نظام هستی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به واکاوی دقیق مسئله جعل و نحوه تعلق اراده الهی به اعیان میپردازند. بحث با تفکیک میان جعل وجود و جعل ماهیت آغاز میشود و با تبیین این نکته که جعل به حقیقت وجود به دلیل امتناع تحصیل حاصل تعلق نمیگیرد، به سراغ ماهیت میرود. در ادامه، تفاوت میان ماهیت مبهمه و ماهیت مشخصه بررسی شده و این پرسش مطرح میشود که چگونه جعل به ماهیت تعلق میگیرد. استاد با بهرهگیری از مثالهای عرفی و فلسفی، چگونگی تحقق تشخصات خارجی در علم عنائی حق را شرح داده و با نقد نگاههای سطحی به مطلوبات دنیوی، مفهوم اصنام درونی و هواهای نفسانی را در پرتو آیه شریفه «رَبِّ إِنَّهُنَّ أَضْلَلْنَ کَثِیرًا مِّنَ النَّاسِ» تبیین میکنند. در نهایت، این بحث به نتیجه میرسد که بسیاری از دلبستگیهای انسان، ناشی از بخشیدن لباس وجود به شبحهای ذهنی و ماهیات اعتباری است.
تبیین حقیقت جعل و تعلق آن به ماهیات
6بیان مثالی برای ادراک بهتر ماهیت مشخص در خارج
همین مطلب را شما راجع به اصالت ماهیت تصور کنید؛ در تقریر ذهنی قائلین به اصالت ماهیت میگویند که اصلاً وجود یک امر اعتباری است و وجود اختصاص به ذات پروردگار دارد. ما هم گفتیم که جعل به وجود تعلق نمیگیرد، پس به چه تعلق میگیرد؟! به ماهیت، تعلق جعل به ماهیت مبهم که ممتنع است پس میشود ماهیت مشخص، ماهیت مشخص در خارج چیست؟ همان چیزی است که ما از او شبح تعبیر میکنیم و از آن فرار میکنیم درحالیکه چیزی در خارج وجود ندارد و یا بهدنبال او میرویم درحالیکه چیزی در خارج نیست. در یک حالت منگی در یک حالت گیجی در یک حالت عدم تنبه، انسان فرض کنید یک حیوانی را میبیند، یک شبحی را میبیند، خیلی هست، برای بچهها که خیلی اتفاق میافتد، مادر میآید میگوید: بخواب مادر چیزی نیست. خواب دیدی ما هم همینطور هستیم؛ تمام آنچه را که مطلوب ما است و داریم بهدنبالش میرویم همان شبحی است که بچه در خواب میبیند.
کیفیت مطلوبات ما در چشم بزرگان و در منظر اولیاء
در چشم بزرگان و در منظر اولیاء تمام این صورتهای ما و مطلوبهای ما همه جعلِ ماهیت به آن خورده است و جعل وجود به آن نخورده است چون وجود وجود خارجی دارد. جعلِ ماهیت به آن خورده است. داریم دنبال ریاست و دنبال شهرت میرویم و خیال میکنیم شهرت یک چیزی است. یکدفعه میآید میبینیم عجیب عجیب شهرت کجا بود؟! با یک کاغذ آدم را از آن بالا سرنگون میکنند و از مقام ریاست پائین میاندازند؛ چنان پائین میاندازند که به استخدام اداره هم دیگر درنمیآورند و میگویند: اصلاً برو بیرون! آن شهرتی که در ذهن بود و با آن شهرت شب سر به رختخواب میگذاشتیم، صبح با همان شهرت سر از رختخواب برمیآوریم، افکارمان را براساس آن شهرت تنظیم میکردیم که این را بزنیم، آن را بگیریم، برای آن غیبت کنیم، آن را نمّامی کنیم، او را حذف کنیم، او را اثبات کنیم، این را نصب کنیم، این را عزل و خلع کنیم، تمام اینها برای چیست؟! برای اصالت ماهیت. ما هم جاعل هستیم و ما هم مقام جعل داریم! چه کسی گفته که نداریم؟! ما اشیاء مجازی و پوچ را لباس جعل میپوشانیم و ما هم اینها را وجود خارجی میدهیم! وجود خارجی میدهیم! بعد هم آنها را میپرستیم.
