اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

تبیین کیفیت تعلق جعل به ماهیات

تحلیل دیدگاه اصالت ماهیت و نسبت آن با واقعیت‌های خارجی

14٬067
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق دیدگاه قائلین به اصالت ماهیت در مسئله جعل می‌پردازند. بحث با تحلیل کیفیت ادراک نفس و معیت معلوم بالذات با آن آغاز می‌شود و با استفاده از مثال‌های ملموس، چگونگی شکل‌گیری صور ذهنی و تمثل‌های مثالی بررسی می‌گردد. در ادامه، با استناد به نمونه‌های قرآنی و تجربیات عرفانی، تفاوت میان تصورات ذهنی محض و واقعیت‌های مثالی تبیین می‌شود تا مشخص گردد چگونه قائلین به اصالت ماهیت، بدون قائل شدن به وجود خارجی برای اشیاء، برای آن‌ها نوعی تعین و واقعیت قائل هستند. در نهایت، استاد با نقد و بررسی این دیدگاه، نسبت میان وجود حقیقی حضرت حق و تعینات ماهوی ماسوی‌الله را روشن کرده و تفاوت میان وجود اعتباری و وجود حقیقی را برای مخاطب ترسیم می‌کنند تا مسیر برای ورود به بحث اصلی یعنی تعلق جعل به وجود هموار شود.

تبیین کیفیت تعلق جعل به ماهیات

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق دیدگاه قائلین به اصالت ماهیت در مسئله جعل می‌پردازند. بحث با تحلیل کیفیت ادراک نفس و معیت معلوم بالذات با آن آغاز می‌شود و با استفاده از مثال‌های ملموس، چگونگی شکل‌گیری صور ذهنی و تمثل‌های مثالی بررسی می‌گردد. در ادامه، با استناد به نمونه‌های قرآنی و تجربیات عرفانی، تفاوت میان تصورات ذهنی محض و واقعیت‌های مثالی تبیین می‌شود تا مشخص گردد چگونه قائلین به اصالت ماهیت، بدون قائل شدن به وجود خارجی برای اشیاء، برای آن‌ها نوعی تعین و واقعیت قائل هستند. در نهایت، استاد با نقد و بررسی این دیدگاه، نسبت میان وجود حقیقی حضرت حق و تعینات ماهوی ماسوی‌الله را روشن کرده و تفاوت میان وجود اعتباری و وجود حقیقی را برای مخاطب ترسیم می‌کنند تا مسیر برای ورود به بحث اصلی یعنی تعلق جعل به وجود هموار شود.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

تبیین کیفیت تعلق جعل به ماهیات

7
  • عدم معنا داشتن تغییر و اعتبار در اعیان خارجی

  • اینها همه اعتباری می‌شوند، امروز یک نفر است، فردا تغییر پیدا می‌کند ولی در اعیان خارجی تغییر معنایی ندارد، این افرادی که [به] قائلین به اصالة الماهیه اعتراض می‌کنند اعتراض آنها نسبت به این مسئله خیلی وارد نیست. قائلین به اصالة الماهیه احساس واقعی و منطقی را نسبت به هویت‌ها و مشخصات و متعینات خارجی دارند، به‌جای آب، نان نمی‌خورند و نان را به‌جای خود و آب را به‌جای خود می‌خورند، به‌جای آب، لیوان را با دندانشان نمی‌شکنند که قورت بدهند، چون احساس می‌کند که اگر لیوان را بشکند و قورت بدهد دل و رودۀ او را پاره می‌کند، شوخی هم ندارد! به‌خاطر همین مسئله در عین اینکه قائل به اصالت ماهیت هستند یک نوع واقعیت را برای اشیاء خارجی قائل هستند، می‌گویند: اشیاء خارجی واقعیتشان با آن اعتباری را که معتبِر در عالم ذهن قرار می‌دهد تفاوت دارد، اعتبار معتبر قابل تغییر و تبدل است ولی واقعیت‌های خارجی قابل تغییر نیستند. من‌باب‌‌مثال ماء هیچ‌وقت تبدیل به ظرف نمی‌شود، ظرف هم هیچ‌وقت تبدیل به مظروف نمی‌شود این یک واقعیت خارجی است. پس در عین قول به اعتباریت ماهیت قائل به یک نوع واقعیت نسبت به ماهیت هستند که آن واقعیت در اعتبارات، امور مجازیه و استعارات و در عنایات وجود ندارد. شما به جهتی فرض کنید که استعارتاً لفظ اسد را برای آن رجل شجاع استفاده می‌کنید ولی رجل شجاع که اسد نیست اسد حیوان مفترس است رجل شجاع نه، مردی است که شجاع است. در واقع عنایت است و شما بِالعنایةِ و الاعتبار و المجاز و الاستعارةِ و التشبیه و التمثیل الفاظی را برای آنها به‌کار می‌برید درحالی‌که اینها واقعیت‌های خارجی‌شان متفاوت است؛ آن انسان و آن حیوان است، تفاوت می‌کند! احساس تفاوت می‌کند!

  • پس به این کیفیت که عرض کردم قائلین به اصالت ماهیت در مقام جعل قائل شدند بر اینکه یک نوع واقعیتی به ماهیات تعلق گرفته که آن ماهیات وجود ندارند ولی تعین و تشخص دارند، درست مثل آن واقعیاتی که در ما وجود دارند، در عین اینکه می‌دانیم وجود خارجی ندارند درعین‌حال آن واقعیات را در وجود خود احساس می‌کنیم. این مسئله خیلی شبیه است یعنی اگر روی این مسئله و مطلب فکر بکنیم خیلی به آن مطلب قائلین به [اصالت ماهیت واقف می‌شویم]، می‌خواهم بگویم که شاید حتی قائلین به اصالة الماهیة چنین چیزی به فکرشان نرسید، حالا ما داریم اینها را در توجیه کلام آنها می‌گوییم و زیاده‌روی می‌کنیم، خیلی داریم به آنها بهاء و قیمت می‌دهیم که یک وجهی برای کلامشان به این کیفیت پیدا می‌کنیم! خب بالأخره در میان ایشان بزرگانی امثال شیخ شهاب و اینها بودند که افراد کمی نبودند. یا بعضی از کلمات صوفیه که آنها خیلی آن‌چنان در وحدت وجود و موجود غرق شدند که بعضی از شطحیات از اینها سر می‌زند که احتیاج به تأویل و توجیه دارد و باید در مقام تأویل و توجیه این مسئله را بیان کرد تااینکه ایرادی به کلمات آنها وارد نشود. آنها افرادی عادی نبودند، آنها بالأخره بزرگان بودند، گرچه این مطالب از نظر برهان و دلیل مورد قبول نیست ولی همین‌طوری که حالا در کیفیت جعل به ‌وجود ما عرض می‌کنیم به یک نحوه‌ای مطلب را بیان می‌کنیم که با مطالب قائلین به اصالة الماهیة در تعلق جعل هم ملائمت داشته باشد؛ به‌طورکلی چوب را برنمی‌داریم یک راست همه را از دم درو کنیم و کنار بزنیم. نه، این مسئله را به یک نحوی مطرح می‌کنیم [که با کلام ایشان ملائمت داشته باشد].

/