
تبیین حقیقت جعل و تعلق آن به ماهیات
تحلیل جایگاه ماهیت و وجود در نظام هستی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به واکاوی دقیق مسئله جعل و نحوه تعلق اراده الهی به اعیان میپردازند. بحث با تفکیک میان جعل وجود و جعل ماهیت آغاز میشود و با تبیین این نکته که جعل به حقیقت وجود به دلیل امتناع تحصیل حاصل تعلق نمیگیرد، به سراغ ماهیت میرود. در ادامه، تفاوت میان ماهیت مبهمه و ماهیت مشخصه بررسی شده و این پرسش مطرح میشود که چگونه جعل به ماهیت تعلق میگیرد. استاد با بهرهگیری از مثالهای عرفی و فلسفی، چگونگی تحقق تشخصات خارجی در علم عنائی حق را شرح داده و با نقد نگاههای سطحی به مطلوبات دنیوی، مفهوم اصنام درونی و هواهای نفسانی را در پرتو آیه شریفه «رَبِّ إِنَّهُنَّ أَضْلَلْنَ کَثِیرًا مِّنَ النَّاسِ» تبیین میکنند. در نهایت، این بحث به نتیجه میرسد که بسیاری از دلبستگیهای انسان، ناشی از بخشیدن لباس وجود به شبحهای ذهنی و ماهیات اعتباری است.
تبیین حقیقت جعل و تعلق آن به ماهیات
7ای هواهای تو خدا انگیز *** ای خدایان تو خدا آزار1 این مقام جعل است؛ یعنی این مجعولات تو با آن جاعل حقیقی در تنافی است و منافات دارد. ذهنیات تو خیالات تو...
مقصود حضرت ابراهیم از دعا در آیۀ شریفۀ ﴿رَبِّ إِنَّهُنَّ أَضلَلنَ كَثِيرا مِّنَ ٱلنَّاسِ ...﴾
عجیب یک روز مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالی علیه ـ راجع به این آیه که دربارۀ حضرت ابراهیم است صحبت میکردند؛ ﴿رَبِّ إِنَّهُنَّ أَضۡلَلۡنَ كَثِيرٗا مِّنَ ٱلنَّاسِ فَمَن تَبِعَنِي فَإِنَّهُۥ مِنِّي وَمَنۡ عَصَانِي فَإِنَّكَ غَفُورٞ رَّحِيمٞ﴾؛2 خدایا مرا و فرزندانم را از عبادت بتها دور نگه دار. من به مرحوم آقا گفتم: آقا حضرت ابراهیم میشود بگوید: فرزندان مرا از عبادت این بتهای چوبی دور نگه دار! یعنی حضرت ابراهیم در آن مقام با آن عظمت با آن مراتب علمی خودش بگوید: خدایا فرزندان من بت نپرستند! مگر دعا قحط بود؟! در این زمان اصلاً کسی بت نمیپرستد فقط یک مشت خر در هند هستند که بت درست میکنند والاّ آدم در این دنیا که بت نمیپرستد! کمونیستها میآیند بت بپرستند؟! نصاریٰ میآیند بت بپرستند؟! یهود بت بپرستد؟! آدم بیدین بت بپرستد؟! اصلاً مسخره میکنند. حالا حضرت ابراهیم اینطور بگوید؟! بت چیست؟! این حرفها چیست؟! مقصود از این آیا آن هواها نبوده که مانع هستند؟! گفتند: بله، ابراهیم میگوید که هر چیزی که او بیاید و مورد پرستش فرزندان من قرار بگیرد و بین تو و بین آنها عائق بشود و مطلوب حقیقی را با مطلوب مجازی عوض کند، آن میشود: صنم! ﴿أَضۡلَلۡنَ كَثِيرٗا مِّنَ ٱلنَّاسِ﴾ این ضلالت ضلالت در طریق است ریاستها ﴿أَضۡلَلۡنَ كَثِيرٗا مِّنَ ٱلنَّاسِ﴾ شهوتها ﴿أَضۡلَلۡنَ كَثِيرٗا مِّنَ ٱلنَّاسِ﴾ مال ﴿أَضۡلَلۡنَ كَثِيرٗا مِّنَ ٱلنَّاسِ﴾ انانیت و خودیت ﴿أَضۡلَلۡنَ كَثِيرٗا مِّنَ ٱلنَّاسِ﴾ مقام ارادت و مرید و مرادی، آخ آخ آخ اینجا را که اصلاً حرف نزنید ﴿أَضۡلَلۡنَ كَثِيرٗا مِّنَ ٱلنَّاسِ﴾ مقام مرجعیت و فتوا و اصدار حکم ﴿أَضۡلَلۡنَ كَثِيرٗا مِّنَ ٱلنَّاسِ﴾. به آقا سید احمد کربلایی ـ خدا خیرش دهد خدا رحمتش کند ـ گفتند که بیا مرجع شو، گفت: اگر جهنم رفتن واجب کفایی است زودتر از ما در صف ایستادهاند. او گول نخورد و گفت: زودتر از ما صف کشیدهاند و اصلاً نمیشود آخرِ آن را دید. خیال نکنید حالا چند نفر هستند، نه، هرکدام از ما در صف ایستادهایم حالا یکی به یک موقعیتی میرسد و رساله هم میدهد بقیه هم رسالههایشان در شکمشان هست رساله ندادند ولی در صف ایستادهاند، یااباالفضل کیلومترها صف برای نشر یک رساله. بابا بس است! مگر حکم خدا چندتا است! چقدر کاغذها را حرام میکنید! کاغذها را بدهید بقالی پنیر در آن بپیچد. اینها ﴿رَبِّ إِنَّهُنَّ أَضۡلَلۡنَ كَثِيرٗا مِّنَ ٱلنَّاسِ﴾ ضلالت این است!
- . دیوان اشعار سنایی، قصیده ۷5: موعظه و نصیحت در اجتناب از زخارف دنیا.
- . سوره ابراهیم (14) آیه 36.
ترجمه: «پروردگارا! آن [بت] ها بسیاری از مردم را گمراه کردند، پس هر کسی از من [که یکتاپرست و حق گرایم] پیروی کند، یقیناً از من است، و هر کس از من نافرمانی کند [شایسته شدنش برای آمرزش و رحمت بسته به عنایت توست] زیرا تو بسیار آمرزنده و مهربانی.» (محقق)
