
تبیین کیفیت تعلق جعل به ماهیات
تحلیل دیدگاه اصالت ماهیت و نسبت آن با واقعیتهای خارجی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق دیدگاه قائلین به اصالت ماهیت در مسئله جعل میپردازند. بحث با تحلیل کیفیت ادراک نفس و معیت معلوم بالذات با آن آغاز میشود و با استفاده از مثالهای ملموس، چگونگی شکلگیری صور ذهنی و تمثلهای مثالی بررسی میگردد. در ادامه، با استناد به نمونههای قرآنی و تجربیات عرفانی، تفاوت میان تصورات ذهنی محض و واقعیتهای مثالی تبیین میشود تا مشخص گردد چگونه قائلین به اصالت ماهیت، بدون قائل شدن به وجود خارجی برای اشیاء، برای آنها نوعی تعین و واقعیت قائل هستند. در نهایت، استاد با نقد و بررسی این دیدگاه، نسبت میان وجود حقیقی حضرت حق و تعینات ماهوی ماسویالله را روشن کرده و تفاوت میان وجود اعتباری و وجود حقیقی را برای مخاطب ترسیم میکنند تا مسیر برای ورود به بحث اصلی یعنی تعلق جعل به وجود هموار شود.
تبیین کیفیت تعلق جعل به ماهیات
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق دیدگاه قائلین به اصالت ماهیت در مسئله جعل میپردازند. بحث با تحلیل کیفیت ادراک نفس و معیت معلوم بالذات با آن آغاز میشود و با استفاده از مثالهای ملموس، چگونگی شکلگیری صور ذهنی و تمثلهای مثالی بررسی میگردد. در ادامه، با استناد به نمونههای قرآنی و تجربیات عرفانی، تفاوت میان تصورات ذهنی محض و واقعیتهای مثالی تبیین میشود تا مشخص گردد چگونه قائلین به اصالت ماهیت، بدون قائل شدن به وجود خارجی برای اشیاء، برای آنها نوعی تعین و واقعیت قائل هستند. در نهایت، استاد با نقد و بررسی این دیدگاه، نسبت میان وجود حقیقی حضرت حق و تعینات ماهوی ماسویالله را روشن کرده و تفاوت میان وجود اعتباری و وجود حقیقی را برای مخاطب ترسیم میکنند تا مسیر برای ورود به بحث اصلی یعنی تعلق جعل به وجود هموار شود.
تبیین کیفیت تعلق جعل به ماهیات
4عدم تفاوت بین مکاشفه و رؤیت خارجی از نقطهنظر صدق واقعی
بنابراین از اینجا میگویند که بین مکاشفه و رؤیت خارجی از نقطهنظر صدق واقعی تفاوتی نیست، و همینطور از نقطهنظر حالت نفسانیای که برای رائی در وقت مکاشفه و تمثل مثالی و در وقت مشاهدۀ اعیان خارجی پیدا میشود. هیچ فرقی نیست؛ یعنی همان حالتی که شما یک فرد را در عالم مشاهده و شهود و شهادت ببینید، چطور برای شما یک احساس واقعی در نفس پیدا میشود، همینطور اگر یک فرد را در عالم مثال و در رؤیا ببینید، همان احساس برای شما پیدا میشود. لذا وقتی که فردا او را در سر درس ببینید، میگویید که آقا من دیشب شما را در خواب دیدم که یک چنین مطالبی به من وعده دادید، خلاصه ما را شب جمعه اکرام بکن! میگویم: آقا من کِی چنین حرفی زدم؟! آقا دیشب در خواب وعده دادی که اکرام بکنی، پس چرا به وعده وفا نمیکنی؟! میگویم: بله بله، اتفاقاً این در نیّت بوده که من [شما را] شب جمعه اکرام کنم و چون آن نیّت جنبۀ مثالی داشته در مثال برای شما تجلی کرده است. پس میگویید: درست است. به این صدق میگویند، یعنی آن صورت مثالی با صورت خارجی از این نقطهنظر یکی است.
البته مکاشفات غیر واقعی هم داریم که آنها مربوط به آن جنبۀ دیگر میشوند فعلاً آن که مورد بحث ما است این است و این مطلب را من میخواهم عرض کنم. مکاشفاتی را که انسان میکند گرچه صورت خارجی ندارد ولی چون آن مکاشفه با صرف مسئلۀ ذهن تفاوت میکند و یک رؤیتی در این مکاشفه قرار دارد لذا آن جنبۀ وحدت بین صورت ذهنی و آن صورت خارجیِ مثالی برقرار میشود. آن جنبۀ وحدت بین صورت ذهنی و صورت مثالی، جنبۀ عینیتِ آن واقعیت متمثله [است]، آن عینیت واقعیت دارد، آنچه را که دیده شده ـ آن مرئی ـ عینیت و واقعیت دارد گرچه این وجود خارجی نداشته باشد.
