
تبیین کیفیت تعلق جعل به ماهیات
تحلیل دیدگاه اصالت ماهیت و نسبت آن با واقعیتهای خارجی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق دیدگاه قائلین به اصالت ماهیت در مسئله جعل میپردازند. بحث با تحلیل کیفیت ادراک نفس و معیت معلوم بالذات با آن آغاز میشود و با استفاده از مثالهای ملموس، چگونگی شکلگیری صور ذهنی و تمثلهای مثالی بررسی میگردد. در ادامه، با استناد به نمونههای قرآنی و تجربیات عرفانی، تفاوت میان تصورات ذهنی محض و واقعیتهای مثالی تبیین میشود تا مشخص گردد چگونه قائلین به اصالت ماهیت، بدون قائل شدن به وجود خارجی برای اشیاء، برای آنها نوعی تعین و واقعیت قائل هستند. در نهایت، استاد با نقد و بررسی این دیدگاه، نسبت میان وجود حقیقی حضرت حق و تعینات ماهوی ماسویالله را روشن کرده و تفاوت میان وجود اعتباری و وجود حقیقی را برای مخاطب ترسیم میکنند تا مسیر برای ورود به بحث اصلی یعنی تعلق جعل به وجود هموار شود.
تبیین کیفیت تعلق جعل به ماهیات
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق دیدگاه قائلین به اصالت ماهیت در مسئله جعل میپردازند. بحث با تحلیل کیفیت ادراک نفس و معیت معلوم بالذات با آن آغاز میشود و با استفاده از مثالهای ملموس، چگونگی شکلگیری صور ذهنی و تمثلهای مثالی بررسی میگردد. در ادامه، با استناد به نمونههای قرآنی و تجربیات عرفانی، تفاوت میان تصورات ذهنی محض و واقعیتهای مثالی تبیین میشود تا مشخص گردد چگونه قائلین به اصالت ماهیت، بدون قائل شدن به وجود خارجی برای اشیاء، برای آنها نوعی تعین و واقعیت قائل هستند. در نهایت، استاد با نقد و بررسی این دیدگاه، نسبت میان وجود حقیقی حضرت حق و تعینات ماهوی ماسویالله را روشن کرده و تفاوت میان وجود اعتباری و وجود حقیقی را برای مخاطب ترسیم میکنند تا مسیر برای ورود به بحث اصلی یعنی تعلق جعل به وجود هموار شود.
تبیین کیفیت تعلق جعل به ماهیات
5مثال برای تقریب قول قائلین به اصالة الماهیه به ذهن
لذا بچههایی که از خودشان صورت ذهنی میسازند مثلاً نزد مادرشان میآیند و میگویند که من دیدم الآن یک گربه از اینجا رفت، درحالیکه گربهای اصلاً نبوده است یا میگوید که من دیدم که یک مردی در اینجا آمد درحالیکه مردی نبوده است یا میگوید که من دیدم یک پرنده و کبوتری از بالا رفت درحالیکه اصلاً کبوتری نبوده است. اینها برای چیست؟ اینها برای همین است که آن صورت ذهنی آنها یک واقعیت مثالی میسازد گرچه آن واقعیت در خارج نیست یعنی در مثال خود بچه یک واقعیت درست میشود، نه صرفاً فقط در ذهن. لذا بعد از گذشت بیست، سی، یا پنجاه سال دوباره تصور میکند که آن واقعیت خارجی در دوران طفولیت وجود داشته است. چرا این تصور را میکند؟! چون آن صورت مخلوقه مادامالعمر با نفس او وجود دارد گرچه مادرش میگوید که اصلاً چنین قضیه و مطلبی نبوده است ولی او قبول نمیکند. مادرش میگوید: این که تو در اینجا دیدهای اصلاً یک چنین چیزی نیست؛ فلان روز اصلاً کبوتری نیامد، فلان روز اصلاً چیزی نبود ولی او قبول نمیکند و میگوید: من دیدم! حتی خود او هم وقتی بزرگ میشود میپذیرد که این واقعیت خارجی نبوده است ولی آن صورت را از ذهن خود نمیتواند نفی کند یعنی بهعنوان یک واقعیت خارجی میگوید که این صورت مثالیِ مخلوق، با او معیت دارد گرچه قبول میکند که این صورت مثالی واقعیت عالم شهادت را ندارد.
ببیند دو جنبه در اینجا لحاظ شده است؛ از یک طرف در عالم خودش این مسئله را میپذیرد که این واقعیت را در کودکی دیده است و در این مسئله و مطلب شکی ندارد ولی از یک طرف میبیند که چنین مسئلهای در عالم خارج نبوده است، ادله و شواهد و قرائن دلالت میکنند که چنین مسئله نبوده است. پس در آنِ واحد دو مطلب در کنار هم در ذهن انسان وجود دارد. درست شد؟! آنچه که قائلین به اصالت ماهیت در جعل نسبت به آنها حکم میکنند مثل همان مثالی است که فردی مکاشفه میکند یا بچه یا طفلی که در اوان طفولیت و در دوران طفولیت خلق شبح و مثال میکند، [در واقع اینها] قائل هستند بر اینکه یک چنین تعینی در خارج بدون اینکه وجود خارجی داشته باشد محقق میشود، یک همچنین تصور و فرضی میکنند. یعنی بهتر از این مثال من نمیتوانم مثالی برای نزدیک کردن قول قائلین به اصالت ماهیت بیان کنم و اینهم در کتب و اینها نیست یک همچنین مثالهایی در آنجا ذکر نشده است.
